یکشنبه 12 مرداد 1404 , 11:15




یک جانباز الکی خوش؛
نامرد برگرد!
فاش نیوز - سلام؛ یک جانباز الکیخوش هستم، با افتخار...
سال ۱۳۶۸ رفتم بنیاد شهید وقت؛ کمیسیون ۴۰ درصد به من دادند و ۲۰۰ متر زمین هم در تهرانسر میدادند. از فیش حقوقیام هم کمی کم میشد که «مصلحته» بخری. توجه کن: مصلحت بخری و آن خانهی کوفتی را بسازی.
بگذریم...
آن آقای الکیخوش(یعنی بنده)، فقط دو بار پلههای بنیاد شهید را بالا رفتم و کافی بود مثل عروسخانمها بگویم: «بله!»
صاحب زمین و حقوق ۴۰درصدی میشدم؛ چون بهخاطر موجگرفتگی شدید و عفونت، کاملاً از پا درآمده بودم.
امضا میکردم، کسی میشدم برای خودم.
اما مدام یاد همرزمانم، بچههای گلگونکفن میافتادم.
به خودم میگفتم: «نامرد برگرد!»
تو قِسِر دررفتی... یک بچه شهرستانی آنجا بود، گفت:
«فلانی، صدات میکنن، برو کارتو تمام کن.»
گفتم: «نمیتوانم... یادت رفته فلانی چطور پرپر شد؟ یادت رفته فلانی اسیر شد؟»
نگاهی عاقل اندرسفیه به من کرد و گفت: خب که چی؟
گفتم: یعنی نامردیست که آنها اینگونه بروند و تو بیایی امتیازشان را بگیری....
گفت: ا...! یک روزی پشیمان میشوی.
گذشت...
در ۴۷سالگی ازدواج کردم. خداوند یک دختر خوشگل به من داد، ولی با آسم.
خودم هم دو بار عمل سنگین دیسک کمر داشتم که داشت فلجم میکرد. ۷۵ درصد از پاهایم لمس شده بود.
۹ سال بعد، گردنم به مشکل خورد و الان هم دستانم را درگیر کرده.
کاری ندارم...
۶ سال دویدم تا فقط ۵ درصد از آن ۴۰ درصد را، با هزاران التماس، بگیرم.
و حالا یک مستأجر بیچاره هستم.
فقط بهخاطر ارج نهادن به خون شهدا و اینکه چون زمان به آن خورد، همان ۵ درصد را با هزاران منت گرفتم.
اگر مسئولی این را خواند و خواست با من تماس بگیرد، شماره تماسم: قطعهی شهدای از یاد رفته، کنار قطعهی خانهی خدا...

















