دوشنبه 28 ارديبهشت 1405 , 11:18




درگیری ۱۶ مهر ۶۶ سپاه با آمریکا و تاثیر راهبردی آن ...
فاش نیوز - در روزهایی که ایران در واکنش به جنگ نفتکشها توسط عراق، نفتکشهای این کشور و متحدانش را توسط قایقهای تندروی خود هدف میگرفت، این کشورها ابتدا از شوروی تقاضای کمک کردند و این امپراطوری مبادرت به گسیل ناوگان دریاییاش به خلیج فارس نمود تا پشتیبان عراق و حامیانش باشد.
در مقابل نیروهای ایرانی نفتکشهای شوروی را هدف قرار دادند؛ بهخصوص هدف قرار گرفتن نفتکش "ایوان کارسیف" توسط ناوگروه دریایی سپاه مستقر در عسلویه، شوروی را مجبور به ترک همیشگی خلیج فارس کرد.
ایالات متحده اما مثل روسها عقبنشینی نکرد و به درگیری با نیروهای ایرانی پرداخت. باتوجهبه مدل تجهیزاتی که سپاه از آن برای هدف قرار دادن کشتیهای عراق و متحدانش استفاده میکرد، جنگندههای ایالات متحده برای درگیری با آنها مناسب نبودند، بنابراین بالگَردهایشان را برای گشتزنی و مقابله با قایقهای کوچک سپاه وارد خلیج فارس نمودند.
این بالگَردها در نقاط حساس خلیج فارس گشت میزدند و به شناسایی هدفهای مشکوک میپرداختند؛ تا جایی که به بسیاری از شناورهای تفریحی و صیادی مشکوک شده و با پرواز در ارتفاع بسیار پایین برای آنها مشکلاتی ایجاد میکردند.
بلافاصله مسئولان سپاه پاسداران دستبهکار شده تا برای مزاحمت بالگَردهای آمریکایی چارهای بیندیشند. باتوجهبه امکانات بسیار پایین سپاه برای مقابله با هواگردها در آن دوران، چاره کار، کمک از مجاهدین افغانیِ درگیر با شوروی اعلام شد.
فلذا طی مذاکراتی با احمدشاه مسعود فرمانده مشهور تاجیک تبار افغانستان، ۵ فروند موشک بسیار پیشرفته استینگر در اختیار سپاه پاسداران قرار گرفت.
این موشکها ساخت آمریکا بوده و برای مقابله با هواگردهای قدرتمند میل ۲۴ شوروی به مجاهدین افغانی تحویل شدند. در اینجا لازم است ذکر شود، بالگَردهای میل ۲۴ تا آنجا ایمن بودند که حتی شیشه آنها در برابر گلولههای ۱۲/۷ میلیمتری تیربار دوشکا مقاوم بود.
تنها ۲ فروند از ۵ موشک تحویل شده از احمدشاه مسعود، به دو نفر از نیروهای موشکی سپاه در تهران به نامهای کریمی و محمدیها تحویل میشود و آنها بلافاصله خود را به بوشهر میرسانند.
در روز ۱۵ مهر طبق معمول ناوگروه امیرالمؤمنین به فرماندهی نادر مهدوی از بوشهر به جزیره کوچک اما بسیار مهم فارسی میرود تا در آنجا آماده عملیات شود.
کریمی و محمدیها نیز هرکدام در قایقی مستقر میشوند تا در صورت مزاحمت بالگَردهای آمریکایی برای قایقها، تدابیر لازم را اتخاذ کنند.
نکته مهم اینجاست که ایالات متحده هنوز از دستیابی سپاه پاسداران ایران به موشک استینگر بیخبر بود و به همین علت ابتدا حدود ساعت ۹ شب برای قطع ارتباط رادیویی ناوگروه، تجهیزات مخابراتی سپاه در جزیره فارسی را هدف گرفته و سپس سراغ قایقهای جنگی میرود.
در نهایت درگیری آغاز میشود، باتوجهبه صدای بسیار کم بالگَردها، نیروهای ایرانی ابتدا غافلگیر میشوند؛ اما بهزودی خود را باز یافته و مهدی محمدیها با یک فروند موشک استینگر، یک بالگَرد آمریکایی را منفجر میکند. کریمی نیز آماده درگیری میشود که بلافاصله از چند طرف قایقشان مورد اصابت قرار گرفته و موشک استینگر نیز به قعر دریا فرو میرود.
فردای آن درگیری، نیروهای آمریکایی که از توان ضدهوایی سپاه در نبرد شب قبل غافلگیر شده بودند، برای دانستن عامل انهدام بالگَرد، به غواصان خود متوسل شده و یک فروند موشک استینگر را در کف دریا پیدا میکنند.
نتیجتاً باید گفت در نبرد آن شب، اگرچه سپاه چند نفر از نیروهای خود را از دست داد؛ اما علاوه بر منهدم کردن یک بالگَرد آمریکایی، دستاوردی راهبردی برای ایران به ارمغان آورد و آن هم بازدارندگی ایجاد شده توسط رزمندگانش بود.
از آن تاریخ حدود ۳۹ سال میگذرد، اما بالگَردهای آمریکایی تا امروز دیگر وارد شعاع ۵ کیلومتری قایقهای تندروی سپاه و سایر شناورهای ایرانی نشده و مزاحمتی برای ایرانیان ایجاد نمیکنند.
از لحاظ نظریات علوم سیاسی در خصوص این رخداد میتوان گفت: سپاه در این زمینه نوعی توازن وحشت ایجاد نمود؛ چرا که علاوه بر برپایی موازنه موشکهای دوشپرتاب و متحرک ضدهوایی با بالگَردهای آمریکایی، نیات تعرضی خود را نیز به نمایش گذاشت و همین امر باعث بالابردن هزینه ایالات متحده در شروع هر نوع درگیری جدید با ایران در خلیج فارس برای تصمیمگیران آن شده است.
|| علیرضا تقوینیا

















