شنبه 11 بهمن 1404 , 08:32




جنگ ترکیبی؛
وقتی خشونت و نماد به میدان میآید
فاش نیوز - در سالهای اخیر، الگوی مواجهه آمریکا و متحدانش با ایران نشان داده که هدف اصلی نه جنگ مستقیم، بلکه فشار فرسایشی و مدیریت بیثباتی است. در این چارچوب، مجموعهای از ابزارها بهصورت همزمان بهکار گرفته میشود؛ از تحریم و فشار سیاسی گرفته تا عملیات رسانهای و فعالسازی بازیگران نیابتی. این همان چیزی است که از آن با عنوان «جنگ ترکیبی» یاد میشود.
یکی از ویژگیهای این نوع جنگ، جابجایی میدان درگیری از نظامی به اجتماعی و نمادین است؛ جایی که افکار عمومی، هویتها و احساسات جمعی هدف قرار میگیرند.
در این میان، نقش نیروهای نیابتی – چه در عرصه رسانه و چه در میدان – قابلتوجه است. این جریانها معمولاً فاقد پایگاه اجتماعی پایدارند و بیش از آنکه نماینده مطالبات واقعی باشند، بازتولیدکننده شعارها و روایتهایی هستند که همزمان با رسانههای خارجی تکرار میشود. همین همزمانی و تکرار، بهتدریج پیوندهای پنهان آنها را آشکار و اثرگذاریشان را محدود کرده است.
اما در بزنگاههای خاص، لایه خطرناکتری نیز فعال میشود: عناصر افراطی و تکفیری. حمله به مساجد و زیارتگاهها، نه بیان اعتراض اجتماعی است و نه محصول یک اختلاف داخلی؛ بلکه تلاشی برای ایجاد شوک روانی، گسترش ترس و کشاندن جامعه به واکنشهای هیجانی است. تجربه منطقه نشان داده که این گروهها، هرچند خشن و ویرانگر، اما ابزارهای مصرفی بیثباتسازیاند و توان راهبردی مستقل ندارند.
در کنار خشونت میدانی، جنگ نمادها نیز جریان دارد. قرآنسوزی در برخی کشورهای اروپایی نمونه روشنی از این روند بود؛ اقدامی که هدفش نه آزادی بیان، بلکه تحریک، توهین و شکافسازی هویتی بود. با فاصله زمانی، همین منطق در قالبهای نرمتر در فضای داخلی نیز دیده شد؛ از تمسخر باورهای دینی تا هتک نمادهای مذهبی. این اقدامات نشان میدهد که مسئله صرفاً اعتراض یا نارضایتی نیست، بلکه نبردی بر سر معنا و هویت در جریان است.
با این حال، واقعیت اجتماعی ایران پیچیدهتر از آن است که با شوکهای مقطعی یا شعارهای تکراری دچار فروپاشی شود. مطالبات واقعی مردم نسبتی با خشونت کور یا توهین به مقدسات ندارد و هرچه الگوهای مداخله بیرونی شفافتر میشود، اثرگذاری آنها کاهش مییابد. به همین دلیل، جنگ ترکیبی اگرچه هزینهساز است، اما الزاماً تعیینکننده نیست.
در چنین شرایطی، پاسخ عقلانی نه در تشدید تنش و نه در انفعال خلاصه میشود. حفظ آرامش اجتماعی، تفکیک مطالبات واقعی از پروژههای خشونتمحور، گفتوگوی صادقانه و روایتسازی مسئولانه میتواند مهمترین سپر جامعه در برابر فشارهای بیرونی باشد.
آنچه امروز با آن مواجهایم، بیش از هر چیز جنگ روایتها و نمادهاست؛ جنگی که در آن افراط، توهین و نیابتیسازی نقش کوتاهمدت دارند، اما آگاهی، انسجام و خرد جمعی میتواند مسیر بلندمدت را تعیین کند.
|| علیرضا رجائی

















