شناسه خبر : 123308
یکشنبه 28 دي 1404 , 10:25
اشتراک گذاری در :
ادبیات ایثار و شهادت

یلدایی با طعم ایثار اجتماعی

فاش نیوز - ... و امروز از پس سال‌های فراغت از درس و کلاس و مدرسه، به روزهای گذشته می‌اندیشم. به اواخر سال‌های دهه ۶۰، زمانی که به‌عنوان دانش‌آموز دبیرستان «شریعت» در رشته فرهنگ و ادب، در کلاسی با ۱۲ دانش‌آموز و معلمانی به‌سخت‌گیری یک معلم مسئولیت‌پذیر، اما به مهربانی یک مادر دلسوز، روزگار سپری می‌کردیم.

خانم "فرور اخوان"، معلم ادبیات مهربانی بود که از اول دبیرستان ذهن و دلمان را با فضای شعر و ادب کشورمان آشنا کرد و این عشق و دلدادگی را با "گلشن راز" شیخ محمود شبستری در هم می‌آمیخت و هر روز بیش‌ازپیش ما را شیفته سعدی و حافظ می‌کرد. کلامش آن‌قدر زیبا و نافذ بود که با هر بیتی از مولانا قند در دلمان آب می‌شد؛ به‌طوری که ۶ ساعت کلاس درس ادبیات هر روزه، نه‌تنها کسل‌کننده نبود، بلکه گذر زمان را هم احساس نمی‌کردیم.
سال‌های دبیرستان را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتیم و سال آخر آن، تجربه متفاوتی را برای زندگی تک‌تکمان رقم زد.
او تنها معلمی بود که از تحصیل در دانشگاه و آینده روشن ادامه تحصیل برایمان می‌گفت و اراده‌مان را برای تحصیل علم در دانشگاه، محکم‌تر می‌ساخت؛ به‌طوری که مجذوب و شیفته ادامه تحصیل کرد و زمانی به خود آمدم که امتحانات پایان سال را با نمرات خوب و قابل‌قبولی پشت سر گذاشته بودم و با انگیزه‌ای مضاعف تا امتحانات کنکور پیش برد.

اگرچه دیگر از بانو اخوان خبری نداشتم؛ اما راه و منشی که این معلم دلسوز برای آینده‌ام ترسیم کرده بود، همواره با من بود و مرا به یاد او می‌انداخت و این‌گونه بود که با توکل به خداوند و سعی و تلاش و روشنگری آن معلم فرزانه و اراده خویش به دانشگاه علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی راه یافتم.
اما با تمام سعی و تلاشی که کردم، -به دلیل نبود وسایل ارتباطی مانند تلفن همراه و اینترنت در آن زمان- شوربختانه راهی برای یافتن رد و نشانی از آن بزرگوار نمی‌یافتم؛ اما همچنان به دیدار و یا شنیدن خبری از وی امیدوار بودم. همواره در دلم بود که روزی معلم عزیزم را بیابم و از زحماتش حتی به‌قدر اندکی، قدردانی کنم.
سال‌ها در پی هم می‌گذشت و من همچنان در جستجوی گمشده خویش بودم تا اینکه باگذشت بیش از سی‌سال از آن روزها توانستم یکی از هم‌کلاسی‌های آن دوران به‌یادماندنی را بیابم و از او جویای نشانی از معلمم باشم.
بالاخره خدای مهربان یاری کرد و به واسطه و کمک هم‌کلاسی‌ام، روزنه امیدی در دلم گشوده شد...
نشانی از او یافتم و با چند تن از هم‌کلاسی‌ها تماس گرفتم که در اولین فرصت قرار دیداری را بگذاریم و به دیدار ایشان برویم و این فراق طولانی را با وصال، پایان بخشیم. اگرچه روزمرگی‌های روزگار و امروز و فردا کردن‌ها فرصت را از ما ربود و درست زمانی که می‌توانست این شوق وصال، شادی را بر دلمان بنشاند، مطلع شدیم ایشان به‌تازگی در غم جان‌سوز ازدست‌دادن فرزند عزیزشان به سوگ نشسته‌اند و داغ سنگینی بر قلب مهربان معلم عزیزمان وارد گشته.
در نهایت با رخت عزا و چشمانی اشک‌بار به دیدار ایشان شتافتیم تا هم تسلای دل بی‌قرارشان باشیم و‌ هم امواج دلتنگی خود را به ساحل آرامش برسانیم.
با بغض و اشک مهربانانه همدیگر را به آغوش کشیدیم و این معلم بزرگوار اگرچه در سوگ یاشار عزیزش حال خوشی نداشت؛ اما برای دل ما، مهربانانه و به‌گرمی آغوش گشود و از سر لطف و بزرگ‌منشی، جویای احوال تک‌تکمان بود.
پس از این دیدار نیز هرازچندگاهی با پیامی و تماسی جویای احوال همدیگر بودیم؛ مدتی گذشت، تا شب یلدایی از آنجا که می‌دانستم چند ماهی بیش‌تر از رفتن یاشار عزیز نگذشته و اولین یلدای بعد از او برای پدر، مادر و خواهر داغدارش بسیار سنگین است، اما دست و دلم نمی‌رفت با آنان تماس بگیرم؛ مبادا که باعث تازه‌شدن غم و داغشان شوم....
اما درست در شب یلدا درس دیگری از معلم عزیزم آموختم و آن ایثاری بود که این مادر به نیت فرزند دلبندش، کانون سرد دو خانواده را با آزادی دو زندانی در بند، نور و گرمی بخشید؛ که این اقدام آنان قطعاً موجبات خشنودی خداوند، شادی روح عزیزشان و تسکین دل خود آنان را به‌همراه داشته است. ان‌شاءالله.

