04 شهريور 1405 / ۱۲ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 116637
شنبه 04 اسفند 1403 , 11:13
شنبه 04 اسفند 1403 , 11:13


مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی
جرایم سازمانیافته علیه عفت عمومی
رحمان الهی
شهدای خدمت
علیرضا ضابطی سیستان
نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
این فرمانده لباس نیروهایش را میشست
فاش نیوز - شهید حاجعبدالله نوریان با اینکه فرمانده تخریب و مهندسی رزمی لشکر ۱۰ سیدالشهدا بود، شبها که نیروهایش خواب بودند، مخفیانه لباسهایشان را میشست.

حاجعبدالله فرماندهای بود که نیروهایش خیلی دوستش داشتند. او هر کاری میتوانست برای نیروهایش انجام میداد.
مرحوم حاجپرویز معصومی راننده گردان تخریب بود که خاطرهای از این فرمانده را تعریف میکرد که این خاطره را میخوانیم.قبل از عملیات امالرصاص مقر بچههای تخریب کنار رود کارون در روستای امالنوشه بود. من و پسرم [شهیدسلطان معصومی] در گردان بودیم. سلطان ما مسؤول حمام بود و صبحهای زود میرفت حمام را روشن میکرد. من هم آنجا ماشین تحویل گرفتم و راننده گردان تخریب شدم.

پدر و پسر در جبهه؛ از سمت چپ نفر اول شهید سلطان معصومی، نفر سوم مرحوم پرویز معصومییکبار نیمه شب از خواب بیدار شدم. فکر کنم یکی دو ساعت به اذان صبح مانده بود. رفتم به سمت منبع آب که وضو بگیرم، دیدم اطراف منبع آب سر و صدا میآید. جلوتر که رفتم، یکی به من سلام کرد. دیدم حاجعبدالله است. گفتم: حاجآقا این نصفه شبی داری رخت میشویی؟! گفت: حاجی روزها که وقت نمیکنیم، شبها باید جورش رو بکشیم.شیر آب را باز کردم و مشغول وضو شدم. سرم را پایین آوردم مسح پایم را بکشم، دیدم یک زیرپیراهن دست حاجی بود و داشت آن را میشست؛ زیرپیراهن سلطان پسرم بود که از تهران برایش آورده بودم. گفتم: حاج آقا اینکه زیر پیراهن پسر منه! شما چرا داری میشویی؟ فهمیدم حاجی لباسهای بچهها را خیس کرده و میخواهد بشوید. حاجی به من گفت: فقط شما سرّ من را میدانی، ندیده بگیر!

شهید نوریان در حال صحبت با سردار علی فضلیسردار شهید حاج عبدالله نوریان فرمانده تخریب و مهندسی رزمی لشکر ۱۰ سیدالشهدا، روز چهارم اسفند سال ۱۳۶۴ در عملیات والفجر ۸ به شهادت رسید. مزار این فرمانده ۲۴ ساله در گلزار شهدای امامزاده علیاکبر چیذر است.
منبع: خبرگزاری فارس


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















