شنبه 20 مرداد 1403 , 13:05




آرزوی دختر رزمنده واقعی جنگ
فاش نیوز - آرزویم ایناست که پدرم یک شب راحت بخوابد. بدون قرص خواب، بدون دهها داروی مسکن، بدون آنکه فریاد بزند، بدون آنکه خودش را بزند، بدون آنکه قبول کند که جنگ تمام شده، قبول کند که .....
« پدر عزیزم، اگر چه رزم تو را فراموش کردند، اما، من این آسایش امروز سرزمینم را از جانفشانی تو و همرزمانت میدانم »
« (دختر جانباز نخاعی، - قطع دو پا، قطع دستها) »
به خدا آرزویم از کودکی این بود که فقط یکبار، آن هم فقط در حَد چند ثانیه، بابا منو در آغوش بگیرد، پرتابم کند، بالا و من از اون بالا بال بال بزنم و در آغوشش بیفتم.
« و روزت مبارک بابای نازنینم که نمیگذاری احدی از دردهای پنهانت آگاه شود، و من میدانم چه تحملی داری که مبادا اشک من ریخته شود، »
« و درود بر همه فرزندان شهدا و جانبازان که با درد بیپدری و درد جسمی پدر، بزرگ شدند، رشد کردند و میکنند و با ادامه دادن آرمان پدر، بزرگتر »
و البته تقدیر و تشکر از خادمین واقعی شهدا و ایثارگران که خالصانه و صادقانه در خدمت به جامعه شاهد و ایثارگر تلاش مینمایند و شما جناب آقای دکتر پزشکیان عزیز از جاماندگان همان قبیله عاشق هستید.
یا حق
موفق و پایدار باشید انشاءالله
فرزند شهیدی از سیستان
|| علیرضا ضابطی


















ما مدیون شما هستیم تا ابد