14 شهريور 1405 / ۲۲ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 112517
یکشنبه 07 مرداد 1403 , 12:49
یکشنبه 07 مرداد 1403 , 12:49


منشور خودمختاری راهبردی ایران
علیرصا رجائی
این آب به کدام آسیاب میریزد؟!
حسین شریعتمداری
متولد آفریقا و ساکن آمریکا اما دلباخته کربلا
سیدمحمد مشکوهًْالممالک
سلاح واقعی اقتدار میآورد، نه جوهر روی کاغذ
حمیدرضا مرادی
مراسم عروسی، زیرساخت بود یا پایگاه موشکی؟!
محمدرضا الهی
توپ را به زمین دشمنان شلیک کنیم!
محمد عباسیلو
فرصتهای ایستادن با شرق
غلامرضا صادقیان
چالش مدیریتی در مسئله عفاف و حجاب
سید محمدرضا میرشمسی
عروسی خوبان، خباثت شیطان!
علیرضا ضابطی سیستان
ایران هرچه قویتر چگونه ساخته میشود؟
داود منظور

رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
گرم است؛ همه کچل کنید!
فاش نیوز - این روزها چیزی دوستداشتنیتر از یک کولر یا یک لیوان آب تگری نیست. این در حالی است که رزمندههای دوران دفاع مقدس در بیابانهای جنوب کشور امیدی به این چیزها نداشتند و مجبور بودند دست به دامن خلاقیت خودشان شوند.

محمدعلی نوریان، از رزمندگان لشکر ۸ نجف اشرف دفاع مقدس در توصیف گرمای سوزان جبهه میگوید: «بعد از عملیات خیبر شهید احمد کاظمی که فرمانده لشکرمان بود، دستور داد: «همه رزمندگانی که برای آموزش در آنجا مستقر هستند، باید کچل شوند.» خودش هم سرش را از ته زد.»
آموزش ساخت کولر آبی فقط با یک تکه گونیاو سپس توضیح میدهد که چگونه با دستان خالی وسط بیابان کولر آبی درست کردند: «با بیل مکانیکی سنگرهای ۴ در ۸ متری و با ارتفاع یک و نیم متر حفر کرده بودیم و ۳ تا پنجره هم برایش ساختیم.از بس گرم بود جلوی پنجرهها را گونی کشیده بودیم و آنها را هی خیس میکردیم. همین باعث میشد بادهای داغ تابستان بیابان، داخل سنگر به نسیم خنک تبدیل شود.»
یخچال هم نداریم؟ یخچال هم میسازیم!یکی دیگر از چیزهایی که در گرما میچسبد، آب خنک و تگری است که به محض باز کردن در یخچال شیشه آن را بردارید و سر بکشید. اما در جبهه یخچال نبود یا اگر هم بود توان خنک کردن دبههای آب را نداشت. از طرف دیگر خورشید تابستانی بیرحم جبهه یخ را آب میکرد و آب را بخار. یعنی رزمندهها برای رفع تشنگیشان چیزی جز آب گرم نداشتند. اما این هم راه داشت. نوریان تعریف میکند که چگونه برای آبشان یخچال درست کرده بودند: «ابها را در دبههای سفید پلاستیکی میریختیم. بعد زمین را میکندیم و دبه را طوری در آن حفر میکردیم که درش بیرون بماند. سپس روی خاکهای دور دبه آب میریختیم تا نم داشته باشد و سرمای آب و یخهای داخل دبه کمتر و دیرتر از بین برود.»
ما حتی زمینهایمان هم تکنولوژی سرمایشی دارداینکه میگویند «آدم تو محدودیتها ستاره میشه.»، درباره دارودسته نوریان در جبهه است. تکنولوژی سرمایشی آنها به این کولر آبیهای ساخته شده از گونی محدود نشد. این رزمنده تعریف میکند: «راه دیگر ما برای خنک شدن هم این بود که بزرنتهای کف سنگر را کنار میزدیم و روی زمین اب میریختیم. بعد پیرهنهایمان را در آورده و با شکم روی زمین نمزده سنگر دراز میکشیدیم.»
منبع: خبرگزاری فارس


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















