20 خرداد 1405 / ۲۴ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 123042
چهارشنبه 10 دي 1404 , 11:04
چهارشنبه 10 دي 1404 , 11:04


همزمانی بحران انتخابات و سرکوب خیابانی
علیرضا رجائی
پایان عصر ذهنهای استعمارزده
محمدرضا الهی
بگرد تا بگردیم!
حسین شریعتمداری
پایان سکوت راهبردی آغاز عملیات «نصر»
حسن رشوند
سیاست پیشگیرانه ایران در منطقه و افق مذاکرات
علیرضا رجائی
سکوت قانون اساسی یا سوءبرداشت از آن؟
امین اماناللهپور
جنگی که پایانش فقط روی کاغذ اعلام میشود
سیدرضا موسوی فاضل
دورنمای آتشبس و جنگ ۱۰۰ روزه
محمد ایمانی
تجلی وحدت ملی، ایستادگی تاریخی و دفاع آگاهانه از میهن
امین توکلیزاده
انقلابِ ناگفتهمانده
سیدمهدی حسینی
جنگ دورَگه در منطقه خاکستری
سید محمدرضا میرشمسی

گوش و چشمی که وارث حسین(ع) شد!
محسن قنبریان
دلنوشتهای از سر درد و دلتنگی
علیرضا ضابطی سیستان
صبح دلتنگی رهبر و فرماندهان شهید
طاهر اسدی
شبهای بمباران، در آغوش مخملین دعا
ر . جعفری

حساسیت حاج قاسم درموردسریال پایتخت و سرنوشت خانواده نقی معمولی
فاش نیوز - گاهی غیرت نه در میدان نبرد که در آخرین سکانس یک سریال خودش را نشان میدهد؛ جایی که حاج قاسم سلیمانی اجازه نداد حتی یکی از اعضای خانواده نقی معمولی در «پایتخت ۵» شهید شوند. حساسیتی که نشان داد برای او جان ایرانی حتی در قصهای طنز، خط قرمزی بود که نباید از آن عبور کرد.

خبرگزاری فارس: در حافظه جمعی ما ایرانیان، بعضی چهرهها فقط با یک عنوان ثبت نمیشوند؛ آنها از مرز تعریفهای رسمی عبور میکنند، بر جان و دل نقش میبندند و ساحتی دیگر از خود را نشان میدهند که حتی با گذشت ۶ سال، از درد فقدان آنان کاسته نمیشود. شهید حاج قاسم سلیمانی از همین دست چهرهها است. نام او معمولا در کنار واژههایی چون میدان، فرماندهی و استراتژی میآید، اما اینها همه ماجرا نیست. اگر فقط از این زاویه به او بنگریم، بخش مهمی از ویژگیهای شخصیتی را نادیده گرفتهایم که توانست با لایههای عمیقتری از جامعه ارتباط برقرار کند.
حاج قاسم سلیمانی از آن دست شخصیتهایی بود که قالبهای کلیشهای از ابعاد یک فرمانده نظامی را پس میزد. او تنها یک استراتژیست نظامی نبود، بلکه انسانی با هویتی چندلایه بود که فرماندهی میدان نبرد یکی از ساحتهای حضورش در جهان به شمار میآمد. شاید برای برخی تعجب برانگیز باشد که بگوییم او حتی ظرافتهای هنری را درک و از جمله کاراکترهایی بود که نقش ویژه و موثری در پیشبرد آثار هنری همچون فیلم و سریال ایفا میکرد. از جمله آثار هنری که شهید سلیمانی نقش ویژهای در ساخت آن داشت، «پایتخت» است.

به طور معمول همه ایرانیان که خاطرات نابی با سریالهای تلویزیونی دارند، از «پایتخت» به عنوان مجموعهای خاطره انگیز یاد میکنند که تاکنون نیز ساخت آن همچنان ادامه دارد؛ اما یکی از فصول خاطره انگیز آن که در اذهان باقی مانده است، فصل پنجم و روایت داعش در بخشی از این مجموعه تلویزیونی است. این سری از پایتخت که با همراهی سازمان هنری و رسانهای اوج ساخته شد، پای داستان خانواده معمولی را به سوریه و وقایع داعش باز کرد.
به نوعی این قسمت از سریال توانست در میان مخاطبان محبوب واقع شود و به شکلی طنز وقایع سوریه در آن ایام را به تصویر بکشد. به گونهای که چرایی مبارزه با داعش و شناخت آن برای بخشی از جامعه ایرانی با یک روایت طنز و درام حل شد. ارتباط روایت این فصل از پایتخت با داعش، سبب شد تا شهید سلیمانی نیز نقش قابل توجهی در روند پروژه ایفا کند.

