06 خرداد 1405 / ۱۰ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 123439
یکشنبه 05 بهمن 1404 , 08:23
یکشنبه 05 بهمن 1404 , 08:23


سناریوی گرهزدن توافق با ایران به توافق ابراهیم
حسامالدین برومند
سرمایه عظیم پساجنگ
غلامرضا صادقیان
بادهفروش از کجا شنید؟!
حسین شریعتمداری
جنگ ارادهها از خرمشهر تا خلیجفارس
حسن رشوند
گشایش تنگه هرمز خلع سلاح کشورمان است!
حسین شریعتمداری
چند نکته درباره مذاکره و تعیین تکلیف جنگ
محمد ایمانی
فرصت جنگ
علیرضا معشوری
کاسبان رسانهای؛ تدلیس فقط در معامله نیست
فاضل شایسته
طنین شرف در غوغای غنیمتخواران عافیتطلب
داود گودرزی
تنگه هرمز ربطی به آمریکا ندارد!
یدالله جوانی
برتر از فتح خرمشهر
عبدالله گنجی


جانبازی که قبل از خودش، خبر شهادتش به بیمارستان رسید
فاش نیوز - سجاد بهبودی امامجماعت مسجد است. در اغتشاشات اخیر وقتی به پیشانیاش یک بسیجی تیر خورد و زمین افتاد، بهبودی خودش را حائل کرد تا جمشید جبارزاده کمتر آسیب ببیند ولی نمیدانست که او در جا شهید شده است. اغتشاشگران آنقدر با چاقو به بدن امامجماعت زدند که همه فکر کردند شهید شده است.

به مناسبت ولادت حضرت ابوالفضل (ع) به سراغ حجتالاسلام سجاد بهبودی از جانبازان اغتشاشات اخیر میرویم و میخواهیم داستان پنجشنبه ۱۸ دی را برایمان تعریف کند. شبی که بهبودی آنقدر چاقو خورد که کسی امید به زنده ماندش نداشت و خبر شهادتش همه جا پیچید.
پنجشنبه حدود ساعت ۸ بود به امام زاده حسن (ع) رفتیم تا برای محافظت از مردم کمک بچههای بسیج باشیم. یکدفعه از چند طرف به سمت امامزاده حسن (ع) حمله کردند. جمشید جبارزاده، مسئول پایگاه کربلا هم بود. در میان درگیری یکدفعه وسط پیشانیاش جبارزاده تیر خورد. من دیدم که به زمین افتاد ولی نمیدانستم شهید شده است. من به سمتش دویدم و خودم را حائل ایشان کردم تا آسیب نبیند. اغتشاشگران با دیدن ما به سمتمان حمله کردند و چندین نفر به سر ما ریختند. تعدادشان خیلی زیاد بود. با سنگ، چاقو و هر چه در دست داشتند من را میزدند. آنقدر با چاقو به من زدند که غرق خون شدم. سمت چپ بدنم را چاقوچاقو کردند. پهلو، کمر، سفید رانم آسیب دید و از شدت خونریزی و درد بیهوش شدم. بسیجیها وقتی دیدند که من زیر دستوپای اغتشاشگران ماندهام و دارند من را میکشند، حیدر، حیدر گفتند و به سمت ما آمدند. یکی از بسیجیها که مسلح بود، دو تا تیر هوایی زد و بیشترشان فرار کردند. با زور ما را از دست آنها نجات داده بودند ولی فکر کردند من شهید شدهام. بااینحال یکی از بسیجیها که کشتیگیر هم است، با زحمت من را بغل کرده و با ماشین بیمارستان ضیاییان رساند.

وقتی در بیمارستان به هوش آمدم تازه متوجه شدم که جمشید جبارزاده به شهادت رسیده است. آن شب مسجد ابوذر را آتش زده بودند و بهقصد آتشزدن امام زاده حسن (ع) آمده بودند. همه بچهها جانشان را گذاشتند تا اجازه ندهند به امام زاده بیحرمتی شود. وحشیگری که در آن شب دیدیم بیسابقه بود. تابهحال چنین صحنههایی در جسارت به امامزاده و مسجد ندیده بودیم.

آن شب در حمله وحشیانه اغتشاشگران به امام زاده حسن (ع) به جز حجتالاسلام بهبودی چند نفر دیگر هم مجروح شدند. حسن پیغامی یکی دیگر از مجروحان است که جانشین پایگاه شهدای کربلا است؛ جانشین فرمانده شهید جمشید جبارزاده. حسن پیغامی نحوه مجروح شدنش را برایمان بازگو میکند.

پنجشنبه ساعت ۸ شب که شد همه بازاریان مغازههای خودشان را بستند. پاساژها همه تعطیل شده بودند و حتی شاگردهایشان را زودتر به خانه فرستاده بودند. بچههای بسیج هم همه آمده بودند تا مراقب مردم عادی باشند. ساعت ۸ و ۱۰ دقیقه از سه طرف به سمت امام زاده حسن (ع) حمله کردند و میخواستند به حریم امام زاده تعرض کنند. ما در امام زاده را بستیم و خودمان را سپر کردیم تا کسی نتواند وارد امام زاده شود. در دست اغتشاشگران از هر ابزاری که تصور کنید وجود داشت. از چوب تیغدار گرفته تا شمشیر، تبر و زنجیر.

خیلیهایشان هم در دستانشان کوکتل مولوتوف بود. من بیشتر از ۴۰ سال است که در آن محله زندگی میکنم ولی چهره هیچکدامشان را تابهحال ندیده بودم. آن شب بچههای بسیج از جانشان مایه گذاشتند تا به مردم آسیبی نرسد. یک گروه ریختند روی سر ما و با هر چه داشتند ما را زدند. من از سه ناحیه آسیب دیدم. دندهام، دو قسمت پشت سر و پیشانیام شکست و بخیه خورد. اصلاً متوجه نشدم که با چه چیزی در سروصورت ما میزدند. وقتی من را به بیمارستان رساندند، چقدر مجروح دیدم که انگشتانشان قطع شده بود. یکی از بچههای افسریه را به بیمارستان آورده بودند که موتوری که فقط چند روز بود خریده بود را اغتشاشگران آتش زدند و با آجر دستش را شکسته بودند.

پیغامی، بهبودی و بقیه بچههای بسیج و مدافعان امنیت هنوز زخمهایشان تازه است. چه زخمهایی که بر جسمشان نشسته و چه زخمهایی که از شهادت مظلومانه دوستانشان بر روحشان نشسته است. ولی با هر کدام صحبت میکنیم یک جمله آخر حرفشان میآورند: درسته مجروح شدیم و دوستانمان را دادیم ولی حاضر نیستیم از حمایت از رهبرمان یکقدم پا پس بکشیم. تا آخرین قطره خونمان پای انقلاب ایستادهایم.

همینها هستند که رهبر انقلاب خطاب به آنها و همه جانبازان فرمودند: زحمات شما و اجر شما پیش خدای متعال، هم محفوظ است و هم انشاءالله روزبهروز روبهافزایش است؛ چون کار شما یکسره تمام نشد؛ بهتدریج این ابتلا و این امتحان بر شما حاکم است. اجر جانبازان روزبهروز روبهافزایش است. هر ساعتی که شما بیشتر عمر کنید، به همان اندازه اجر شما روبهافزایش است.
منبع: خبرگزاری فارس

















