سه شنبه 01 ارديبهشت 1405 , 13:00




جایگاه تنگه هرمز در نظم جدید منطقهای
فاش نیوز - در تحلیلهای ژئوپلیتیک منطقه، کمتر موضوعی به اندازه «تنگه هرمز» با آمیختهای از واقعیت و اغراق روبرو بوده است. برخی آن را کلید پیروزی ایران در هر تقابل فرضی میدانند و برخی دیگر با استناد به تحولات حملونقل ترکیبی، آن را رو به بیاثری میبینند. اما واقعیت میانی، پیچیدهتر و قابلتأملتر است.
۱. تنگه هرمز؛ نقطه حساسی که بیاثر نمیشود
با وجود توسعه مسیرهای ریلی و کریدورهای شرقی (از جمله مسیر افغانستان به چین)، تنگه هرمز همچنان شاهراه اصلی انرژی جهان باقی میماند. حملونقل ترکیبی هرچند «ریسک متمرکز» را کاهش میدهد، اما نمیتواند جایگزین حجم عظیم عبور نفتکشها از این آبراه شود. اختلال جدی در هرمز همچنان به معنای شوک به قیمت انرژی، افزایش هزینه بیمه و حمل، و بحران در بازار جهانی است.
۲. اما این اهرم «دو لبه» است
نکتهای که اغلب مغفول میماند: بستن یا مختل کردن تنگه هرمز، فقط به آمریکا یا غرب ضربه نمیزند. اقتصاد جهانی به هم میریزد، مشتریان اصلی انرژی در آسیا تحت فشار قرار میگیرند و از همه مهمتر، خود ایران نیز درآمدهای صادراتی خود را از دست میدهد. به همین دلیل، این اهرم بیش از آنکه «ابزار پیروزی» باشد، یک «ابزار بازدارندگی پرهزینه» است. ارزش اصلی آن در عدم استفاده از آن نهفته است؛ یعنی جلوگیری از رسیدن تنش به نقطهای که کسی مجبور به استفاده از آن شود.
۳. نقش مسیرهای ترکیبی و ریلی
توسعه مسیرهای زمینی (مانند کریدور شرق به غرب از طریق افغانستان) به ایران کمک میکند «فشار را پخش کند» و گزینههای خود را افزایش دهد. این مسیرها «تابآوری» سیستم اقتصادی ایران را بالا میبرند، اما تنگه هرمز را از مدار خارج نمیکنند. پیام واقعی این مسیرها این است: «ایران کاملاً قابل محاصره نیست». اما ادعای اینکه «ایران میتواند بدون دریا صادرات خود را حفظ کند» در حال حاضر دقیق نیست.
۴. چین و محاسبه هزینه-فایده
پرسش رایج این است که آیا توسعه مسیرهای ریلی، چین را به حمایت قویتر از ایران میکشاند؟ پاسخ واقعبینانه این است: «نه به شکل تعیینکننده، اما به عنوان یک عامل تقویتی بله». چین همچنان به دنبال ثبات است نه جانبداری. مسیر ریلی به چین انعطاف بیشتری میدهد، اما او را وارد تقابل مستقیم با آمریکا نمیکند. چین تا زمانی که منافع حیاتیاش مستقیماً تهدید نشود، در منطقه خاکستری «بیطرفی فعال» باقی میماند.
تنگه هرمز نه یک سلاح فاتح است و نه یک ابزار بیاثر. این یک «اهرم بازدارنده پرهزینه» است که در شرایط کنونی، بیش از هر چیز به «مدیریت تنش» کمک میکند تا «پیروزی در بحران». مسیرهای ترکیبی و ریلی نیز این اهرم را خنثی نمیکنند، اما هزینه واقعی تهدید به بستن تنگه را برای طرف مقابل افزایش میدهند. در نظم جدید منطقهای، برنده کسی نیست که بتواند تنگه را ببندد، بلکه کسی است که بتواند آن را بدون بحران مدیریت کند.
|| علیرضا رجائی

















