چهارشنبه 15 مرداد 1404 , 15:30




نقض قواعد حقوق بینالملل توسط رژیم صهیونیستی در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه
حملات ۱۲ روزهٔ رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران هیچگونه وجاهت حقوقی نداشته و نقض آشکار اصل ممنوعیت توسل به زور در حقوق بینالملل است و بهعنوان جنایت علیه....
فاش نیوز - رژیم صهیونیستی بامداد روز جمعه ۲۳ خردادماه ۱۴۰۴ با حملات گستردهٔ خود به تهران و برخی دیگر از شهرهای ایران، شماری از فرماندهان نظامی، دانشمندان هستهای و مردم غیرنظامی را به قتل رسانید. در این تجاوزات مسلحانه برخی از تأسیسات هستهای، پایگاههای نظامی، فرودگاهها و دیگر زیرساختهای غیرنظامی جمهوری اسلامی ایران دچار آسیب شدند. مقامات اسرائیلی مدعی بودند که تهاجم به ایران در مقام دفاع مشروع از خودشان صورت گرفته است.
این نوشتار درصدد تبیین این مهم است که در حقوق بینالملل نهتنها دفاع مشروع پیشگیرانه فاقد مبنای حقوقی میباشد، بلکه رژیم صهیونیستی در این جنگ تحمیلی ۱۲روزه، بسیاری از قواعد و مقررات شناختهشدۀ بینالمللی را نیز نقض کرده است. برخی از این نقضها عبارتاند از: نقض اصل ممنوعیت توسل به زور در روابط بین دولتها، نقض حاکمیت برابر دولتها، نقض حقوق بشردوستانه و نقض حقوق بشر، بهویژه حق حیات، که در ادامه هرکدام از آنها به اجمال توضیح داده میشود.

۱- نقض اصل ممنوعیت توسل به زور؛
اصل ممنوعیت توسل به زور یکی از قواعد شناختهشدۀ حقوق بینالملل و بنیاد منشور سازمان ملل است.(حسینی و دیگران، ۱۳۹۸: ۳۱۰–۲۹۱) تا اوایل قرن بیستم، جنگ و توسل به زور، مهمترین اصل حاکم بر روابط میان کشورها محسوب میشد، اما وقوع دو جنگ جهانی با فاصلۀ اندک باعث شد تا واضعان منشور ملل متحد، کاربرد زور را عامل ویرانگر روابط بینالملل شناخته و برای دوران پساجنگ، ممنوعیت توسل به زور را یکی از اصول بنیادین حقوق بینالملل قرار دهند. تنظیمکنندگان منشور بر این باور بودند که خطرناک است نیروهای مسلح را بتوان ابزار تغییر وضع موجود سیاسی یا منطقهای جامعۀ بینالمللی قلمداد کرد. در نتیجه، اساس منشور سازمان ملل متحد در بند ۴ مادهٔ ۲ به بیان موضوع توسل به زور پرداخته است. (جوینر، ۱۳۸۷: ۲۳۶)
«اعضای سازمان ملل متحد در روابط بینالمللی خود از تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی، استقلال سیاسی هر کشور یا هرگونه رفتاری که با اهداف ملل متحد مطابقت ندارد، خودداری خواهند کرد.»(دولتشاه، ۱۳۸۸: ۹۸)
تنها استثنائات وارده بر این قاعدۀ قراردادی که در خود معاهده پیشبینی شده: «تحت مواد ۴۲ و ۵۳ منشور، شورای امنیت اجازه دارد در موارد خاص و با شرایط مشخص، استفاده از نیروی نظامی علیه یک دولت را بهعنوان ابزاری در جهت استقرار صلح و امنیت بینالمللی مورد توجه قرار دهد.»