احسان محمدحسنی، رئیس سابق سازمان اوج در خاطرهای با اشاره به جلسهای که عوامل سریال با شهید سلیمانی داشتند گفته است : «وقتی قرار شد پایتخت ۵ ساخته شود، تیم را بردیم دیدار حاج قاسم. حاجی خیلی کمک کرد تا بچهها با فضای سوریه و مدافعین حرم آشنا بشوند؛ حتی هماهنگ کرد با یکی دوتا اسیر داعشی صحبت کنند. فیلمنامه که نهایی شد، یک روز صبحانه مهمان حاج قاسم شدیم».
همچنین سیروس مقدم، کارگردان پایتخت نقل میکند که: «نظر سردار قاسم سلیمانی در خصوص ساخت «پایتخت ۵» مثبت بود و فقط یک نگرانی داشتند که انتهای قصه چه میشود که ما گفتیم خانواده نقی با رشادت و جانفشانی خودشان را از مهلکه جنگ نجات میدهند و در نهایت یک بالگرد سوری این خانواده را از مخصمه نجات میدهد. یک صبح زود خدمتشان رسیدیم، زیرا میخواستند سرشان خلوتتر باشد و مفصل صحبت کنند. من از فحوای کلامشان متوجه شدم پایتختهای دیگر را هم دیدهاند. ایشان نظراتی داشتند که به حق هم درست بود. ضمن اینکه به ما مشاورانی برای کار معرفی کردند و فقط نگران فینال قصه بودند که قهرمانان نجات پیدا کنند.»
درواقع مواجهه حاج قاسم با یک اثر نمایشی، نه یک مواجهه نظامی بلکه از جنس هنری و ظرافتهای پیرامون آن بود. در جایی دیگر نقل میشود که حتی شهید سلیمانی نگرانی قابل توجهی در پایان بندی سریال داشتند. در ابتدا پایانبندی فیلمنامه پایتخت ۵ به گونهای نگاشته شده بود که شخصیت باباپنجعلی در سریال به شهادت برسد. شهید سلیمانی در جلسه از عوامل درخواست داشت تا پایانبندی فیلمنامه تغییر یابد و به گفته حاضران آن جلسه ایشان تاکید کرد: «همه این خانواده باید صحیح و سالم برگردند ایران. مگر ما مرده باشیم که یکی از این خانواده به دست داعش شهید بشود.»
در حقیقت مردمی بودن شخصیت حاج قاسم، ارتباط مؤثر ایشان با قشر هنرمندان و دغدغهشان حول محور آثار رسانهای سبب شد تا از دل یک اثر طنز نمایشی چون پایتخت، مفاهیم مقاومت و مدافعان حرم در میان مخاطبان تلویزیون رنگی دیگر به خود بگیرد.
در نهایت، روایت حضور شهید حاج قاسم سلیمانی در شکل گیری «پایتخت ۵» نشان میدهد که برای او هنر رسانهای ابزاری تزئینی یا حاشیهای نبوده است؛ بلکه زبانی زنده و مؤثر برای گفتوگو با جامعه به شمار میآمد. حساسیتش بر سر سرنوشت یک خانواده خیالی در دل یک سریال طنز، از همان نگاهی میآمد که غیرت و سپر شدن مدافعان وطن برای ایرانیان را اصل میدانست. شاید به همین دلیل است که نام او تنها با تصاویر جنگی در حافظه جمعی نمانده؛ بلکه با لحظههایی ساده، انسانی و حتی لبخندآفرین نیز پیوند خورده است.
حاج قاسم به خوبی میدانست روایت اگر درست و صادقانه شکل بگیرد، میتواند ترس را به فهم، و تهدید را به آگاهی تبدیل کند. امروز که ۶ سال از فقدانش گذشته، خاطرههای مشترک ما از سردار گواه آن است که تأثیر او محدود به زمان حیاتش نبوده است. او در مرز میان میدان، رسانه و فرهنگ چهرهای از مقاومت، غیرت و عشق به وطن ترسیم کرد که همچنان زنده است و با هر بازخوانی، معنایی تازه مییابد.


حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
روایت خلبان F-۱۴ از فتح خرمشهر و مقاومت دزفول
مهدی طلوع وند
راز سفرهای که ۷ نفر را مسافر بهشت کرد
مریم صاحب محمدی نژاد















