سه شنبه 25 شهريور 1404 , 14:30




مرزهای شکننده جنوب آسیا؛
بحران امنیتی پاکستان و افغانستان
فاش نیوز - در ماههای اخیر، روابط افغانستان و پاکستان به پایینترین سطح خود رسیده است. افزایش حملات تحریک طالبان پاکستان(TTP)، واکنشهای تند اسلامآباد و پاسخ متقابل حکومت طالبان، فضای سیاسی و امنیتی دو کشور را وارد مرحلهای تازه کرده است. همزمان، انفجار بمب در بلوچستان و کشته شدن پنج نظامی پاکستانی، نشان میدهد که تهدیدها در پاکستان تنها محدود به مرزهای شمالغرب نیست و جنوب غرب کشور نیز با بحرانهای امنیتی همزمان مواجه است.
۱. لایه امنیتی: پاکستان و چالشهای داخلی
پاکستان با انتشار فهرست ۱۳۵۱ تروریست تحت تعقیب و تعیین بیش از ۴ میلیارد روپیه پاداش برای دستگیری آنان، نشان داد که تهدید اصلی این کشور از درون مرزهایش سرچشمه میگیرد. مناطق خیبر، باجور، وزیرستان و سوات در شمالغرب، و ایالت بلوچستان در جنوب غرب، بستر رشد شبهنظامیان و گروههای تجزیهطلب هستند.
انفجار بمب در منطقه کِچ بلوچستان، که در جریان آن یک افسر و چهار نظامی جان خود را از دست دادند، نمادی از استمرار بحرانهای امنیتی در این کشور است. نیروهای امنیتی پاکستان در عملیات متقابل پنج نفر از اعضای گروههای مسلح تجزیهطلب بلوچ را از پای درآوردند. این رخدادها نشان میدهد که اسلامآباد همزمان با تهدید TTP در شمالغرب، باید با شورشهای بلوچها در جنوب غرب نیز مقابله کند، و این فشار مضاعفی بر ارتش و دولت پاکستان وارد میکند.
۲. لایه سیاسی: مذاکره یا رویارویی
اظهارات زلمی خلیلزاد، دیپلمات پیشین آمریکایی، مبنی بر لزوم مذاکره پاکستان با TTP، شباهتی آشکار با سیاستهای پیشین آمریکا در افغانستان دارد. تجربه مذاکرات دوحه و مشروعیتبخشی به طالبان، نهتنها به کاهش خشونت منجر نشد، بلکه زمینه سقوط دولت جمهوری و بازگشت طالبان به قدرت را فراهم آورد. اگر پاکستان بدون چارچوب نظارتی و مکانیزمهای الزامآور وارد مذاکره با TTP شود، خطر ایجاد ساختاری موازی قدرت و تضعیف حاکمیت مرکزی این کشور کاملاً جدی است.
۳. لایه ژئوپولیتیک: جنوب آسیا در سایه رقابت قدرتها
بحران امنیتی پاکستان صرفاً مسئلهای داخلی نیست، بلکه بخشی از بازی ژئوپولیتیک گستردهتر در جنوب آسیاست:
آمریکا با توصیه به مذاکره بهجای جنگ، در پی حفظ ابزار نفوذ غیرمستقیم خود است.
افغانستان تحت حاکمیت طالبان، مسئولیت مستقیم در قبال TTP را رد میکند، اما ارتباط گروه با طالبان پیچیدگیهای این موضع را افزایش داده است.
ایران و چین نیز وضعیت بلوچستان و پروژههای اقتصادی مانند بندر گوادر را با دقت رصد میکنند؛ بیثباتی این منطقه میتواند بر امنیت مرزها و سرمایهگذاریها اثرگذار باشد.
۴. پیامدهای اجتماعی و ساختاری
تکیه پاکستان بر همکاری مردمی برای دستگیری تروریستها، نشاندهنده شکاف عمیق میان دولت مرکزی و جوامع پشتوننشین و بلوچها است. احساس حاشیهنشینی و محرومیت تاریخی این مناطق، زمینه جذب جوانان به صفوف شبهنظامیان را فراهم کرده است. بدون اصلاحات ساختاری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، حتی شدیدترین تدابیر امنیتی نمیتوانند ثبات پایدار ایجاد کنند.
۵. چشمانداز و جمعبندی
پاکستان امروز در برابر یک دوراهی حساس قرار دارد:
گزینه امنیتی صرف میتواند خشونتها را تشدید و بحران را فرسایشی کند.
گزینه مذاکره بیضابطه خطر تکرار تجربه افغانستان و مشروعیتبخشی به شبهنظامیان را به همراه دارد.
تنها مسیر پایدار، اصلاحات عمیق سیاسی–اجتماعی در مناطق مرزی، همراه با گفتوگوهای هدفمند و تضمینشده است. همزمان، توجه به تنشهای بلوچستان، تعامل با گروههای محلی و مدیریت بحرانهای مرزی شمالغرب، میتواند امکان صلح و ثبات در پاکستان و کل جنوب آسیا را افزایش دهد.
این رخدادها نشان میدهد که امنیت جنوب آسیا بیش از هر زمان دیگری به تعامل هوشمندانه میان سیاست و جامعه، و مدیریت همزمان تهدیدهای متعدد، وابسته است؛ در غیر این صورت، منطقه همچنان با بیثباتی و بحرانهای انسانی و امنیتی مواجه خواهد بود.
|| دکتر علیرضا رجایی

















