یکشنبه 30 فروردين 1405 , 10:24




آمریکا دیگر گزینهای روی میز ندارد
فاش نیوز - در تحلیل مذاکرات ایران و آمریکا به ویژه بعد از جنگ رمضان، نخستین نکتهای که باید به آن توجه داشت از بین رفتن کارآمدی ابزارهای فشاری است که آمریکا همواره بر آن تکیه کرده بود. سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران همواره بر دو ستون اصلی استوار بوده است؛ یکی شبکه پیچیده و چندلایه تحریمهای اقتصادی که هدف آن فلج کردن ساختارهای اقتصادی و تولیدی کشور بود و دیگری تکرار تهدید نظامی که در ادبیات آمریکا با عبارت مشهور «همه گزینهها روی میز است» شناخته میشد. این دو ابزار در طول سالیان متمادی به عنوان اهرمهای فشار در میز مذاکره عمل میکردند تا ایران را وادار به امتیازدهی و عقبنشینی از حقوق هستهای خود کنند. اما تحولات اخیر نشان میدهد که این روند به طور بنیادین تغییر کرده است. آمریکا در طول سالهای گذشته تمامی ظرفیتهای تحریمی خود را به کار گرفت و از تحریمهای اولیه تا ثانویه، بانکی و نفتی تا تحریم اشخاص و نهادهای مدنی و حتی اقلام دارویی پیش رفت.

زمانی که یک ابزار فشار به سقف اثرگذاری خود میرسد، پس از مدتی کاراییاش را از دست میدهد. به این معنا که اعمال تحریمهای جدید دیگر فشار مضاعفی ایجاد نمیکند و به دلیل سازگاری کشور با شرایط تحریم، تحریمها کارکرد خود را از دست میدهند. ایران با گذار از مراحل سخت تحریم عملا به مرحلهای از تابآوری رسیده که تحریمها دیگر یک متغیر تعیینکننده در میز مذاکره نیستند. آمریکا با استفاده کامل از گزینههای اقتصادی خود، عملا یکی از دو اهرم اصلیاش را از دست داده بود.
اما نکته کلیدی این تقابل مربوط به استفاده از آخرین گزینه یعنی تهدید به حمله نظامی باز میگردد. آمریکا که همواره با ابزار تهدید به حمله نظامی سعی داشت اراده سیاسی ایران را تضعیف کند، در نهایت در نهم اسفندماه دست به قماری زد که به جای تغییر موازنه به نفع خود، منجر به فروپاشی کامل سیاست «همه گزینهها روی میز است» شد. حمله نظامی آمریکا به ایران در واقع اعتراف عملی به شکست تحریمها و آخرین تلاش برای احیای هژمونی در حال زوال آمریکا بود. زمانی که یک قدرت بزرگ از آخرین و اصلیترین ابزار خود استفاده میکند و در رسیدن با اهدافش شکست میخورد ناتوانی خود را برای جهانیان آشکار کرده است. از این رو آمریکا با حمله نظامی به ایران، بالاترین سطح تهدید خود علیه یک کشور را عملی کرد و شکست خورد؛ این شکست به این معناست که آمریکا اکنون دیگر گزینهای برای تهدید ایران روی میزش ندارد.
وقتی آمریکا تمام توان اقتصادی و نظامی خود را به میدان میآورد و باز هم نمیتواند طرف مقابل را به تسلیم وادار کند، دیگر هیچ ابزار جدیدی برای تهدید در آینده نخواهد داشت. از این جهت، حضور ایران در میز مذاکره در برابر کشوری که تمام کارتهای خود را بازی کرده، باید با بازتعریف کامل قواعد بازی همراه باشد. ایران باید با در نظر گرفتن تمامی ملاحظات امنیتی و راهبردی، از موضع طرف برتر وارد عمل شود و در اولین گام، «مرجعیت رسانهای» را به طور کامل در دست بگیرد. پیش از آغاز هرگونه گفتوگو ایران باید سازوکاری طراحی کند که روایتگر اول و اصلی جزئیات، مراحل و پیشرفتهای مذاکرات باشد و اجازه ندهد آمریکا با روایتهای جهتدار، افکار عمومی را به نفع خود مهندسی کرده و مطالبات غیرواقعی را در میز مذاکره تحمیل کنند. در چانهزنی، قدرت هر طرف به ابزارهایی بستگی دارد که هنوز از آنها استفاده نکرده است؛ اما آمریکا اکنون در وضعیتی است که تمام کارتهای خود را بازی کرده و چیزی برای تهدید کردن باقی نگذاشته است.
