پنجشنبه 30 بهمن 1404 , 09:30




پاکستان؛ از مهندسی طالبان تا بازگشت ترور به خانه
فاش نیوز - تحولات امنیتی اخیر در پاکستان بار دیگر نقش ساختاری این کشور در شکلگیری و بازتولید شبکههای افراطی در جنوب آسیا را برجسته کرده است سیاست امنیتی اسلامآباد از بدو تأسیس بر استفاده ابزاری از گروههای نیابتی برای ایجاد عمق استراتژیک در برابر هند استوار بوده و این رویکرد به طور مستقیم به افغانستان و مناطق مرزی ایران تسری یافته است حمایت سازمان اطلاعات ارتش پاکستان از طالبان در دهه ۹۰ میلادی، ایجاد زیرساختهای آموزشی در مدارس دینی و فراهم کردن پناهگاه امن برای رهبران این گروه پایههای حکومتی را شکل داد که بعدها به یکی از کانونهای اصلی بیثباتی منطقه تبدیل شد این سیاست باعث شد طالبان در طول دههها بدون موانع جدی فعالیت کنند و بعد از سقوط حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ نیز بسیاری از رهبران این گروه در خاک پاکستان حضور داشتند و با پشتیبانی محدود و نظارت رسمی دولت فعالیتهای خود را ادامه دادند.
پس از ۲۰۰۱ علیرغم همراهی ظاهری پاکستان با ائتلاف ضد تروریسم و اعلام مبارزه با گروههای مسلح، سیاست تفکیک گروههای مسلح به خوب و بد همچنان ادامه یافت طالبان افغان و برخی شبکههای ضد هند و ضد ایران در خاک پاکستان تحمل شدند و تنها تهدیدات مستقیم داخلی و گروههای مسلح پاکستانی هدف قرار گرفتند این رویکرد دوگانه موجب تثبیت زیستبوم تروریسم در کمربند مرزی پاکستان و افغانستان شد و امنیت منطقه را با چالشهای جدی مواجه کرده است پاکستان در عین حال تلاش کرده تصویر خود را به عنوان قربانی تروریسم نشان دهد و هر حادثه تروریستی را به دولت افغانستان یا گروههای مستقر در آن نسبت دهد که بخشی از فرافکنی و روایتسازی تاریخی این کشور محسوب میشود.
بلوچستان به عنوان بزرگترین و محرومترین استان پاکستان حلقه اتصال این بحران منطقهای است این منطقه مرز مشترک با ایران و افغانستان دارد به دریای عمان متصل است و دارای منابع طبیعی فراوان است جمعیت بلوچ نیز از ابتدا احساس میکردند به زور به پاکستان ملحق شدهاند و مطالبات قومی و اقتصادی آنان کمتر مورد توجه قرار گرفته است از سال ۱۹۴۸ تاکنون چندین شورش مسلحانه بلوچ علیه دولت مرکزی رخ داده و پاسخ اسلامآباد عمدتا امنیتی بوده است عملیات نظامی گسترده، بازداشت و ناپدیدسازی فعالان سیاسی و محدودسازی اجتماعی موجب رادیکالیزه شدن بخشی از جامعه محلی شده و زمینه نفوذ گروههای تکفیری، شبکههای قاچاق و بازیگران اطلاعاتی خارجی فراهم شده است.
ضعف حکمرانی موثر، فقر ساختاری، مرزهای باز و جغرافیای کوهستانی بلوچستان این استان را به کریدور ناامنی و پایگاه امن برای گروههای مسلح و افراطی تبدیل کرده است پیامدهای این وضعیت مستقیما بر شرق ایران و افغانستان تأثیرگذار بوده و امنیت مرزی این کشورها را تهدید میکند در همین چارچوب، ادعای اخیر منابع امنیتی پاکستان درباره آموزش عامل حمله اسلامآباد در افغانستان بیش از آنکه بیانگر واقعیت کامل باشد، بخشی از الگوی مزمن فرافکنی و تلاش برای مشروعیتبخشی به اقدامات داخلی دولت پاکستان است.
پاکستان طی دههها با پرورش و حمایت از بازیگران خشونتمحور در محیط پیرامونی اکنون خود گرفتار پیامدهای همان سیاست شده است این کشور نه تنها در مهار تروریسم داخلی موفق نبوده بلکه با ایجاد شبکههای وابسته به خود، چرخه بیثباتی را در سراسر محور ایران، افغانستان و پاکستان بازتولید کرده است تداوم نگاه امنیتی به بلوچستان و بهرهبرداری ابزاری از گروههای مسلح نه تنها امنیت داخلی پاکستان را تضمین نکرده بلکه خطرات سیاسی و اجتماعی را برای کل منطقه افزایش داده است بدون بازنگری بنیادین در دکترین امنیتی و حرکت به سمت راهکارهای سیاسی و توسعهمحور در مناطق پیرامونی، چشمانداز مهار افراطگرایی و بیثباتی همچنان دور از دسترس خواهد بود و قربانی اصلی این چرخه مردم عادی در سه کشور یادشده خواهند بود.
|| علیرضا رجائی

















