شنبه 03 آبان 1404 , 15:00




فیلمهای اصطلاحاً جشنوارهای
فاش نیوز - متاسفانه در سینمای فعلی ما، یعنی سینمای بعد از انقلاب هنرمندان، بازیگران، کارگردانان و دیگر عوامل گروه فیلمسازی به دو گروه حکومتی و غیر حکومتی تقسیم شدهاند، که در یک گروه افرادی هستند که تلاش دارند بیشتر در حوزه فیلمسازی که اصطلاحاً جشنوارهای نام دارد فیلم بسازند.
در این فیلمها اکثراً با سیاهنمایی از شرایط جامعه قصد دارند، یک فضای بحران زده اجتماعی نشان بدهند و کلاً الِمانهائی از این دست در این شیوه وجود دارد، که در این گونه فیلمها به وفور دیده میشود. متاسفانه سینمای جشنواره به شدت خود را میخواهد مورد قضاوت جشنوارههای سینمایی بینالمللی قرار داده و با کسب تندیسها به نام خود القابهای دهان پرکن بدهند.
در گروه مقابل هنرمندانی هستند، که بیشتر از جنس مردم هستند و بدون چشمداشت به چنین تندیسهایی از سینمای جشنوارهای دوست دارند در قلب مردم حضور داشته باشند، که از این دست آدمها کم نداشتهایم و نداریم، که در آخرین دست از این آدمها میتوانیم به دو هنرمند سینمایی کشور، که از دو طیف سلیقه مختلف نام ببریم، که بهتازگی مرحوم شدهاند. البته با توجه به فرهنگ ایرانی اسلامی خودمان، چون هر دو به تازگی مرحوم شده و در فرهنگ ما احترام خاصی به افراد فوت شده داریم، البته مرده پرستی خیر، با احترام از این دو یاد میکنیم. یکی از آنها مرحوم ناصرتقوایی و دیگری مرحوم محمد کاسبی که تقریباً به فاصله کمی مرحوم شدند، البته کاش مجبور به تفکیک آن دو نبودیم.
مرحوم تقوایی از آن دستِ افرادی بود که از سانسور و ممیزی در کشور ابراز ناخرسندی داشتهاند. البته فیلم ناخدا خورشید محصول سال ۱۳۶۵ با بازی داریوش ارجمند در نقش ناخدا خورشید بود که برداشتی آزاد از رمان داشتن و نداشتن، اثر ارنست همینگوی در سال ۱۹۳۷میلادی بود که جوایز داخلی و خارجی زیادی را کسب کرد. آخرین فیلم او در مقام کارگردانی، فیلم کاغذ بیخط، محصول سال 1385 بوده با بازی مرحوم خسرو شکیبایی و هدیه تهرانی و پس از آن تا زمان حیات خود، فیلمی نساخت.
مرحوم محمد کاسبی یک چهره مردمی داشت، که میتوان اثر فیلمهای او را میان مردم عادی به وفور دید. البته مرحوم کاسبی هنرپیشهای بوده که نهتنها در فیلمهای سینمایی، بلکه در بسیاری از سریالهای تلویزیونی در قاب تلویزیونهای مردم حضوری پررنگ داشت؛ بهخصوص در دو سریال خوشرکاب و خوشغیرت. ولی امیدواریم گذشته از هر سلیقه سیاسی، مردم هنرمندان را از نگاه اجتماعی قضاوت کرده و دیگر شاهد القابی از این هنرمندان، مانند هنرمندان حکومتی و غیرحکومتی نباشیم؛ به نحوی که پس از فوت این دو شاهد بودیم، در رسانههای فارسی زبان معاند خارجی از یکی از آنها به تفصیل یاد شده و حتی به قسمتی از وصیت و صحنههای تشییع جنازهش پرداخته شده، ولی از هنرمند بعدی حتی نه نامش آمده نه حرفی زده شده، که نشان میدهد این رسانهها چگونه هنرمندان را طبق امیال سیاسی خود مرزبندی میکنند. این کار از اخلاقمداری بهدور است.
امیدواریم در آینده دیگر شاهد چنین وقایع و چنین تفکیکی نباشیم و هر فردی در هر صنفی که مرحوم شدند فارغ از موضوعات سیاسی و اجتماعی از آنان یاد شود و شاهد عناوینی مانند خودی یا غیرخودی نباشیم؛ چون همه در یک کشتی نشستهایم و آن ایران عزیز است.
خداوند هر دوی این دو هنرمند را قرین رحمت خود سازد. الهی آمین.
|| مرتضی قنبری وفا

















