پنجشنبه 18 دي 1404 , 10:11




نظام ارزی شفاف و تکنرخی؛ دشوار اما ضروری
فاش نیوز - رییس کل محترم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، با سلام، سیاستهای ارزی مستقیماً با معیشت مردم، اعتماد عمومی و آینده اقتصاد کشور گره خورده است.
تصمیم دولت و بانک مرکزی برای حذف ارز ترجیحی و حرکت بهسوی نظام ارزی شفافتر و تکنرخی، از منظر نظری اقدامی درست و قابل دفاع است. سالها چندنرخیبودن ارز، بستری برای رانت، فساد، توزیع ناعادلانه منابع و شکلگیری شبکههای واسطهای فراهم کرده و تولیدکننده و مصرفکننده واقعی را متضرر ساخته است. از این جهت، اصل اصلاح، قابل تقدیر است.
اما مسألهای بنیادین وجود دارد که افکار عمومی انتظار پاسخ روشن به آن دارد:
تکلیف ارزهای ترجیحیِ تخصیصیافته در سالهای گذشته چه شد؟
حذف یک سیاست نادرست، بدون حسابرسی شفاف از نتایج و پیامدهای آن، نهتنها ناقص، بلکه زمینهساز بیاعتمادی است. مردم حق دارند بدانند چه میزان ارز با نرخ ترجیحی تخصیص یافت، این منابع دقیقاً به کدام بخشها رفت، چه میزان از اهداف ادعایی آن (کنترل قیمتها و حمایت از اقشار ضعیف) محقق شد و در چه مواردی انحراف، سوءاستفاده یا ناکارآمدی رخ داد.
عدم شفافیت در این زمینه، بهمعنای نادیده گرفتن حقوق بیتالمال و بیپاسخ گذاشتن مطالبهای بدیهی از سوی جامعه است. انتظار میرود بانک مرکزی، در همکاری با نهادهای نظارتی، گزارش مستند و قابل راستیآزمایی از این دوره منتشر کند.
از سوی دیگر، تجربه ماههای اخیر نشان داده است که اصلاحات اقتصادی بدون اصلاحات نهادی به نتیجه پایدار نمیرسد. بخش مهمی از نارضایتیهای اجتماعی نه صرفاً محصول تغییر قیمتها، بلکه حاصل ناکارآمدی، عدم پاسخگویی و تعارض منافع در برخی بخشهای اجرایی و شرکتهای دولتی است. اگر اعتراضات آسیبشناسی نشود و منشأهای آن در «خانه دولت» مورد بازبینی قرار نگیرد، هر اصلاح اقتصادی-even اگر از نظر فنی درست باشد-با هزینههای اجتماعی سنگین همراه خواهد شد.
در حوزه سیاستهای جبرانی نیز باید با صراحت گفت: پرداختهای نقدی مقطعی، راهحل ریشهای نیست. این رویکرد، در بهترین حالت مسکنی کوتاهمدت است و در بلندمدت به فرسایش منابع و تشدید انتظارات تورمی میانجامد. پیشنهاد مشخص این است که بانک مرکزی در هماهنگی با دولت، جهتدهی منابع آزادشده از اصلاحات ارزی را به سمت سرمایهگذاری در زیرساختها قرار دهد: حملونقل، انرژی، تولید، فناوری و زنجیره تأمین. غفلت از زیرساخت در سالهای گذشته، امروز خود را در قالب کاهش بهرهوری، افزایش هزینه تولید و فشار مستمر بر معیشت مردم نشان میدهد.
همچنین انتظار میرود شفافیت در سیاستگذاری ارزی به یک رویه پایدار تبدیل شود:
انتشار منظم دادهها، توضیح صریح دلایل تصمیمات، ارائه نقشه راه آینده و گفتوگوی مستقیم با جامعه کارشناسی و فعالان اقتصادی. بازار ارز بیش از هر عامل دیگری به اعتماد نیاز دارد؛ و اعتماد تنها از مسیر انضباط، پاسخگویی و ارتباط صادقانه با مردم شکل میگیرد.
جامعهای که در بزنگاههای ملی و در شرایط سخت، یکپارچه در کنار حاکمیت ایستاده است، شایسته آن است که ثمره اصلاحات اقتصادی را نه در قالب فشارهای مقطعی، بلکه در شکل عدالت، شفافیت و بهبود پایدار کیفیت زندگی ببیند. اصلاح سیاست ارزی اگر با حسابرسی گذشته، اصلاح ساختارها و تمرکز بر زیرساختها همراه نشود، به فرصتی از دسترفته تبدیل خواهد شد.
امید آن است که بانک مرکزی، با اتکا به خرد جمعی، تقویت نظارت، شفافیت در عملکرد و تمرکز بر اصلاحات نهادی، این مسیر دشوار اما ضروری را بهگونهای پیش ببرد که هم کارایی اقتصادی افزایش یابد و هم سرمایه اجتماعی کشور حفظ و تقویت شود.
با احترام
|| علیرضا رجائی

















