یکشنبه 09 فروردين 1405 , 09:28




خنجر و لبخند
در روانشناسی هم اصل مرزگذاری (Boundary Setting) را مطرح میکنند؛ روانشناس معروف آلبرت الیس و بسیاری از درمانگران شناختی میگویند انسان سالم باید بتواند از خود دفاع کند و در برابر رفتار آسیبزننده ...
فاش نیوز - از وقتی فهمیدهاند من مشاور هستم، بعضیها فکر میکنند به موجودی تبدیل شدهام که باید در برابر هر ضربهای فقط لبخند بزند. انگار مدرک مشاوره که میگیری، یک بند اضافه هم دارد: دارنده این مدرک موظف است در صورت خنجر خوردن از پشت، ابتدا لبخند بزند، سپس احساسات طرف مقابل را درک کند!
بعضی آدمهای شیطانصفت هم دقیقاً همینجا وارد صحنه میشوند. ضربه را میزنند، بعد با آرامش میایستند ببینند آیا مشاور طبق انتظارشان رفتار میکند یا نه. اگر مشاور برگردد و بگوید این کار درست نبود، فوری میگویند، عجب! شما چه جور مشاور کم ظرفیتی هستید؟!
اما یک نکته کوچک هست که گویا از قلم افتاده: آرام بودن با بیدفاع بودن فرق دارد. حتی در قرآن هم اصل پاسخ متناسب آمده است. در سوره بقره (آیه ۱۹۴) گفته شده: فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَیْکُمْ
یعنی اگر کسی به شما تعدی کرد، شما هم به همان اندازه پاسخ دهید. در ادبیات ما هم همین فهم وجود داشته. سعدی میگوید:
ترحم بر پلنگ تیزدندان
ستمکاری بود بر گوسفندان
یعنی اگر با درندهای بیش از حد مهربان باشی، در واقع داری به بیگناهان ظلم میکنی. در روانشناسی هم اصل مرزگذاری (Boundary Setting) را مطرح میکنند؛ روانشناس معروف آلبرت الیس و بسیاری از درمانگران شناختی میگویند انسان سالم باید بتواند از خود دفاع کند و در برابر رفتار آسیبزننده قاطع باشد. اگر مرزی نگذاری، عملاً به دیگران آموزش میدهی که ادامه بدهند. حتی در علوم نظامی هم همین اصل وجود دارد. استراتژیستی مثل سان تزو در هنر جنگ، توضیح میدهد که برای جلوگیری از حمله دشمن باید توان پاسخگویی داشته باشی؛ چیزی که امروز به آن بازدارندگی میگویند. پس خلاصه ماجرا این است:
نه قرآن گفته در برابر ظلم لبخند بزن و هیچ نگوی، نه شاعرها چنین نسخهای دادهاند، نه روانشناسی، و نه حتی علم جنگ! مشاور بودن یعنی کمک به درمان درد آدمها؛ نه اینکه تبدیل شوی به تمرینگاه آدمهایی که میخواهند تیزی و حد برندگی خنجرشان را امتحان کنند.
راستش اگر مشاور در برابر این جور شاهکارها حتی یک آخ هم نگوید، کمکم باید نگران عدالت اجتماعی شد! چون در این صورت عملاً به بقیه مردم ظلم کرده است. بالاخره یکی باید به این موجودات شیطانصفت خبر بدهد که دنیا زمین تمرین خنجرزنی نیست.
گاهی فریاد مشاور در واقع خدمت به جامعه است؛ مثل. یعنی عزیز دل، این رفتاری که داری اسمش شیطنت کودکانه نیست؛ بیشتر شبیه نسخه بزرگسالِ همان شیطان قدیمی است! از آن طرف هم قانون بیکار ننشسته. گاهی بعضی از این شیاطین انساننما لازم است با یک گردش آموزشی کوتاه به اداره قانون معرفی شوند تا با مفهوم مرز آشنا شوند. خوشبختانه مشاور هم اجازه دارد چنین معرفی محترمانهای انجام بدهد.
چون اگر این معرفی انجام نشود، این عزیزان تصور میکنند خنجرشان خیلی هم مورد استقبال جامعه است و با همان ذوق هنری میروند سراغ نفر بعدی.
بنابراین گاهی فریاد یک مشاور، نه نشانه بیصبری است و نه ضعف اعصاب؛ بلکه نوعی خدمات پیشگیرانه اجتماعی است… چیزی شبیه واکسن، فقط کمی بلندتر!
|| قنبر مبارز

