مورد استثنای دیگر نیز، اصل دفاع مشروع میباشد که در مادهٔ ۵۱ منشور قید شده است:
«در صورت وقوع حملۀ مسلحانه علیه یک عضو ملل متحد، تا زمانی که شورای امنیت اقدامات لازم برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی را به عمل آورد، هیچیک از مقررات این منشور به حق ذاتی دفاع از خود، خواه فردی یا دستهجمعی، لطمهای وارد نخواهد کرد. اعضاء باید اقداماتی را که در اعمال این حق دفاع از خود به عمل میآورند، فوراً به شورای امنیت گزارش نمایند. این اقدامات به هیچ وجه در اختیار و مسئولیتی که شورای امنیت بر طبق این منشور دارد و بهموجب آن برای حفظ صلح و امنیت بینالمللی در هر موقع که ضروری تشخیص دهد، اقدام لازم به عمل آورد، تأثیری نخواهد داشت.» (ثقفی، ۱۳۷۰: ۱۵۱)
بنابر آنچه گفته شد، میتوان بیان کرد حملات ۱۲ روزهٔ رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران هیچگونه وجاهت حقوقی نداشته و نقض آشکار اصل ممنوعیت توسل به زور در حقوق بینالملل است و بهعنوان جنایت علیه صلح، مغایر با قواعد آمرهٔ حقوق بینالملل میباشد. چرا که بهموجب بند ۴ مادهٔ ۲ منشور ملل متحد، استفاده از زور یا تهدید به زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر دولتی ممنوع میباشد.
در خصوص ادعای دفاع پیشگیرانه بودن حملات اسرائیل هم باید اذعان کرد مادهٔ ۵۱ منشور سازمان ملل متحد، دفاع را در صورتی مشروع میداند که دولت مدعی آن، قربانی حملهای شده باشد که عرف آن را حملۀ مسلحانه میداند. با این وجود، رژیم صهیونیستی و آمریکا مدعی وجود انواع دیگری از دفاع مشروع از جمله دفاع مشروع پیشگیرانه و پیشدستانه هستند که این دکترین جایگاهی در منشور سازمان ملل متحد ندارد.
۲- نقض اصل احترام به حاکمیت برابر دولتها و اصل منع مداخله؛
اصل حق حاکمیت برابر دولتها مبنای شکلگیری حقوق بینالملل موضوعه است. این اصل در منشور ملل متحد اعلام شده و دیگر قواعد حقوق بینالملل نیز بر آن پایهگذاری شده است. بر اساس بند ۱ مادهٔ ۲ منشور، سازمان ملل متحد بر روی اصل تساوی حق حاکمیت کلیۀ اعضای خود مبتنی میباشد.
بهموجب این بند، همۀ اعضای سازمان ملل از حقوق و اختیارات برابر برخوردارند و هیچ کشوری حق ندارد در امور داخلی یا خارجی کشور دیگری دخالت کند. اصل عدم مداخله یکی از اصول و قواعد اساسی ملل متحد و از جمله حقوق و تکالیف اصلی دولتها است. اصل احترام به حق حاکمیت، آزادی و استقلال یک ملت، بیشک اجتناب از مداخله در امور داخلی آن ملت را ایجاب میکند.(عمید زنجانی، ۱۳۸۳: ۳۵۷)
عدم رعایت این اصول از سوی دولتها، موجبات بروز اختلاف و در نتیجه جنگ و ناامنی را در عرصهٔ بینالمللی فراهم میآورد. با این توصیف، به نظر میرسد حملات رژیم صهیونیستی در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به جمهوری اسلامی ایران، نقض فاحش اصل احترام به حاکمیت ملی، منع مداخله، تمامیت ارضی، استقلال سیاسی و امنیت ملی ایران تلقی گردیده و دولت ایران در رابطه با این اقدام متخلفانهٔ رژیم صهیونیستی بهعنوان دولت زیاندیده محسوب میشود.
این حملات تجاوزکارانهٔ رژیم صهیونیستی نهتنها تعدی به حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود، بلکه آن رژیم مقررات بینالمللی را نقض کرده و مطابق قطعنامۀ ۳۳۱۴ مورخ ۱۴ دسامبر ۱۹۷۴ مجمع عمومی، مادهٔ ۸ مکرر اساسنامهٔ دیوان بینالمللی کیفری و بند ۲ مادهٔ ۵ اصلاحی اساسنامهٔ دیوان بینالمللی کیفری ۲۰۱۰، مرتکب جنایت تجاوز شده است.
