04 شهريور 1405 / ۱۲ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 123294
پنجشنبه 25 دي 1404 , 14:10
پنجشنبه 25 دي 1404 , 14:10


مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی
جرایم سازمانیافته علیه عفت عمومی
رحمان الهی
شهدای خدمت
علیرضا ضابطی سیستان
نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
وقتی دروغهای آمریکا برای «الگوی تکراری تغییر رژیم» در ایران توسط روزنامه نگار برجسته استرالیایی افشا شد
طراحی گام به گام تا ویرانی ایران
وقتی رسانهها میگویند «مردم ایران از دولتشان متنفرند»، در واقع دارند صدای یک گروه خاص – اغلب انگلیسیزبان، تبعیدی، یا وابسته به منافع خارجی – را به عنوان صدای «همه مردم» جا میزنند. آنها به شما نمیگویند که خیلی از ایرانیها – حتی کسانی که از وضعیت فعلی ناراضیاند – از دخالت خارجی...
فاش نیوز - کاتلین جانسون: شما این صحنه را بارها و بارها دیدهاید. همان فیلمنامه قدیمی، همان بازیگران تکراری، همان دیالوگهای نخنما. هیچچیز واقعاً تغییر نمیکند؛ فقط نام کشور عوض میشود.
ابتدا اعتراضات واقعی یا نیمهواقعی آغاز میشود بعد امپراتوری و رسانههای وابستهاش وارد میدان میشوند و همه چیز را چند برابر میکنند: آمار کشتهشدگان را باد میکنند، تصاویر گزینشی و احساسی پخش میکنند، روایت را به «همه مردم علیه رژیم» تبدیل میکنند.
ناگهان ادعا میشود که «تمام ملت» یک صدا شده و فقط منتظر «آزادی» از بیرون است.
در مرحله بعد، مهرههای اپوزیسیون خارجی – اغلب کسانی که سالها یا دههها خارج از کشور زندگی کردهاند و هیچ ارتباط واقعی با داخل ندارند – را به عنوان «نمایندگان واقعی مردم» معرفی میکنند.
سپس تهدیدهای نظامی شروع میشود: «اگر رژیم به مردم حمله کند، ما مداخله میکنیم»، «کمک در راه است»، «رژیم در حال فروپاشی است». و اگر همه چیز طبق نقشه پیش برود، یا کودتای داخلی راه میافتد یا حمله مستقیم انجام میشود – و بعدش چه؟ هرجومرج، ویرانی، اقتصاد نابودشده، و یا یک دولت دستنشانده یا سالها آشوب و جنگ داخلی.
دقیقاً همین الگو را الان درباره ایران میبینیم. رسانههای غربی طوری اعتراضات را پوشش میدهند که انگار ۸۵ میلیون ایرانی یک فکر واحد دارند: همهشان از رژیم متنفرند و فقط منتظرند تا خارجیها «نجاتشان» دهند.
اما واقعیت خیلی پیچیدهتر است. مردم ایران مثل هر جامعه دیگری متنوعاند: برخی مخالف سرسخت رژیماند، برخی حامیاش، بسیاری فقط میخواهند زندگی معمولی، امنیت و رفاه داشته باشند بدون اینکه کشورشان به عراق دوم، لیبی دوم یا سوریه دوم تبدیل شود.
وقتی رسانهها میگویند «مردم ایران از دولتشان متنفرند»، در واقع دارند صدای یک گروه خاص – اغلب انگلیسیزبان، تبعیدی، یا وابسته به منافع خارجی – را به عنوان صدای «همه مردم» جا میزنند. آنها به شما نمیگویند که خیلی از ایرانیها – حتی کسانی که از وضعیت فعلی ناراضیاند – از دخالت خارجی بیشتر میترسند تا از خود حاکمیت. چون تجربه تاریخی دارند: کودتای ۱۹۵۳، جنگ هشتساله، تحریمهای فلجکننده، ترورها، و تهدیدهای مداوم.
این همان دروغ قدیمی است: «ما داریم از مردم کمک میکنیم»، «برای دموکراسی میجنگیم»، «حقوق بشر را دفاع میکنیم» در حالی که هدف واقعی همیشه یکی بوده: کنترل ژئوپلیتیکی، دسترسی به منابع، موقعیت استراتژیک، و تضعیف هر کشوری که جرأت کند در برابر سلطه امپراتوری بایستد.
تاریخ پر است از این نمونهها: عراق، لیبی، سوریه، یوگسلاوی، افغانستان، ونزوئلا… و حالا ایران را در خط بعدی گذاشتهاند. شما این نمایش را قبلاً دیدهاید. میدانید که دروغ است. فقط باید هوشیار باشید و این بار هم فریب نخورید.»


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















