چهارشنبه 12 فروردين 1405 , 14:30




نگاهی به فلسفه عملیاتیِ پیشرو در مواجهه با تهدیداتِ پیچیده
نیروی زمینی سپاه؛ قدرتِ نامتقارن؛ تضمینگرِ امنیتِ پایدار
فاش نیوز - در دنیای امروز، قدرت صرفاً در نمایشِ تسلیحاتِ کلاسیک خلاصه نمیشود. نیروهایِ پیشرو، بر پایهی «دکترینهای نامتقارن» بنا شدهاند؛ رویکردی که انعطاف، هوشمندی و درکِ عمیق از میدان را در اولویت قرار میدهد. نیروی زمینی سپاه پاسداران، از ابتدایِ شکلگیری، بر همین منطقِ «نامتقارن» استوار بوده است؛ فلسفهای که امروز، به پشتوانهیِ امنیتیِ مستحکم برای ملت تبدیل شده است.
۱. منطقِ نامتقارن؛ فراتر از کلاسیک
جنگهایِ نامتقارن، جایی آغاز میشود که قواعدِ بازیِ کلاسیک دیگر پاسخگو نیست. در این نوع نبرد، ابتکار عمل، خلاقیت، و درکِ عمیق از نقاطِ ضعف و قوتِ دشمن، برتریِ تعیینکنندهای ایجاد میکند. نیروی زمینی سپاه، با بهرهگیری از همین فلسفهی نامتقارن، توانسته است در مواجهه با چالشهایِ گوناگون، رویکردی منحصربهفرد و بسیار مؤثر را به نمایش بگذارد. این رویکرد، مبتنی بر «انطباقپذیریِ دائمی» است.
۲. سکوتِ استراتژیک؛ بخشی از تاکتیکِ نامتقارن
یکی از عناصرِ کلیدیِ نبردهایِ نامتقارن، «ابهامِ هدفمند» است. نیروی زمینی سپاه، با پرهیز از نمایشهایِ پرهیاهو و تمرکز بر آمادگیِ عملیاتی، دشمن را در برآوردهایِ خود دچارِ تردید میکند. این سکوت، نه از سرِ ضعف، که اوجِ اقتدار و اعتماد به نفس در اجرایِ تاکتیکهایِ نامتقارن است؛ آمادگیای که در میدانِ عمل، خود را نشان میدهد، نه در ویترینِ رسانه.
۳. ابزارهایِ نوینِ جنگِ نامتقارن
نبردهایِ نامتقارن، نیازمندِ ابزارها و آموزشهایِ ویژهای است. نیروی زمینی سپاه، با تمرکز بر آموزشهایِ میدانی، تاکتیکهایِ غیرخطی، و استفادهیِ خلاقانه از جغرافیایِ طبیعی، نیروهایی تربیت کرده که قادرند در شرایطِ بسیار پیچیده، ابتکار عمل را در دست گیرند. این توانمندی، از هرگونه تحلیلِ کلاسیکِ دشمن، فراتر میرود.
۴. بازدارندگیِ نامتقارن؛ ترس از ناشناخته
بازدارندگیِ کلاسیک، بر اساسِ موازنه قدرتِ کمی استوار است. اما بازدارندگیِ نامتقارن، دقیقاً بر عکس عمل میکند: هرچه دشمن کمتر بداند و بیشتر در موردِ توانمندیها و واکنشهایِ احتمالیِ شما دچارِ تردید باشد، ترسِ او از اقدام، بیشتر خواهد بود. نیروی زمینی سپاه، با اتکاء به همین اصولِ نامتقارن، هزینهیِ هرگونه تجاوز را برای دشمنان، غیرقابلِ محاسبه و بسیار بالا میبرد.
۵. گذر از نبردِ فیزیکی به «نبردِ شناختیِ نامتقارن»
آیندهیِ نبردها، بیشتر در حوزهیِ «شناخت» رقم خواهد خورد. این یعنی تأثیرگذاری بر ادراکِ دشمن. نیروی زمینی سپاه، با درکِ این تحول، توانسته است مفاهیمِ دفاعی را در بستری نامتقارن، ارتقا دهد. هدف، نه فقط جلوگیری از حملهیِ فیزیکی، بلکه مدیریتِ کلانِ محیطِ ادراکیِ دشمن است.
۶. درسهایی از پیروزیهایِ نامتقارن
تاریخِ معاصر، بارها نشان داده که نیروهایِ مجهز به تفکرِ نامتقارن، حتی در برابرِ قدرتهایِ برترِ کلاسیک، پیروز بودهاند،(مثل ورود به نبرد با داعش در اربیل فقط با ۷۰ نفر که معادلات را بهم زد). نیروی زمینی سپاه، با الهام از این تجربهها و با تکیه بر «چابکیِ فکری و عملی»، همواره در خطِ مقدمِ تأمینِ امنیتِ پایدار قرار داشته است.
۷. آینده از آنِ کدام رویکرد است؟
آینده متعلق به قدرتهایی است که از چارچوبهایِ سنتی خارج شده و «تفکرِ نامتقارن» را به کار میگیرند. آینده از آنِ ساختارهایی است که میدانند چگونه با انعطاف، خلاقیت و درکِ عمیق از میدان، برتریِ پایدار کسب کنند.
جمعبندی: خطایِ محاسباتیِ بزرگِ دشمنان
بزرگترین خطایِ محاسباتیِ هر مهاجمی، تلاش برای تحلیلِ نیروی زمینی سپاه با فرمولهایِ جنگِ کلاسیک است. قدرتِ واقعیِ این نیرو، در «نامتقارن بودن» آن نهفته است؛ رویکردی ترکیبی از سکوتِ استراتژیک، انعطافپذیریِ بینظیر، و شناختِ عمیق از میدان. نیروی زمینی سپاه، سالهاست که بر پایهی این دکترینِ قدرتمند، امنیتِ پایدارِ ملت را تضمین کرده است.
مطمئن باشید،نیرویزمینی سپاه سالهاست این وضعیت امروز را در دکترین جنگهای نامتقارن خودش به حتم گنجانده ومنتظر چنین روزی میباشد.
|| سیدرضا موسوی فاضل

