را نمیتوان خودسرانه از زندگی محروم کرد مگر بهموجب قانون.» (مافی، ۱۳۹۴: ۱۸۴) و در مادهٔ ۳ اعلامیۀ جهانی حقوق بشر نیز به آن اشاره شده است. «هرکس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.» (مافی، همان: ۱۶۷)
با توجه به مطالب پیشگفته، نظر به جنایات رژیم صهیونیستی در طول جنگ تحمیلی ۱۲ روزه علیه افراد غیرنظامی جمهوری اسلامی ایران است. میتوان گفت اسرائیل مرتکب نقض آشکار اصول حقوق بشر، بهویژه نقض حق بر حیات انسانها شده است. رژیم صهیونیستی در جریان حملات روز اول، با هدف قرار دادن یک ساختمان مسکونی در شهرک شهید چمران تهران، با سلب حیات ۶۰ فرد غیرنظامی از جمله ۲۰ کودک، مرتکب یکی از شدیدترین جنایات بشری شد.
در روز ۲۵ خرداد، اسرائیل در جریان یک حمله به میدان قدس تجریش که جزو نقاط پرتردد شهر تهران محسوب میشود، یک ساختمان مسکونی و اتومبیلهای پشت چراغ قرمز را هدف حمله قرار داد و چندین شخص غیرنظامی را شهید و مجروح کرد و باعث ترکیدگی لولۀ آب آن منطقه نیز گردید.اسرائیل در جنایت دیگری با حمله به زندان اوین، بیش از ۷۰ نفر از کارمندان، نگهبانان و سربازان وظیفه، کارکنان بهداری، زندانیان و خانوادهٔ آنها را که برای ملاقات آمده بودند، کشت. بنابه گزارش وزیر بهداشت ایران، طی حملات تجاوزکارانهٔ اسرائیل در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، نزدیک به ۷۰۰ نفر از شهروندان غیرنظامی شهید شدهاند و حدود ۵ هزار مجروح غیرنظامی شناسایی و تحت درمان قرار گرفتند.(https://www.irna.ir/news/85883493/)
با توجه به مطالب فوقالذکر میتوان اینچنین دریافت که محروم کردن افراد غیرنظامی از حق حیات خدادادی خود، اقدامی خودسرانه، غیرقانونی و نامشروع است. چراکه بهموجب قوانین و مقررات آمرهٔ حقوق بینالملل، دولتها حق ندارند خودسرانه و بدون مجوز، حق حیات و زندگی را از انسانها سلب نمایند.موارد فوقالاشعار، تنها بخشی از جنایات رژیم صهیونیستی در جریان جنگ تحمیلی ۱۲ روزه علیه جمهوری اسلامی ایران است.

۳- نقض اصول حقوق بینالملل بشردوستانه؛
حقوق بینالملل بشردوستانه مجموعهای از اصول و مقررات حاکم بر رفتار طرفین درگیر در زمان مخاصمات مسلحانه است. اصولاً در جنگها، غیرنظامیان باید از حمایت ویژهای برخوردار باشند و طرفهای درگیر نباید اقداماتشان علیه جمعیت غیرنظامی باشد. از جهتی دیگر، اهداف غیرنظامی که ممکن است به لحاظ اینکه حمله به آن اهداف موجب آسیب دیدن غیرنظامیها گردد، ممنوع شده است؛ مثلاً حمله به مساجد، کلیساها، محلهای آموزشی و بیمارستانها، نهی شده است.
بنابراین میتوان گفت حقوق بشردوستانه شامل اصول و قواعدی است برای محافظت از غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی و محدود کردن استفاده از سلاحها و روشهای جنگی که باعث کاهش آلام و دردهای صدمات ناشی از جنگ و خونریزی میگردد.
اصول بنیادین حقوق بشردوستانه که در کنوانسیونهای چهارگانۀ ژنو ۱۹۴۹ و پروتکلهای الحاقی آن تصریح شدهاند، عبارتاند از: اصل تفکیک، اصل ضرورت و اصل احتیاط. تفاوت قائل شدن بین افراد نظامی و غیرنظامی، نمودی از تلاش جامعۀ بینالملل بوده و یک اصل اساسی و مسلم حقوق بینالمللی بشردوستانه میباشد. هدف اصل تفکیک آن است تا از این طریق، افرادی که در مخاصمهٔ مسلحانه مشارکت مستقیم ندارند، از مخاطرات و آثار زیانبار آن مصون بمانند. بهموجب این اصل، طرفهای درگیر مؤظف هستند همواره بین اهداف نظامی و غیرنظامی تفکیک قائل شوند و حملات خود را منحصراً معطوف به اهداف نظامی نمایند.
