چهارشنبه 30 ارديبهشت 1405 , 16:56




پاییز قهرمانان؛ وقتی زخمها با پیری همپیمان میشوند!
اکنون که دههها از آن روزگار میگذرد، ایثارگران و آزادگان به فصل سپید زندگی یعنی سالمندی رسیدهاند. اما این دوران برای آنها نه زمان استراحت که آغاز بروز عوارض سهمگین مجروحیتهای قدیمی است. جراحتهایی که ....
فاش نیوز - تاریخ هر ملتی لبریز از فراز و نشیبهایی است که تنها با تکیه بر ستونهای استوار ایثار ماندگار میشود. در جغرافیای ایثار ایرانزمین، نسلی وجود دارد که جوانی خود را در میان دیوارهای سنگی اردوگاههای اسیران جنگی و زیر باران شکنجه و گرسنگی و تحقیر و سلولهای تنگ و تاریک جا گذاشته است. امروز اما آن حماسهسازان در سکوت خانههای خود با جبههٔ جدیدی روبرو گشتهاند؛ جبههای که در آن، پیری و زخمهای کهنه با هم همپیمان شدهاند تا آرامش را از تنهای رنجور آنها بربایند.
هیچگاه نمیتوان از یاد برد آن لحظههای هولناکی را که دژخیمان بعثی با قساوت تمام، صف میبستند تا پیکر پاک جوانان این مرزوبوم را آماج کینه خود قرار دهند. در آن سالهای سیاه اسارت، چوب و آهن و هر ابزاری که به دستشان میرسید، وسیلهای بود برای در هم شکستن استقامت مردانی که جرمشان عشق به میهن و عقیده و آرمانشان بود. چه بسیار چشمهای درخشانی که در زیر ضربات سنگین کور گشتند و چه دستهای فداکاری که شکستند تا مبادا حرمت مملکت و قداست خاک ایران لکهدار شود. آنها در سلولهای تاریک، جایی که حتی نفسکشیدن دشوار بود، دوام آوردند تا امروز آفتاب شکوه و استقلال بر سر این ملت بتابد. تلخترین خاطره، حکایت دندانهای خرد شدهای است که صاحبانشان تا سپیده صبح از درد به خود میپیچیدند و در آن غربت غمآلود، نه از دارو خبری بود و نه از طبیبی که مرهمی بر زخمشان نهد.
اکنون که دههها از آن روزگار میگذرد، ایثارگران و آزادگان به فصل سپید زندگی یعنی سالمندی رسیدهاند. اما این دوران برای آنها نه زمان استراحت که آغاز بروز عوارض سهمگین مجروحیتهای قدیمی است. جراحتهایی که در جوانی به بهای جان خریده شده بود، اکنون با افزایش سن، با شدتی چندین برابر بازگشتهاند. امروز نیاز آنها به مراقبتهای ویژه، نه یک انتخاب، که یک ضرورت حیاتی برای ادامه زندگی آنهاست که متأسفانه با قوانین جدید و پیامکهای عدم شمول بیمه برای جانبازان، هزینههای سرسامآور درمان و تجهیزات پزشکی گرانقیمت، به کابوسی بدل گشته که خواب را از چشمان این قهرمانان ربوده است.
چرا باید از آن همه فداکاری بیمرز، تنها نامی خشکوخالی از ایثار بر شناسنامهٔ زندگیشان بماند؟ چرا رفاه و آسایش این ستارگان درخشان نباید الگویی تمامعیار برای نسلهای آینده باشد تا بدانند وطنپرستی و دفاع از ارزشها پاداشی جز تکریم و عزت ندارد؟ اگر امروز شجاعت و جوانمردی این پیران پردیس غیرت الگو نشود، فردا چگونه میتوان درس عشق به میهن و دفاع از ارزشها را به فرزندان آموخت؟ چرا مسئولین چشم بر این حقیقت نمیدوزند که هزینههای درمان و تجهیزات، برای این عزیزان نقشی حیاتی دارد.
قهرمانانی که روزی در خط مقدم راه تنفس دشمن را میبستند، امروز نباید نفسشان برای یک کپسول اکسیژن در خانهٔ خود به شماره بیفتد و دلاورانی که با دندان خرد شده تا سحرگاه در سلول سرد به خود پیچیدند تا عهد با وطن شکسته نشود، شایسته نیست که امروز برای تأمین هزینه درمان همان جراحتهای ماندگار، در بنبست روزگار گرفتار بمانند. این صدای لرزان عدالتی است که توجه فوری و آستین همت مسئولین را میطلبد.
مسئولین باید بدانند که زمان برای قهرمانان ما بهسرعت در حال گذر است. بیتوجهی به وضعیت معیشتی و سلامت ایثارگران، تنها نادیدهگرفتن یک صنف نیست؛ بلکه پشتکردن به ارزشهایی است که این سرزمین بر پایه آنها استوار شده است. هزینههای رایگان درمان کمترین پاداشی است که میتوان بهپاس آنهمه استقامت در سلولهای بعث، یا در جبهههای نبرد و... تقدیمشان کرد. نگذاریم پاییز قهرمانان ما در تنهایی و زیر بار فشارهای مالی به زمستانی سرد تبدیل شود. شایسته است که بودجهها و برنامهریزیها، پیش از آنکه دیر شود، به سمت تأمین کرامت انسانی و سلامت این ذخایر انقلاب سوق داده شود؛ چرا که عزت امروز ما، مدیون استخوانهای خردشدۀ همان مردانی است که در تاریکی اسارت و جبهههای جنگ، مردانه درخشیدند.
|| داود گودرزی(آزاده و جانباز)

















