یکشنبه 13 آبان 1403 , 14:37




باید دین خود را به جانبازان لبنانی ادا کنیم؛
روایت خواندنی عیادت جانبازان نابینای انفجار پیجرها
در جمعبندی صورت گرفته که در جلسهای با حضور نمایندگانی از سپاه قدس، صدا و سیما و بنیاد شهید مطرح کردیم، پیشنهادهایی برای ادای این دین به جانبازان نابینای لبنانی مطرح کردیم...
فاش نیوز - دبیرکل جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی با تشریح جزییات دیدار جمعی از جانبازان نابینا و بصیر کشورمان با حادثهدیدگان انفجار پیجوها(پیجرها) در لبنان، از ضرورت برنامهریزی مدون برای انتقال تجربیات جانبازی بهمنظور کمک به تطبیق هر چه زودتر مجروحان لبنانی با وضعیت جسمانی جدید خود خبر داد و گفت: نهادهایی همچون نیروی قدس سپاه و بنیاد جانبازان و رسانه ملی باید پای کار بیایند تا دینی که به گردنمان داریم را ادا کنیم.
به گزارش روابط عمومی جمعیت جانبازان، مجتبی شاکری که از جانبازان بصیر و روشندل است، با اشاره به اقدام تروریستی و ناجوانمردانه صهیونیستها در مسلح کردن پیجوهایی که حزبالله لبنان از آنها استفاده میکرد، گفت: دو رخداد انفجار پیجوها در دو روز پیاپی یعنی ۲۸ و ۲۹ شهریور، موجب شد در یک نوبت بیش از سههزار و در نوبت بعد بیش از دوهزار نفر در لبنان دچار آسیب جسمانی شوند و طیفی از اوضاع جسمانی از مرتبه قطع انگشتان دست گرفته تا آسیب پهلو، صورت، چشمها و مجروحیتهای دیگر در میان این جانبازان لبنانی وجود دارد.
وی با بیان این که با توجه به شرایط حادث شده، گروهی از جانبازان نابینای دو چشم تصمیم گرفتند تجربیات مجروحیت و جانبازی خود را به این جانبازان لبنانی که از ناحیه چشم دچار جراحت شدهاند، انتقال دهند، ملاقاتی هرچند محدود - با رعایت نکات امنیتی - با عدهای از جانبازان روشندل لبنانی انجام شد.
شاکری با بیان این که بسیاری از دوستان جمعیت جانبازان اعلام آمادگی کردند تا اندکی از دین و ارادت خود را به حزبالله لبنان ادا کنند. حتی اگر لازم باشد شبانهروزی در کنار آنان حضور داشته باشند و تجربیات خود را منتقل کنند، گفت: شاید کسانی که تجربه نابینایی را ندارند، متوجه حساسیت این موضوع نباشند؛ اما جانبازان چون وضعیت مشابهی را تجربه کردهاند، میدانستند اولین سئوالی که برای فرد پس از حادثه انفجار و ندیدن پیش میآید این است که چطور خود را با رفع نیازهای فردی، ارتباط با اطرافیان و کنشگری در میدان فعالیت تطبیق دهند. برای فردی که قبلا یک عنصر فعال میدانی، پرتحرک و در صحنه بوده و شاید خودش عملیاتهای نظامی را هدایت میکرده، قطعا مدیریت ندیدن با از دست دادن عضوی که سلطان بدن خوانده میشود دشوار است.
دبیر کل جمعیت جانبازان با بیان این که به اتفاق دو جانباز روشندل دیگر که از نظر فعالیت در موقعیت تراز قرار دارند، به دیدار جانبازان روشندل لبنانی رفتیم، افزود: باید به حزبالله با سازمانی که ایجاد کرده و مردان بزرگی که تربیت کرده است، احسنت گفت؛ چراکه واقعا روحیات بالایی دارند و در مقام صبر و شکر، مثالزدنی هستند. آنها از عمق جان به وعدههای الهی باور دارند. اما برخی مسایل برای آنها مثل هر مورد مشابهی وجود دارد که با انتقال تجربیات موفق روزمره، میتوان کمک کرد که آنها به سرعت به وضعیت عادی در اداره امور خود، همچون رفت و آمد، نشست و برخاست، غذاخوردن، لباسپوشیدن، خواندن و نوشتن و ... دست پیدا کنند.