اصل ضرورت یعنی هر اقدام مسلحانه بایستی بهموجب دلایل نظامی توجیه شده باشد و اقدامی که فاقد این ضرورت باشد، ممنوع میباشد. بر اساس این اصل، حمله به افراد غیرنظامی و اشخاصی که خارج از صحنۀ جنگ قرار گرفتهاند، غیرقانونی است. این موضوع همان چیزی است که در قسمتی از مقدمۀ بیانیۀ ۱۸۶۸ سنپترزبورگ بدان اشاره شده است:
«تنها هدف مشروع در جنگ، تضعیف نیروهای نظامی دشمن است.»
همچنین اصل احتیاط، طرفین درگیر را ملزم میکند که در برنامهریزی و اجرای عملیات نظامی، کلیهٔ اقدامات لازم را برای جلوگیری از ورود صدمه به افراد غیرنظامی اتخاذ نمایند.
با مرور عملکرد رژیم صهیونیستی در طول جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به جمهوری اسلامی ایران، مشاهده میشود که بسیاری از زیرساختهای غیرنظامی، فرودگاهها، پالایشگاهها، مراکز درمانی، اماکن مسکونی، افراد غیرنظامی، صدا و سیما و تأسیسات هستهای مورد هدف قرار گرفتند.
بر اساس مادهٔ ۵۶ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیون ژنو، حمله به اهداف غیرنظامی مانند بیمارستانها، مراکز درمانی و رسانهها ممنوع است. همچنین این پروتکل، حملات به تأسیسات حاوی «نیروهای خطرناک» مانند سایتهای هستهای را بهدلیل خطر انتشار مواد رادیواکتیو ممنوع میکند.
ترور دانشمندان هستهای که افراد غیرنظامی محسوب میشوند، نیز از مصادیق نقض کنوانسیونهای ژنو (۱۹۴۹) است که حفاظت از غیرنظامیان در زمان درگیری را الزامی میکند.
بنابر آنچه گفته شد، پر واضح است رژیم صهیونیستی در این جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، اصل تفکیک، اصل ضرورت و اصل احتیاط را زیر پا گذاشته است.

۴- نقض آشکار اصل احترام به حقوق بشر بهویژه حق حیات؛
حقوق بشر، مجموع حقوق و آزادیهایی است که بشر در حیات فردی و اجتماعی جهت صیانت از کرامت ذاتی از آنها برخوردار میباشد. (خسروی، ۱۳۸۵: ۴) حقوق بشر از آن جهت که امروزه در اکثر قوانین ملی کشورها و قوانین بینالمللی به رسمیت شناخته شده، از نوع حقوق مبتنی بر قانون محسوب میشود؛ لذا میبایست از طرف اشخاص و دولتها محترم شمرده شود.
از جمله مصادیق مهم و اساسی حقوق بشر، حق حیات است. حیات و زندگی انسانی، نعمتی الهی است که خداوند متعال به انسان عطا فرموده است. حق حیات یکی از بنیادینترین حقوق بشری بوده که در اسناد بینالمللی متعددی به کرّات بدان تأکید شده است.
مادهٔ ۶ میثاق حقوق مدنی و سیاسی، حق حیات را از حقوق ذاتی هر انسانی برمیشمارد؛ «حق زندگی از حقوق ذاتی شخص انسان است. این حق باید بهموجب قانون نقض اصول حقوق بینالملل بشردوستانه حمایت بشود. هیچ فردی...»
نتیجهگیری:
براساس آنچه به اجمال بیان شد، میتوان دریافت رژیم صهیونیستی در طول جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، بسیاری از قواعد و مقررات شناختهشدۀ بینالمللی را نقض کرده است. اسرائیل با حملات هوایی تجاوزکارانهٔ خود، اصل ممنوعیت توسل به زور در روابط بین دولتها، مصرح در بند ۴ مادهٔ ۲ منشور ملل متحد را نقض کرده است.رژیم صهیونیستی با تجاوز آشکار به جمهوری اسلامی ایران، اصل احترام به حاکمیت ملی دولتها، اصل منع مداخله، تمامیت ارضی، استقلال سیاسی و امنیت ملی این کشور را نقض کرده و نیز با این تجاوز گسترده، صلح و امنیت بینالمللی را به مخاطره انداخته است.
اسرائیل با هدف قرار دادن گستردهٔ زیرساختهای غیرنظامی، فرودگاهها، پالایشگاهها، مراکز درمانی، اماکن مسکونی و افراد غیرنظامی، صداوسیما و تأسیسات هستهای، کنوانسیونهای چهارگانۀ ۱۹۴۹ ژنو و پروتکلهای الحاقی آن را نقض کرده است و اصول بنیادین حقوق بینالملل بشردوستانه را زیر پا گذاشته و مرتکب جنایت تجاوز و جنایت جنگی شده است.
رژیم صهیونیستی در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، با سلب حیات قریب ۷۰۰ نفر از شهروندان غیرنظامی و مجروح کردن حدود ۵ هزار مجروح غیرنظامی، اصول بنیادین حقوق بشر، بهویژه احترام به حق حیات انسانها را نقض کرده است.
بنابر آنچه گفته شد، مشخص است که رژیم صهیونیستی با پشتیبانی همهجانبهٔ ایالات متحدهٔ آمریکا و برخی شرکای غربی خود، هیچگونه پایبندی عملی به قواعد آمرهٔ حقوق بینالملل، حداقل الزامات حقوق بشردوستانه و اصول بنیادین حقوق بشر ندارد و همواره با بیاعتنایی مطلق به اصول و مقررات حقوق بینالملل، بهویژه منشور ملل متحد، بهصورت سیستماتیک به تضعیف حاکمیت قانون در سطح بینالمللی اقدام میکند.
لذا به نظر میرسد در مقابل این نقضهای قواعد و مقررات بینالمللی، جامعهٔ بینالمللی باید از طریق سازوکارهایی چون شورای امنیت، شورای حقوق بشر، دیوان بینالمللی دادگستری و دیوان کیفری بینالملل، بهدرستی به وظایف خود در جهت تحقق عدالت بینالمللی عمل نمایند.
بدیهی است که در صورت انفعال مجامع بینالمللی و عدم واکنش قاطع نهادهای مسئول به این نقضهای مکرر حقوق بینالملل توسط رژیم صهیونیستی، زمینهٔ فروپاشی عملی اعتماد عمومی به سازوکارهای عدالت بینالمللی فراهم خواهد آمد.
|| جانباز سیدجعفر حسینی(دانشآموختهٔ دکتری فقه و حقوق و پژوهشگر دورهٔ دکتری حقوق بینالملل)
منابع و مآخذ:
۱- ثقفی، ناصر، سازمان ملل متحد: مسئولیت حفظ صلح و امنیت بینالملل، تهران، دفتر مطالعات سیاسی، ۱۳۷۰.
۲- حسینی، سیدمحمد، محمدی، مهرداد و یاسر مکرمی، «تأملی بر وضعیت حقوقی بهکارگیری پهپاد علیه تروریسم»، فصلنامۀ مطالعات حقوق عمومی دانشگاه تهران، شمارهٔ ۱، ۱۳۹۸.
۳- خسروی، علیاکبر، دفاع مشروع و محاکم بینالمللی، قم، فراگفت، ۱۳۸۵.
۴. جوینر، کریستوفر سی، حقوق بینالملل در قرن ۲۰، ترجمهٔ عباس کدخدائی و امیر ساعد، تهران: میزان، ۱۳۸۷.
۵. دولتشاه، حجت، منشور سازمان ملل متحد، تهران: انتشارات مجد، ۱۳۸۸.
۶. عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، تهران: نشر امیرکبیر، ۱۳۸۳.
۷. مافی، همایون، مجموعه قوانین حقوق بینالملل، تهران: نشر مجد، ۱۳۹۴.

















