20 تير 1405 / ۲۵ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 123113
دوشنبه 15 دي 1404 , 10:58
دوشنبه 15 دي 1404 , 10:58


قانون تاریخ
سیدمهدی حسینی
ترامپ، ناسزا و فرصت
سید محمدرضا میرشمسی
پاکستان و قطر در معادلات جدید منطقه
علیرضا رجائی
درسهای مکتب عاشورا در مبانی فکری امام شهید
رضا علامهزاده
نگاهِ مردمیِ امامِ شهیدِ از منظر رهبری معظم انقلاب جدید
علیرضا ضابطی سیستان
رستاخیز ملتی مبعوثشده
حسن رشوند
رستاخیز غیرت در جبهه واحد
حمیدرضا مرادی
سر ترامپ را میخواهیم!
حسین شریعتمداری
مذاکره بدون عبرت؛ تکرار یک مسیر پرهزینه
سیدرضا موسوی فاضل
سفری که با خون امضا شد
حمیدرضا مرادی
پیام تشییع؛ خونخواهی امام شهید
مهدی فضائلی

سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمدمرادی

زندگینامه مرزبان شهیدی که در سرمای استخوانسوز بانه جان فدا کرد
فاش نیوز - وقتی از امنیت حرف میزنیم، اغلب ذهنمان به سمت تجهیزات نظامی و دیوارهای مرزی میرود؛ اما واقعیتِ امنیت در نقاط صفر مرزی ایران، فراتر از این حرفهاست. واقعیت، خونِ گرمی است که در سرمای منفی چند ده درجه، برای حفظ تمامیت ارضی یک کشور نثار میشود. داستان زندگی ستوان یکم رحیم مجیدی مهر، ملقب به «پیل افکن»، روایت یکی از همین قهرمانان بی ادعاست که در سکوت برفهای بانه، جاودانه شد.
دفاعپرس از کردستان، «رحیم مجیدی مهر» ریشه در خاک پاک منطقه لوداب استان کهگیلویه و بویراحمد داشت.

بزرگ شدن در دامنههای سخت و بلوطزارهای زاگرس، از او جوانی ساخت که با واژه «سختی» بیگانه نبود.
مردم لوداب به سختکوشی و وطنپرستی مشهورند و رحیم، تبلور همین ویژگیها بود.
او که در زمان شهادت تنها ۲۵ سال داشت، نشان داد که بزرگی آدمها به سنوسال نیست، بلکه به وسعتِ قلبی است که برای میهن میتپد.
رحیم پس از طی کردن دورههای سخت آموزشی، با درجه ستوان یکمی (که در برخی یگانها معادل سروان شناخته میشود) وارد خدمت در فرماندهی مرزبانی شد.

او آگاهانه یکی از سختترین نقاط خدمتی ایران، یعنی هنگ مرزی استان کردستان و شهرستان بانه را انتخاب کرد.
ماموریت او پایش مداوم نوار مرزی در ارتفاعاتی بود که حتی در تابستان هم خشن هستند، چه برسد به زمستانهای مرگبار آن منطقه.
روز ۸ دی ماه ۱۴۰۴، ماموریت گشتزنی تیم پنج نفره مرزبانان در ارتفاعات بانه آغاز شد.
اما طبیعت، چهره خشن خود را نشان داد. کولاک شدید و کاهش ناگهانی دما، دید را به صفر رساند.

سردار رستمی، فرمانده مرزبانی کردستان، تایید کرد که این تیم در میان برف و یخ گرفتار شدند.
علیرغم اعزام سریع تیمهای امدادی، شدت سرما به قدری استخوانسوز بود که ستوان مجیدی مهر بر اثر یخزدگی شدید به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
او در این حادثه تنها شهیدی بود که جانش را فدای امنیت همرزمان و کشورش کرد.
شاید تکاندهندهترین بخش این زندگینامه، وضعیت پیکر او در لحظه پیدا شدن باشد.

رحیم مجیدی مهر متاهل بود و پسری خردسال داشت. وقتی پیکر بیجان او را از میان برفها بیرون کشیدند، عکسی از پسر کوچکش در دستان یخزدهاش بود.
پشت عکس جملهای نوشته شده بود که دل هر خوانندهای را به درد میآورد: «مراقب پسرم باشید، تازه یاد گرفته بگه بابا…».
این نوشته نشان میدهد که او در آخرین لحظات زندگی، میان عشق پدرانه و وظیفه میهنپرستی، دومی را برگزید تا پسرش در کشوری امن بزرگ شود.
شهادت این مرزبان ۲۵ ساله موجی از همدلی را در سراسر ایران، به ویژه در زادگاهش کهگیلویه و بویراحمد به راه انداخت.

امنیت، محصول رایگانی نیست و بهای آن خون جوانانی، چون رحیم است.
او که با لقب «پیل افکن» در میان اطرافیانش شناخته میشد، حالا به نمادی از مقاومت در برابر سختترین شرایط جوی و دشمنان میهن تبدیل شده است.


فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
روایت خلبان F-۱۴ از فتح خرمشهر و مقاومت دزفول
مهدی طلوع وند