|| صنوبر محمدی

اینستاگرام
سلام علیکم.
چه قصه دل انگیزی!
حض بردیم از این داستان واقعی.
خداوند روح آن مرحوم را با اولیای صالحش محشور گرداند و به مادر داغدارش آرامش ببخشد.
سپاسگزاریم از نوشتار تاثیرگذار و درس آموز بانو صنوبر محمدی.
امیدواریم این فرهنگ ( ایثار اجتماعی مثل آزادی زندانیان مالی و غیرعمد، اهدای جهیزیه، رسیدگی به مستمندان و درماندگان و ...) و مخصوصا فرهنگ اهدای عضو را در جامعه نهادینه کنیم تا همه به لذت و آرامش عمیقی دست یابند.
خدا خیرتون بده.
باهمه اتفاقات ناخوشایندی که این روزها می بینیم و می شنویم، خوندن این گزارش روح و‌روان ما رو جلا میده و‌خوشحال میکنه.
الهی که در پناه خدا عزیزشون آمرزیده بشه.
خیلی دوست دارم این معلم بزرگوار رو ببینم و از نزدیک ارادتم رو نشون بدم.
دستمریزاد
همکلاسی و دوست عزیزم بخاطر متن زیبایی که نوشتی سپاسگزارم امیدوارم معلم عزیزم خانم اخوان همیشه سلامت باشند ایشان با وجود غم بزرگی که به دل دارند باز مانند گذشته به ما درس گذشت و ایثار را آموختن ایشان همیشه بهترین هستند و امیدوارم بتوانم قطره کوچکی از آموخته های ایشان را بکار ببرم و شاگرد خوبی برایشان باشم
سلام بر. معلم دوست داشتنی و نازنینم کار ارزشمندتان را ستایش می کنم و بر دستان مهربانتان بوسه می زنم.‌ خداوند روح فرزندتان را مملو از ِرامش و به شما صحت و سلامتی عطا فرماید.
با سپاس و قدردانی از کار ارزشمند و ستودنی این معلم بزرگوار باید گفت به حق کار ارزشمتد ایشان در واقع حلقه مفقوده امروز جامعه ماست که امیدواریم با تهیه چنین گزارشات و البته رواج و انتشار آن، جامعه مان به سمت و سوی ایثار اجتماعی سوق داده شود.
سلام عزیزان
می‌دانیم امروزه مازندگی هایمان رومدیون معلمان دلسوزمان هستیم وبودن چنین انسان‌هایی ماروهم برای ادامه تلاش مصمم ترمبکندوهمچنین صبر وبردبارری ایشون درمقابله باازدست دادن فرزند قابل ستایش هست
ومن به چنین فرشته ای افتخارمیکنم وسرتعظیم میگذارم
باسلام
می‌دانیم روزهای درس ومدرسه بهترین دوران زندگی تک تک مابوده وبابودن معلمی که ازجان مایه میگذاشته تونسته خاطراتی بسیارخوبی روبرای مان رقم بزند
وآرزومیکنم فرزند دلبندتان باعرشیان باشد
انشالاه همیشه سلامت باشید
بهترین معلم بردستانت بوسه میزنم
تو را آنگونه میخواهم که زندانه زلیخا را

کمک کن آه تو جانا بگیرد دامن ما را

ندارم هیچ امیدی به این دنیای تبعیدی

که من از بد بیابانی گرفتم راه دریا را , دریا را

چنان از دیدنت دورم که باور کرده ام کورم

تو کاری کن بدونه تو نبینم صبح فردا را

برف آمد پشته ردم در خیابان گم شدم

برف آمد برف آمد یک زمستان گم شدم

برف آمد پشته ردم در خیابان گم شدم

برف آمد برف آمد یک زمستان گم شدم

چه معلم خوبی . باهاش صحبت کنید لطفا
سلام بر معلم عزیز و گرامی کار خیر و خدا پسندانه شما را ستایش میکنم، امیدوارم خداوند به شما سلامتی و طول عمر عطا کند و روح فرزند عزیزتان قرین در آرامش باشد
درود برشما خانم محمدی عزیزم.مثل همیشه با خواندن نوشته ها ی زیبای شما حال دلم خوب شد.امیدوارم همیشه برقرار باشید.خداوند حق همه ی معلمین رو به ما حلال کنه.از شما دوست بسیار عزیزم سپاسمندم .به امید سربلندی و موفقیت بیشتر شما در تمام مراحل زندگی.
سلام خانم اخوان عزیر. معلم صبور و دوست داشتی.
محیت و بردباری شما را در آموختن درس دیروز و البته امروز، و در آنوختن درس از سوی شما را می ستایم بر دستانتان سخادتمندتان بوسه می زنم.
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi