20 تير 1405 / ۲۵ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 116637
شنبه 04 اسفند 1403 , 11:13
شنبه 04 اسفند 1403 , 11:13


این هشدار دوستانه و از سر دلسوزی است
جعفر بلوری
قانون تاریخ
سیدمهدی حسینی
ترامپ، ناسزا و فرصت
سید محمدرضا میرشمسی
پاکستان و قطر در معادلات جدید منطقه
علیرضا رجائی
درسهای مکتب عاشورا در مبانی فکری امام شهید
رضا علامهزاده
نگاهِ مردمیِ امامِ شهیدِ از منظر رهبری معظم انقلاب جدید
علیرضا ضابطی سیستان
رستاخیز ملتی مبعوثشده
حسن رشوند
رستاخیز غیرت در جبهه واحد
حمیدرضا مرادی
سر ترامپ را میخواهیم!
حسین شریعتمداری
مذاکره بدون عبرت؛ تکرار یک مسیر پرهزینه
سیدرضا موسوی فاضل
سفری که با خون امضا شد
حمیدرضا مرادی

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

این فرمانده لباس نیروهایش را میشست
فاش نیوز - شهید حاجعبدالله نوریان با اینکه فرمانده تخریب و مهندسی رزمی لشکر ۱۰ سیدالشهدا بود، شبها که نیروهایش خواب بودند، مخفیانه لباسهایشان را میشست.

حاجعبدالله فرماندهای بود که نیروهایش خیلی دوستش داشتند. او هر کاری میتوانست برای نیروهایش انجام میداد.
مرحوم حاجپرویز معصومی راننده گردان تخریب بود که خاطرهای از این فرمانده را تعریف میکرد که این خاطره را میخوانیم.قبل از عملیات امالرصاص مقر بچههای تخریب کنار رود کارون در روستای امالنوشه بود. من و پسرم [شهیدسلطان معصومی] در گردان بودیم. سلطان ما مسؤول حمام بود و صبحهای زود میرفت حمام را روشن میکرد. من هم آنجا ماشین تحویل گرفتم و راننده گردان تخریب شدم.

پدر و پسر در جبهه؛ از سمت چپ نفر اول شهید سلطان معصومی، نفر سوم مرحوم پرویز معصومییکبار نیمه شب از خواب بیدار شدم. فکر کنم یکی دو ساعت به اذان صبح مانده بود. رفتم به سمت منبع آب که وضو بگیرم، دیدم اطراف منبع آب سر و صدا میآید. جلوتر که رفتم، یکی به من سلام کرد. دیدم حاجعبدالله است. گفتم: حاجآقا این نصفه شبی داری رخت میشویی؟! گفت: حاجی روزها که وقت نمیکنیم، شبها باید جورش رو بکشیم.شیر آب را باز کردم و مشغول وضو شدم. سرم را پایین آوردم مسح پایم را بکشم، دیدم یک زیرپیراهن دست حاجی بود و داشت آن را میشست؛ زیرپیراهن سلطان پسرم بود که از تهران برایش آورده بودم. گفتم: حاج آقا اینکه زیر پیراهن پسر منه! شما چرا داری میشویی؟ فهمیدم حاجی لباسهای بچهها را خیس کرده و میخواهد بشوید. حاجی به من گفت: فقط شما سرّ من را میدانی، ندیده بگیر!

شهید نوریان در حال صحبت با سردار علی فضلیسردار شهید حاج عبدالله نوریان فرمانده تخریب و مهندسی رزمی لشکر ۱۰ سیدالشهدا، روز چهارم اسفند سال ۱۳۶۴ در عملیات والفجر ۸ به شهادت رسید. مزار این فرمانده ۲۴ ساله در گلزار شهدای امامزاده علیاکبر چیذر است.
منبع: خبرگزاری فارس


فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
روایت خلبان F-۱۴ از فتح خرمشهر و مقاومت دزفول
مهدی طلوع وند















