شناسه خبر : 123029
چهارشنبه 10 دي 1404 , 08:00
اشتراک گذاری در :

اهواز داغدار یکی از مفاخر خود

پیکر پاک سیدمرتضی شفیعی، پس از سال‌ها غربت، در سال ۱۳۸۰ به آغوش وطن بازگشت تا پدر، این وصال را در این دنیا نیز با چشمان خود ببیند. این بازگشت پیکر شهید در سال‌های پایانی عمر پدر، یکی از زیباترین و غم‌انگیزترین....

فاش نیوز - "إذا مات المؤمن الفقیه ثلم فی الإسلام ثلمة لایسدها شئ"؛ دیروز، اهواز داغدار یکی از مفاخر خود، آیت‌الله سیدعلی شفیعی، بود. ایشان علاوه بر جایگاه علمی و دینی، به‌عنوان یکی از اعضای برجسته مجلس خبرگان رهبری نیز منشأ خیروبرکت بودند.


امروز، شهر اهواز نه یک عالم که پدری مهربان، مجاهدی خستگی‌ناپذیر و معلّمی وارسته را از دست داد. درگذشت آیت‌الله سیدعلی شفیعی (ره)، برای مردم دیار جنوب، داغی است که سال‌ها بر دل‌ها خواهد ماند. او نه‌تنها یک مرجع دینی، بلکه تکیه‌گاه معنوی نسلی بود که ریشه در مکتب اهل بیت (ع) داشت. رفتن ایشان، خالی‌شدن یک صندلی در ردیف اول مجاهدان راه حق است؛ صندلی‌ای که گرمای حضورش، سایه‌سار آرامش بود.
آیت‌الله شفیعی، شخصیتی بود که علم و عمل در وجودش عجین شده بود. سال‌ها مجاهدت در عرصه ترویج دین، تربیت طلاب و حمایت از جبهه‌های نبرد، نام او را با تاریخ معاصر خوزستان و ایران پیوند زد. سادگی در زندگی و عظمت در مقام علمی و اخلاقی، ویژگی بارزی بود که مردم را مجذوب ایشان می‌کرد. ایشان نه‌تنها رهبر مذهبی، بلکه پناهگاه مردم در سختی‌ها بودند. همدردی همدلانه و تسلی‌بخش ایشان، غبار غم از روی دل‌خسته دلان می‌زدود.
آیت‌الله شفیعی، خود فرزندی والامقام و وارثی راستین بود. ثمره عشق و تربیت ایشان، دو جوان طلبه‌ای بود که راه پدر را ادامه دادند. یکی از این ستارگان، سیدمرتضی شفیعی بود؛ طلبه‌ای جوان که در عملیات غرورآفرین کربلای ۴، لباس رزم پوشید و با خون خود، سند مالکیت بهشت را امضا کرد.
سیدمرتضی، در زمانی که بسیاری از هم‌سن و سالانش به دنبال آسایش بودند، سعادت را در میدان نبرد جستجو کرد و با اقتدا به سرور شهیدان، امام حسین (ع)، در سرمای زمستان جبهه‌ها، به ندای وظیفه لبیک گفت.
و امروز، در یک تقارن تلخ و عاشقانه، درست در همان دی‌ماه که خاطرهٔ پرواز فرزندش زنده است، خود نیز به‌سوی او پر کشید و به دیدار فرزند شهیدش شتافت. پیکر پاک سیدمرتضی شفیعی، پس از سال‌ها غربت، در سال ۱۳۸۰ به آغوش وطن بازگشت تا پدر، این وصال را در این دنیا نیز با چشمان خود ببیند. این بازگشت پیکر شهید در سال‌های پایانی عمر پدر، یکی از زیباترین و غم‌انگیزترین فصل‌های زندگی آن فقیه جلیل‌القدر بود.


سوز دل یک پدر شهید را تنها کسانی می‌فهمند که خود طعم فراق را چشیده‌اند. آیت‌الله شفیعی در نامه‌ای عاشقانه بعد از بازگشت پاره‌های استخوان، فرزند ۱۹ساله‌اش خطاب به فرزند شهیدش، حقیقتی دردناک اما مملو از عشق را بیان می‌کند. ایشان با لحنی که هر شنونده‌ای را به گریه وامی‌دارد، می‌گویند که چگونه شهادت پسر، زنده‌ترش کرده است:
«
فرزند عزیزم… من هنوز حتی یک فاتحه بر تو نخوانده‌ام و نمی‌توانم بخوانم. زیرا به گواهی قرآن تو زنده و بر سر سفره نعمت‌های پروردگار حضور داری. آیا مگر بر زندگان هم باید فاتحه خواند؟ من باید فاتحه خود را بخوانم که مرده‌ای در میان زندگان هستم و از زندگانی سرشار از جهل و گناه خود خجل و شرمسارم


این جمله کوتاه، اما عمیق، بازتاب‌دهنده عمق درک آیت‌الله از حقیقت حیات‌وممات است. ایشان، مقام فانی دنیوی را در برابر مقام جاودان شهادت فرزند، پوچ و ناچیز می‌دانستند و این خود نشانه‌ای از بلوغ روحی و رسیدن به مرزهای معرفت بود که تنها شهدا و خانواده‌های آنان می‌توانند آن را درک کنند. حال، این عالم وارسته نیز در جوار فرزند شهیدش آرام گرفته است.
این کلمات، اوج عشق پدری است که فرزند شهیدش را زنده‌تر از خود می‌بیند و خود را نیازمند آمرزش می‌داند. این نامه، سند گویایی است از درک عمیق مقام شهادت و حسرت یک پدر بر فراق نور چشمش. این تعبیر که «شهید زنده است و من مرده»، حکایت از آن دارد که مقام قرب الهی، انسان را از مرزهای مادی هستی فراتر می‌برد.
از درگاه خداوند متعال برای روح مطهر حضرت آیت‌الله شفیعی و دو فرزند وارسته‌اش، علو درجات و برای بیت داغدار ایشان، صبر و شکیبایی خواستارم.

||جعفری (۹ دی ۱۴۰۴(

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi