03 شهريور 1405 / ۱۱ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 116862
چهارشنبه 15 اسفند 1403 , 09:17
چهارشنبه 15 اسفند 1403 , 09:17


مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی
جرایم سازمانیافته علیه عفت عمومی
رحمان الهی
شهدای خدمت
علیرضا ضابطی سیستان
نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
روایت زاکانی از تخریبچی که پلاکارد شهادتش را نوشته بود
فاش نیوز - در این روزهایی که سالگرد اجرای عملیات خیبر و شهادت شهید «محمود بهرامی» است، علیرضا زاکانی در جمع نیروهای گردان تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهدا(ع) خاطراتی از این شهید را روایت کرد.

عملیات خیبر از ۳ اسفند ماه ۱۳۶۲ در جزیره مجنون آغاز شد و تا ۲۲ اسفند ماه ادامه داشت. شهید محمود بهرامی یکی از شهدای تخریبچی این عملیات است؛ شهیدی که بلافاصله بعد از جشن عروسیاش عازم جبهه شد و ۷ اسفند ماه به شهادت رسید. علیرضا زاکانی شهردار تهران در این ایامی که همزمان با اجرای عملیات خیبر و سالگرد شهید بهرامی است، درباره روحیه شهادتطلبی همرزمش روایتگری کرد که این روایت را در ادامه میخوانیم.

روز سوم عملیات خیبر بود که تیپ سیدالشهدا(ع) وارد عملیات شد. محمود از من جدا شد و به عنوان تخریبچی با گردان حضرت قاسم(ع) به جزیره مجنون رفت و من هم برای حضور در گردان حضرت علی اصغر (ع) آماده شدم. آخرین دیدار من و محمود فردای اعزام بود که با موتور به مقر گردان برگشت. او را دیدم. دست دور گردن من انداخت که باهم وداع کنیم؛ او کنار گوش من گفت: «این آخرین دیدار ماست؛ دیدار ما به قیامت! من شهید میشوم و دیگر برنمیگردم؛ شما زحمت بکش سلام مرا به مادرم برسان و از مادرم حلالیت بطلب؛ چون خیلی برای من زحمت کشید و من نتوانستم زحمات او را جبران کنم.»

علیرضا زاکانی در جمع همرزمانشهمان طور که محمود گفته بود، این آخرین دیدار ما بود. او رفت و با ۲ هزار شهیدی برگشت که از آنها تنها پلاک و مشتی استخوان به یادگار مانده بود.یادم هست، این شهید قبل از شهادتش پلاکاردش را هم نوشته و برای خانوادهاش آماده کرده بود.
منبع: خبرگزاری فارس


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















