08 شهريور 1405 / ۱۶ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 125146
یکشنبه 10 خرداد 1405 , 12:31
یکشنبه 10 خرداد 1405 , 12:31


مفهوم جدیدی بهنام عقلانیت انقلابی
سید محمدرضا میرشمسی
پاراچنار؛ مناقشه قبیلهای یا بحران ژئوپلیتیک
علیرضا رجائی
سخنی صریح و محترمانه با آقای قائمپناه
علیرضا ضابطی سیستان
تبریک میلاد رسول خدا (ص) به گونهای دیگر
حسین شریعتمداری
از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
حالوهوای خانواده سپهبد موسوی به روایت برادر
فاش نیوز - برادر شهید سپهبد موسوی گفت: «برادرم در خاطراتش نوشته بود که وقتی وارد شد، مردی نورانی دید که نگاهش بسیار جذاب بود. رفت جلو و دست امام را بوسید. امام هم دستشان را روی سرش کشیدند و تشویقش کردند. سالها بعد، وقتی کمی بزرگتر شد، برای امام قرآن خواند و امام با خوشحالی او را بوسیدند.»
دفاعپرس؛ سید عبدالرسول موسوی، برادر شهید سپهبد سید عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، در گفتوگویی، پرده از ابعاد انسانی، خانوادگی و فکری برادر شهیدش برداشت. او با بازگشت به خاطرات کودکی و نوجوانی، تصویری از یک خانواده مذهبی، متعهد و مردمدار را ترسیم کرد که در آن، ایمان، هوش سرشار و خدمت به مردم، ارکان اصلی زندگی را تشکیل میدادند.

ریشههای انقلابی در جعبههای چای
موسوی با توصیف فضای خانه پدریشان، تأکید کرد که خانوادهای پرجمعیت و کاملاً مذهبی داشتهاند. پدرشان، احمد موسوی، مردی مؤمن و فعال در عرصه سیاسی پیش از انقلاب بود که با شجاعت در فعالیتهای انقلابی شرکت میکرد.
«پدرم ضبط صوت قدیمی داشت و در بیت امام خمینی (ره) حاضر میشد و سخنرانیهای ایشان را ضبط میکرد. برای پخش اعلامیهها و نوارها از سد مأموران، گاهی اعلامیهها را در جعبههای چای جاسازی میکرد تا بتواند به محل کارش ببرد و توزیع کند. با وجود خطرات زیاد، پدرم هرگز از این کار دست نکشید.»
وی افزود که مادرشان نیز نقش کلیدی در تربیت دینی و اخلاقی فرزندان داشت و حساسیت پدر بر «رزق حلال» چنان بود که حتی کوچکترین شبههای در درآمد خانواده راه نمییافت.
بوسه بر دستان امام و خاطرات کودکی
یکی از شیرینترین خاطرات نقل شده، مربوط به دیدارهای شهید موسوی با امام خمینی (ره) در دوران کودکی است. موسوی روایت میکند که برادرش را اغلب با خود به دیدار امام میبرد.
«برادرم در خاطراتش نوشته بود که وقتی وارد شد، مردی نورانی دید که نگاهش بسیار جذاب بود. رفت جلو و دست امام را بوسید. امام هم دستشان را روی سرش کشیدند و تشویقش کردند. سالها بعد، وقتی کمی بزرگتر شد، برای امام قرآن خواند و امام با خوشحالی او را بوسیدند.»
او همچنین به شوخیهای دوستان پدرش اشاره کرد که به بوی قورمهسبزی از سر پدرشان اشاره میکردند؛ شوخیای که نشاندهنده صمیمیت و سادگی خانواده در آن دوران بود.

شورای حل اختلاف مردمی
یکی از ویژگیهای بارز خانه موسوی، نقش آن به عنوان مرکز حل اختلافات مردمی بود. پدر شهید موسوی، بخشی از خانه را به حل و فصل مشکلات خانوادگی اختصاص داده بود.
«هر زن و شوهری که قصد جدایی داشتند، به جای دادگاه به خانه ما میآمدند. پدرم با حوصله حرفهایشان را گوش میداد و سعی میکرد دلهایشان را نرم کند. گاهی اتاقهایی را در اختیارشان قرار میداد تا مدتی در کنار ما زندگی کنند. فضای خانه ما حالوهوای شورای حل اختلاف واقعی داشت و مردم میدانستند که میتوانند برای صلح و آشتی به ما مراجعه کنند.»
دانشآموز بدون کیف و کتاب
شهید موسوی از همان دوران نوجوانی، هوش سرشار و استعدادهای ویژهای نشان میداد. موسوی برادرش را «دانشآموز بدون کیف و کتاب» مینامد؛ کسی که با وجود هوش فوقالعاده، نیازی به حمل کتابهای زیاد نداشت و درسها را به سرعت یاد میگرفت.
«او در دبیرستان حکیم نظامی (امام صادق ع) در قم تحصیل کرد. با اینکه عاشق فوتبال بود و در فعالیتهای ورزشی شرکت میکرد، اما شاگرد ممتاز بود. معلمها و دوستانش او را به خاطر سادگی و هوش بینظیرش به یاد میداشتند.»
نگاه جامع به مسجد
شهید موسوی نگاه متفاوتی به مساجد داشت. او مسجد را نه فقط محل نماز، بلکه کانون توسعه اجتماعی میدانست. در طرحهای او برای ساخت مسجد، فضاهای متنوعی پیشبینی شده بود: کتابخانه (برای بچههایی که در خانههای کوچک امکان مطالعه نداشتند)؛ کارگاه اشتغالزایی (ویژه زنان بیسرپرست یا بدسرپرست)؛ سالن مراسمات (برای خانوادههای کمدرآمد که توانایی برگزاری مراسم را نداشتند)؛ درمانگاه کوچک (ارائه خدمات اولیه پزشکی) و پایگاه بسیج نوجوانان (برای آموزشهای دفاعی، اجتماعی و معارفی)
نابغه نظامی، متفکر اقتصادی
در پایان، موسوی به ابعاد علمی و فکری برادرش پرداخت و تأکید کرد که شهید موسوی تنها یک فرمانده نظامی نبود، بلکه نخبهای علمی در حوزههای مختلف بود.
«یکبار قرار بود در جمع بازاریان سخنرانی کند. تحلیلهای اقتصادیاش آنقدر دقیق و عمیق بود که همه را شگفتزده کرد. او کتابی اقتصادی نوشته بود که پنج سال برایش وقت گذاشته بود. با این حال، با لبخند گفت که اگرچه این نظریه از نظر علمی و اصول اقتصادی دنیا معتبر است، اما از نگاه دینی و با توجه به مفهوم برکت و معنویت در فرهنگ ما، آن را کامل نمیداند.»


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی















