جمعه 17 مرداد 1404 , 14:30




راز و نیازی با بیانباز بندهنواز
فاش نیوز - ای خدای جهان، ای خالق آسمان و باران و ماه و ستارگان، ای آنکه دلهای خسته را امید میبخشی، ای آن که اشکها را میبینی و صداها را میشنوی، حتی بی آنکه به زبان آید.
خدایا این دلها خشکیده اند. نه فقط خاک زمین، که دل بندگانت هم ترک برداشته، بی بارانیست روزگارمان، هم در آسمان، هم در قلبهایمان.
تو را به مهربانیت، به رحم بیانتهایت، بر ما باران نازل کن. نه فقط بارانابرها، که باران رحمت، باران امید، باران نور.
به نهتوی خستگیها، نگرانیها، دلهرهها و به اعماق هرچه تاریکیست، نوری از جنس حضور خودت عطا کن.
در بیپناهیها پناهمان باش. در سکوت بیمسیها صدایمان را بشنو.
خدایا ما گم شدهایم؛ نه در راه، که در خودمان، در گردنههای صعبالعبور نفسمان، دستمان را بگیر و دلهایمان را نجات بخش و به راه آر.... امیدمان به لطف و کرم بیانتهای توست.
تو را قسم به دلهای شکسته، تو را قسم به هرچه دست بسته، تو را قسم به گریههای خاموش، قسم به عاشقان سینهخسته، به کودکی که گرد غم یتیمی به چهرهاش نشسته، بر ما رحم کن. بر این خاک تشنه، دلهای چشم به راه، ای خدای روشنیبهش شبهای تار، ای خدای روشنیهای پنهان در دل تاریکی، ای آنکه حتی وقتی فراموشت میکنیم، فراموشمان نمیکنی، به تو پناه می آوریم. در لحظههای بیپناهی.
خدایا زمین خشکیده است، ابرها سالهاست بغض میکنند و نمگریند، دل آسمان گرفته و نمیبارد. تو را به اشکهای نیاز، دستهای بهسوی آسمانت باز و لبهای عاشقان درحال راز و نیاز، تو را به دعای پیر زنی که تنها دل خوشی اش نام توست، باران عطا کن نه فقط بر خاک که بر جانهای تشنهمان.
ای خدا ببار برما!
ببار تا شاید دوباره گل لبخند بر لبهای خشک بروید. ببار تا شاید قلبی که ترک خورده ترمیم شود. ای پروردگار بیهمتا!
خودت گفتی «ادعونی استجب لکم»، ما اکنون تو را میخوانیم با دستهای خالی، با دلهای پرامیدی که به رحمت تو بسته است.
نوری که هرگز در دلهای مومن به تو خاموش نمیشود.
نور ایمانی که رضایت از گذشته، آرامش امروز و نوید فردای بهتر در پناه لطف بیانتهای توست.
خدایا اگر گناه کردهایم، تو ببخش، اگر راه گم کردهایم تو راهنمایمان باش.
دستهایمان خالیست، اما دلهایمان به رحمت تو قرص است.
ای مهربانتر از مادر
ای نزدیک تر از نفس
ای تو همهچیز و همهکش!
آمین یا ارحمالراحمین.
|| بتول شایسته

















