20 آذر 1404 / ۲۰ جمادى الثانية ۱۴۴۷
شناسه خبر : 114192
چهارشنبه 25 مهر 1403 , 08:23
چهارشنبه 25 مهر 1403 , 08:23


عرفِ لوکوموتیو!
سیدمهدی حسینی
بوگیری برای غرب
سیدمحمدعماد اعرابی
دامهای فریبنده و خسارتهای ویرانگر!
ابراهیم کارخانهای
از همدلی تا درخششهای توخالی
داود گودرزی
پاکستان - طالبان؛ مداخله، مأموریتپذیری و سوءمدیریت
علیرضا رجایی
سند اذعان به شکست ۵۰ ساله سیاست خارجی آمریکا
سعدالله زارعی
مناظره بیثمر و پر ضرر و برنامهریزیشده!
غلامرضا صادقیان
۱۸ آذر، روز ثبت حقیقت و پیروزی مقاومت ملت ایران
علیرضا ضابطی
نقدی بر ایده له شدن فقرا زیر ریل توسعه
سیدزکریا محمودی رجا
نقدی بر مصوبه سهنرخی شدن بنزین
سیدرضا موسوی فاضل

دریادلان
فاطمه فروغیفرد
فریاد دختران یتیم در سوگ فاطمه(س)
یتیم شهدا
رود ترانه تازه به طغیان رسیده است...
ونوس جامیپور
قصه دلدادگی به خاک
زهرا آذربایجان
درد را مردی اگر باشد تویی!
غلامعلی محمدی

عصبانیت شهید بهشتی از دستگیری زن بنی صدر
فاش نیوز - بنیصدر از کشور فرار کرده بود؛ اما توانسته بودند همسر او را بگیرند. با این حال شهید بهشتی به شدت از این موضوع عصبانی بود.
فرشاد مؤمنی از زبان سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی که از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ رئیس دیوان عالی کشور بود، تعریف میکند: «وقتی که بنی صدر از ایران فرار کرد، یکی دو روز بعد، همسر بنی صدر سودابه سدیفی را دستگیر کردند.شهید بهشتی غضبناک به من تلفن زدند و گفتند: «آقای اردبیلی! میدانی که همسر بنی صدر دستگیر شده؟» گفتم: «نه! نمیدانستم.»گفتند: «حالا من گفتم. آن لحظهای که شنیدم میخواستم فرمان آزادیاش را بدهم؛ ولی چون این در اختیارات دادستان کل بود بهتر دیدم که این کار به دست شما انجام بشود.» گفتم: «چرا آزادش کنیم؟ حالا بگیریم ببینیم چه گناهی کرده است.» ایشان با عتاب غلیظی گفتند: «فلانی! تو میدانی که ما با زن بنی صدر هیچ مشکلی نداریم و این زن هیچ تخلف سیاسی مرتکب نشده؛ بنابراین هر یک ثانیهای که او بماند، گناهش به گردن جمهوری اسلامی است.» گفتم: «من تحقیق میکنم و بعد خدمت شما میگویم.» تحقیق کردم دیدم صحت دارد و نابهجا دستگیر شده است. تلفن زدم به آقای بهشتی و گفتم: «آقا صحت دارد. ولی من ایشان را آزاد نمیکنم.» ایشان گفتند: «چرا آزاد نمیکنی؟» گفتم: «اگر او را آزاد کنم فردا همه نهادها و گروهها سندهایی می آورند و میگویند مثلاً مشکل داشته است.» ایشان با تندی با من برخورد کرد و گفت: «ما قصاص قبل از جنایت بکنیم؟ پیشداوری کنیم؟ به حکم تصورات خودمان به آدمی ظلم کنیم؟ با تو موافق نیستم. با وجود این که این خلاف است و من نباید در مسئولیت شما دخالت بکنم؛ اما چون شاهد یک ظلم آشکارم، نمیتوانم ساکت باشم. راساً و با اختیارات رئیس دیوان عالی کشور او را آزاد میکنم. از این که در کار شما دخالت میکنم عذر میخواهم. ولی این کار را به مسئولیت خودم انجام میدهم.»
به دستور آقای بهشتی همسر بنی صدر آزاد شد.»
|| منبع: کتاب «او یک ملت بود» به قلم محمدعلی صمدی
منبع: خبرگزاری فارس


آه یونس!
خسرو قبادی
نخواستم شرمندۀ مادرت بشی!
سیدجعفر حسینی ودیق
خاطرهای با پایانبندی تلخ!
رضا امیریان فارسانی
توسل در اسارت
ابوالقاسم محمدزاده
دو خاطره از شهید مهدی باکری
محمدحسین عباسی ولدی















