یکشنبه 23 فروردين 1405 , 15:30




جنگ رمضان ایران را چهارمین قدرت جهانی کرد(بخش اول)
فاش نیوز - «نگاهی گذرا به روند شکلگیری روابط بینالملل، ضرورت تجدیدنظر و باز تعریف ارتباطات کشورها و اصلاح ساختار سازمان ملل با نقشآفرینی ایران بهعنوان یک قدرت نوظهور جهانی در پساجنگ رمضان»
از رنسانس تا عهدنامه وستفالیا - تشکیل کنگره وین در سال ۱۸۱۵ میلادی - ظهور جامعه ملل و ناتوانی در پیشگیری از جنگ جهانی دوم - انحلال جامعه ملل - تشکیل بزرگترین نهاد بینالمللی یعنی سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم - ناتوانی این سازمان در جلوگیری از وقوع دهها جنگ خونین، گسترش تروریسم و قتلعام میلیونها انسان بیگناه از زمان شکلگیری تاکنون و ضرورت اصلاح بنیادین ساختار این نهاد، بهخصوص حق غیرعادلانه وتو با نقشآفرینی قدرتهای نوظهور مانند ایران بهعنوان یک قدرت بلامنازع در منطقه غرب آسیا و جهان - ضرورت تغییر ترتیبات امنیتی منطقه خلیجفارس و نظام عبورومرور از تنگه هرمز در پساجنگ رمضان:
روند شکلگیری روابط بینالملل نشان میدهد که آغاز دوران رنسانس از حدود قرن چهاردهم و پانزدهم میلادی توانست به دنبال خود در حوزه روابط بینالملل دولتهای ملی را به وجود آورد که انعقاد دو عهدنامه صلح مونستر و اوزنا بروک در منطقه وستفالی آلمان در سال ۱۶۴۸ میلادی یکی از نمادهای مهم آن بود، این پیمانها توانست به جنگهای مذهبی و خونبار سیساله اروپائیان خاتمه دهد، سرانجام این نظم بهوجود آمده بر اساس عهدنامههای وستفالیا ابتدا در کشورهای اروپایی و بعد از آن بهسرعت جهانشمول شده و موجب، پیدایش و تقویت دولتهای ملی، کمک به تکامل حقوق بینالملل و پذیرش گزاره دولت - ملت گردید.
در ادامه سیر تحولات پس از پیمان وستفالیا، کنگره وین در سال ۱۸۱۵ توانست، بهنوعی این نظم بهوجود آمده در جهان آن روز را تثبیت کرده که این نظم تا پیش از شروع جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ ادامه داشت.
جنگ جهانی اول را میتوان یکی از خونبارترین جنگهای تاریخ بشر دانست که پایان نظم شکننده کشورهای اروپایی و سایر قدرتهای آن دوران را پس از پیمان صلح وستفالیا و کنگره وین را به دنبال خود داشت، جنگ ویرانگری که شروع آن در سال ۱۹۱۴ میلادی جهان را در شوک عمیقی فرو برد، پس از این جنگ خانمانسوز که به کشتهشدن میلیونها انسان انجامید کشورها به فکر این افتادند، تا با تعامل و همفکری از تکرار جنگهای دیگر جلوگیری و عدالت، صلح و امنیت جهانی را تضمین نمایند. به همین دلیل قدرتهای بزرگ آن زمان به فکر تأسیس سازمانی بینالمللی افتادند که بتواند این امر را محقق نماید. در همین راستا اقدامات اولیه در سال ۱۹۱۹ میلادی آغاز و جامعه ملل عملاً، در ۱۰ ژانویه ۱۹۲۰ میلادی با حضور تعدادی از کشورها در ژنو، سوئیس به شکل رسمی کار خود را آغاز کرد.
اما نگاهی به تحولات بعد از جنگ جهانی اول و خروج زودهنگام چند کشور مهم و تأثیرگذار از این نهاد بینالمللی باعث آغاز جنگ جهانی دوم در سپتامبر سال ۱۹۳۹ میلادی گردید و عملاً ناکارآمدی جامعه ملل در ایجاد صلح و امنیت پایدار و جلوگیری از جنگی دیگر در جهان را به اثبات رساند.
شروع جنگ جهانی دوم میان دول متفق و متحدین که در واقع محصول ناتوانی جامعه ملل و قدرتهای بزرگ برای جلوگیری از جنگ و درگیری بود، تقریباً تمام دنیا را درگیر خود کرد و به معنای واقعی جهان در فاصله سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ میلادی عملاً از حرکت باز ایستاد، این جنگ که بسیار ویرانگرتر از جنگ جهانی اول بود، سرانجام با کشتهشدن بیش از هفتاد میلیون انسان بیگناه و آسیب جدی به اقتصاد جهانی با پیروزی دول متفق و شکست کشورهای آلمان و تسلیم ژاپن بر اثر بمباران اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی توسط امریکا به کار خود پایان داد.
پس از جنگ جهانی دوم و آثار زیانبار که این جنگ بر حوزه اقتصاد و جامعه بشری گذاشت، قدرتهای بزرگ که دو جنگ خانمانسوز را به دنیا تحمیل کرده بودند، این بار به همراه پنجاه کشور دیگر در سال ۱۹۴۵ ایده تشکیل یک نهاد بینالمللی را در سانفرانسیسکو به بحث گذاشته و با تهیه پیشنویس منشور سازمان ملل متحد در ژوئن همان سال آن را به تصویب اعضا رساندند، سازمانی که بعدها با گذر زمان به جز واتیکان تمامی کشورهای جهان با هدف برقراری صلح و گسترش عدالت و جلوگیری از جنگ و کشتار به آن پیوستند. اهدافی که شاهدیم نهتنها با تجاوز اخیر آمریکا به ایران هرگز محقق نشده، بلکه جنگ و کشتار و تروریسم در طی هشتاد سال گذشته بهنحو بیسابقهای در نقاط مختلف جهان گسترش یافت و بهنظر میرسد با ادامه این روند یا ساختار این سازمان بهشکل اساسی با مشارکت قدرتهای نوظهور مانند ایران قوی باید اصلاح شود و یا سرنوشتی مانند انحلال جامعه ملل در پایان جنگ جهانی دوم و تشکیل نهادی جدید که بتواند در دنیا نظم مبتنی بر عدالت برای کشورها را فارغ از قدرت نظامی و اقتصادی آنان برقرار نماید در انتظار بزرگترین سازمان بینالمللی جهان خواهد بود.
|| رضا علامهزاده

