یکی از مهمترین دستاوردهای ایران در این جنگ، کنترل و حاکمیت مطلق بر تنگه هرمز به عنوان حیاتیترین آبراه انرژی جهان است. حمله نظامی آمریکا به ایران موقعیتی مشروع و راهبردی ایجاد کرد تا ایران بر اساس حق دفاع مشروع، کنترل خود را بر این منطقه به شکلی بیسابقه تقویت کند. اکنون ایران نیازی ندارد که به دنبال تایید آمریکا برای به رسمیت شناختن حاکمیت خود بر این تنگه باشد. حاکمیتی که در عمل اعمال شود و با گذشت زمان تثبیت گردد، به یک واقعیت تغییرناپذیر در نظم بینالملل تبدیل خواهد شد. گذشت زمان مشروعیت ایران را به یک حق تثبیت شده تبدیل خواهد کرد که هیچ قدرت خارجی قادر به چالش کشیدن آن نخواهد بود.
از سوی دیگر باید به سابقه عهدشکنی آمریکا توجه داشت. تجربه نشان داده است که ساختار قدرت در آمریکا حتی در صورت پذیرش تمام خواستههایش از سوی طرف مقابل، تمایلی به رفع واقعی و کامل تحریمها ندارد. تحریم برای آمریکا ابزاری است که به وسیله آن قدرتهای رقیب را مهار میکند. به همین دلیل این تصور که با مذاکره و عقبنشینی از دستاوردهای میدانی میتوان به گشایش اقتصادی رسید، یک خطای محاسباتی بزرگ است.
آمریکا حتی اگر روی کاغذ هم متعهد به لغو تحریمها شود، در عمل با ایجاد موانع فنی و حقوقی جدید، مانع از انتفاع اقتصادی ایران خواهد شد. در وضعیت فعلی که دست آمریکا از هرگونه تهدید معتبر و مؤثری خالی است، ایران در موضع قدرت قرار دارد. وقتی دشمن از گزینه نظامی استفاده کرد و شکست خورد، در واقع بزرگترین و آخرین گزینهای را که برای تهدید از آن استفاده میکرد را از بین برده و به ایران این فرصت را داده است تا بدون نگرانی از تهدیدهای آینده، به تثبیت نظم نوین خود بپردازد. در چنین شرایطی ایران نباید به عنوان طرفی ظاهر شود که به مذاکره نیاز دارد؛ ایران باید با تحمیل شروط سختگیرانه، آمریکا را در موقعیت پاسخگویی قرار دهد. هرگونه انعطاف دیپلماتیک تنها زمانی معنادار است که به تثبیت رسمی دستاوردهای میدانی ایران منجر شود، نه اینکه به حریف شکستخورده فرصت بازسازی و تنفس بدهد.
آنچه در میدان و در نبرد نظامی به دست آمده بسیار ارزشمندتر از وعدههای نسیه دیپلماتیک است. دستاوردهای میدانی، واقعیتهای ملموسی هستند که توازن قوا را تعیین میکنند، در حالی که میز مذاکره فضائی برای لفاظی و تلاش برای بازپسگیری دستاوردهای میدان از طریق وعدههای دروغین است. آمریکا اکنون در موضعی نیست که بتواند شرط و شروطی تعیین کند؛ زیرا نه میتواند فشار اقتصادی را فراتر از حد فعلی ببرد و نه میتواند تهدید نظامی مؤثری را سازماندهی کند که پیشتر شکست نخورده باشد.
حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و تسلط بر جریان انرژی، ابزاری است که وزن ژئوپلیتیک کشور را در نظم چندقطبی در حال ظهور به شدت افزایش میدهد. این اقتدار نیازی ندارد از سوی یک قدرت رو به زوال به رسمیت شناخته شود. تثبیت این وضعیت در طول زمان، خود به خود مورد پذیرش قرار خواهد گرفت و مشروعیت جهانی پیدا خواهد کرد، کما اینکه بسیاری از کشورهای جهان اکنون واقعیت جدید منطقه را پذیرفتهاند و به دنبال تعامل با ایران به عنوان قدرت مسلط هستند.
بنابراین سیاست ایران در مذاکرات باید بر این اصل استوار باشد که مذاکره تنها یک ابزار برای دیکته کردن واقعیتهای جدید به طرف مقابل است و نه راهی برای مصالحه بر سر اصول. نباید اجازه داد دستاوردهای ناشی از ایستادگی ملت در معرکه جنگ و تحریم، با امضای یک قرارداد بیضمانت و تحت فشار رسانهای از دست برود. در نظم جدید، این ایران است که باید با تعیین دستور کار و مدیریت افکار عمومی اجازه ندهد دشمن از مسیر وعدههای دیپلماتیک به آنچه در جنگ نظامی و اقتصادی نرسیده است، دست یابد. از نگاه واقعگرایی سیاسی، قدرت حرف اول و آخر را میزند و ایران اکنون این قدرت را در عالیترین سطح خود به نمایش گذاشته است.
|| دکتر علیرضا معشوری

