شاکری از دکتر محسن محسنی، جانباز نامآشنا با قطع دو دست و نابینائی دو چشم که در جریان دیدار با مقام معظم رهبری عبای ایشان را درخواست کرد و رهبر انقلاب نیز آن را به وی اهدا کردند، نام برد و با بیان این که آقای محسنی در این دیدار همراه ما بود، گفت: آقای محسنی در سن نوجوانی و تحصیل در دوره راهنمایی به مقام جانبازی نائل آمدند اما تحصیل را ادامه دادند و از دانشجویان سرآمد دانشگاه امام صادق(ع) شدند و اکنون در مقطع دکتری و با وجود محدودیتهای همین وضعیت جسمی به اموری همچون تدریس، مدیریت و سخنرانی و … اشتغال دارند. همچنین دکتر تورانی نیز دیگر همراه ما در این دیدار بودند که زمان مجروحیت دیپلم داشتند و اکنون در دانشگاه الزهرا به تدریس اشتغال دارند و هم صاحب مقالات متعددی در حوزه غربشناسی هستند و در سمینارهای متعدد داخلی و بینالمللی آن را ارائه کرده اند.
وی ادامه داد: بنای ما این بود که به پرسشهای این طلایه داران جانبازی پاسخ دهیم؛ اما دیدیم هنوز در حالت بهت بعد از انفجار هستند و در نتیجه تصمیم گرفتیم خود به بیان تجربیاتمان از لحظه جانبازی، افکار و نگرانیهایی که داشتیم و سپس نحوه تسلط بر امور روزمره و تطبیق خود با شرایط بپردازیم. و حتی خاطرات طنزی از موقعیتهایی که بعضا در آن قرار گرفته بودیم بیان کردیم و گفتنیهای بسیاری محفل ما را گرم کرد. از داشتههای جسمی خود تا ذهنی که میتواند تخیل کند و قوه شنوایی که کمک میکند مطالبی به ذهن سپرده شود و جایگزین ندیدن گردد. همچنین تجربیاتی از مراودات روزمره با فرزندان، گفتگو با خانواده، وضو گرفتن، استحمام کردن، تردد و...
شاکری با یادآوری این که در زمان مجروحیت ما، چنین تجربیات برآمده از آزمون و خطا وجود نداشت، گفت: برای من زمانی حدود ۶ ماه به طول انجامید تا با وضعیت جدید کنار بیایم و برای برخی دوستان بعضا تا یک سال زمان برده است. اما ما اکنون میتوانیم با انتقال تجربه زیستهی خود به جانبازان لبنانی، این زمان را برای آنها به چند روز یا چند هفته تقلیل دهیم.
دبیرکل جمعیت جانبازان خاطرنشان کرد: کوتاه کردن زمان برای مسلط شدن به انرژی و توانمندیهایی که جانبازان نابینا دارند، بسیار مهم است. گاهی اگر امکان کوتاه شدن این زمان نباشد، ممکن است فرد دچار آشفتگی روحی و رفتاری شود.
وی با بیان این که در این گفتوگوی صمیمی دوساعته، از ظرفیتهای شگفت جانباز حسن قدیری که در وضعیت نابینایی به بازی شطرنج کاملا مسلط بود، سخن به میان آمد، گفت: ما در دانشکده علوم اجتماعی رشته پژوهشگری با ایشان همکلاس بودیم و او توانایی بازی همزمان شطرنج با پنج نفر را داشت؛ تمام حرکات و موقعیت مهرهها در هر صفحه بازی هر فرد را جداگانه به ذهن میسپرد و حرکت خود را به حریف اعلام میکرد تا روی صفحه پیاده کند. تبحر او در شطرنج همه را به تحیر وامیداشت و حتی بارها توانسته بود بر فردی که در شطرنج دارای رتبه بود، غلبه کند. شنیدن این خاطرات و توانمندیها برای لبنانیها بسیار جذاب بود.
دکتر تورانی نیز از امکاناتی که بهصورت کتاب صوتی برای نابینایان قابل استفاده است، و همینطور نرمافزارهایی که برای تبدیل گفتار به متن و پدیده نوشتن و امکاناتی نظایر آن سخن گفت و آنها را به جانبازان لبنانی معرفی کرد. جانباز تورانی خاطرنشان کرد که این امکانات ابزارهای مهمی برای تطبیق نابینا با وضعیت روز جامعه هستند که آشنایی با آنها برای جانبازان لبنانی بسیار جذاب بود. البته چون آنها توسط پیجو دچار آسیب شده بودند، از هر گوشی تلفنی به نوعی وحشت داشتند و فوبیای مسلح بودن به هر نوع فناوری مشابهی را دارند؛ اما چنین پرهیزی موقت است و با گذشت زمان و گفتوگو، ان شاءالله به وضعیت عادی بازخواهند گشت.
آشنایی با جهتیابی و عصای نابینایان از دیگر موضوعاتی بود که شاکری به آن پرداخت و تشریح کرد و گفت: اهمیت جهتیابی و استفاده از عصا برای این افراد طبیعی میشود. همچنین تجربیاتی از موفقیت فرزندان خودمان مطرح کردیم و به این پرداختیم که زندگی با این موقعیت خاص با گرمی و موفقیت در جریان بوده هست. من دبیرستانی بودم که مجروح شدم و اکنون هشت نوه دارم؛ یا آقای محسنی فرزندانی دارد که عضو جامعه نخبگان به شمار میآیند. بیان این قبیل موارد کمک میکند تا آنها بتوانند تصویر روشنی از آینده برای خود داشته باشند.
مجتبی شاکری با بیان این که جانبازان ایران نسبت به جانبازان لبنانی احساس دین میکنند، گفت: در جمعبندی صورت گرفته که در جلسهای با حضور نمایندگانی از سپاه قدس، صدا و سیما و بنیاد شهید مطرح کردیم، پیشنهادهایی برای ادای این دین به جانبازان نابینای لبنانی مطرح کردیم که امیدواریم در صورت فراهم شدن مقدمات لازم، عملیاتی شود. البته تعداد نابینایان حادثه پیجو هر چند محدودند ولی از نظر طیف سنی و موقعیت، تنوع و گوناگونی وجود دارد؛ از خواهرانی که بعضا تازه ازدواج کرده بودند تا کودکان دبستانی در میان آنها وجود دارد.
دبیرکل جمعیت جانبازان پیشنهاد اول را گفتوگوی چهره به چهره با جانبازان لبنانی، با حضور مترجم عنوان کرد و گفت: در یک جلسه با انتقال تجربه و پرسش و پاسخ، میتوان شرایطی ایجاد کرد که پذیرشی که شاید برخی پس از یک سال به دست آوردهاند، این مجروحان بعد از یک هفته کسب کنند.
وی مدل پیشنهادی دوم را برگزاری میزگرد با حضور جمع محدودی از جانبازان لبنانی عنوان کرد و افزود: در این مدل گفتوگویی که هر موضوع جدی و یا طنزهای روزمره زندگی ما در آن میگنجد، صورت خواهد گرفت و صدا و سیما نیز آن را ضبط میکند تا قابلیت ترجمه و پخش در جمع جانبازان لبنانی دیگر را داشته باشد. پخش این فیلمها موجب میشود سایر جانبازان نیز به شرکت در این جلسات علاقمند شوند.
شاکری مدل سوم پیشنهادی را تولید محتوا از یک روز کامل زندگی یک جانباز روشندل در قاب تصویر عنوان کرد؛ به این ترتیب که تمام شئون زندگی او در یک شبانهروز از آماده شدن برای خروج از منزل تا حضور در محل کار یا تحصیل و …. به نمایش گذاشته شود. در نهایت پیشنهاد چهارم، برقراری ارتباط با خانواده جانبازان روشندل لبنانی و ارائه آگاهیهای لازم به اهل خانواده و اطرافیان آنهاست.
شاکری در این رابطه توضیح داد: برخی خانوادههای لبنانی اکنون توجیه نیستند و تصور میکنند باید تمام کارهای این جانبازان روشندل را انجام دهند؛ در حالی که واقعا استعداد و بینیازی از دیگران که نابینایان دارند، مثالزدنی است. جانبازان لبنانی در این گفتوگوی صمیمی متوجه شدند دوستانی با وضعیت نابینائی آنها بهتنهایی مسافرت میروند و یا در خانه کاملا فعالانه بر تحصیل فرزندانشان نظارت دارند و ... در نهایت پیشنهاد الگوی تاثیرگذاری سفر مشترک هم مطرح شد تا حس مشترکی شکل بگیرد.
دبیر کل جمعیت جانبازان با بیان این که برخی مسئولان ما نسبت به ضرورت ارائه این توانمندیها توجیه نیستند، افزود: من باور دارم که مسایل حفاظتی باید رعایت شود؛ ولی از طرف دیگر باید واقعا مسئولان ما درک کنند که نیاز به بازیابی خود در میان جانبازان لبنانی، یک نیاز واقعی است و باید به آن پاسخ داده شود.
وی به اهمیت برقراری ارتباط موثر میان همسران جانبازان ایرانی با خانوادههای جانبازان لبنانی نیز تاکید کرد و گفت: در حلقه بانوانی که در همین جمع تشکیل شده بود، همسر بنده نقل میکردند که بانوان لبنانی چقدر نسبت به مسائل مربوط به بحث نابینایی کماطلاع هستند و برداشتهای نادرستی دارند. لذا حساسیت موضوع بالاست و باید با امکانات رسانهای که در اختیار بنیاد، سپاه قدس و صداوسیماست، به این ضرورت بپردازیم.


















امیدوارم نهادهای مرتبط با حفظ ملاحظات امنیتی شرایط دیدار و انتقال تجربیات ارزشمند جانبازان ایرانی به جانبازان لبنانی را فراهم کنند تا زکات علم جانبازی به نحو احسنت پرداخت شود و این عزیزان راه رفته ما را دوباره طی نکنند