شناسه خبر : 125491
پنجشنبه 18 تير 1405 , 11:00
اشتراک گذاری در :

برگرفته از بیانات رهبر شهید در جمع بسیجیان

درس‌های مکتب عاشورا در مبانی فکری امام شهید

 فاش نیوز - منظومه فکری، مواضع و نوع حکمرانی که قائد شهید در حدود چهار دهه عمر پر خیروبرکت خود برای امت اسلامی، بجای گذاشت بعد از دوران ائمه معصوم در میان علمای جهان اسلام بی‌نظیر و ادامه مسیر پر تلاطم انقلاب شکوهمند اسلامی و امت را در دوران حساس کنونی که کل جبهه یزیدیان زمان در برابر جبهه حق صف‌آرایی نموده‌اند را برای جامعه ما کاملاً روشن کرده، تا چراغ راهی باشد که در تحولات سریع پیش رو و فتنه‌های آخرالزمانی، امت اسلامی راه صحیح و مستقیم را به‌درستی شناخته و طی مسیر نمایند .

ایام محرم و شرایط حساس و تاریخی امسال که دشمن به‌صورت عریان برای نابودی حوزه تمدنی غنی ما، تجزیه کشور و نابودی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران وارد میدان شده، فرصتی را پیش روی اهل قلم، فکر و اندیشه قرار داده تا با باز نشر منظومه فکری آن مجاهد نستوه، صحنه‌های دیگری از عاشورا اما در مقطع دیگری از تاریخ اسلام را برای مردم قدرشناس و مبعوث شده در میدان، نخبگان و خواص جامعه ایران تبیین کرده، تا با الهام‌گرفتن از آن مکتب انسان‌ساز و عمق‌بخشی به نگاه خود از آن دوران مهم و سرنوشت‌ساز اسلام عبرت گرفته و از خداوند متعال مدد گرفته تا در این کل یوم عاشورا و کل عرض کربلای دوران کنونی به ما ثبات قدم عنایت کرده و به این هشدار امام شهید بیش‌ازپیش توجه نماییم که فرمودند «من یک وقت گفتم که جا دارد اگر ملت اسلام فکر کند که چرا پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر صل‌الله علیه و آله کار کشور اسلامی بـه جـایی رسیده باشد که همین مردم مسلمان، از وزیرشان، امیرشان، سردارشان، عالمشان، قاضی‌شان و قاری‌شان در کوفه و کربلا جمع بشوند و جگرگوشهٔ همین پیغمبر را با آن وضع فجیع به خاک و خون بـکشند؟! آدم بـاید بـه فکر فرو برود که چـرا این‌طور شد؟

و در ادامه آن قاعد شهید بیان نمودند که «این مسئله انسان را نـگران می‌کند. مگر ما از جامعه زمان پیغمبر و امیرالمؤمنین قرص‌تر و محکم‌تریم؟ چه‌کار کنیم که آن طور نشود؟»

بیان این نکات مهم و دقیق به ما این هشدار را می‌دهد تا با مرور آن صحنه‌های عبرت‌آموز همواره در سمت صحیح و درست تاریخ پشت سر امام جامعه حرکت نماییم.

در این نوشتار نگارنده بنا دارد، باتوجه‌به اهمیت وقایع تاریخی و تأثیرگذاری آن بر تحولات بشری و سرنوشت ملت‌ها از منظر امام شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌های رهبری را در مورد درس‌ها و عبرت‌های مکتب انسان‌ساز عاشورا که در این جنگ تمام‌عیار و ترکیبی، وجوه مشترک فراوانی با حوادث سال شصت و یک هجری دارد را عیناً در دو بخش باز نشر کرده، تا مردم مبعوث و مسئولان در انتخاب مسیر صحیح دچار تردید و گمراهی نشده و خواص و عوام جامعه گوش‌به‌فرمان ولایت از امام عصر خویش حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای حفظه‌الله در صراط مستقیم به حرکت تاریخ‌ساز خود ادامه دهند.

سخنان تحلیلی قاعد شهید امت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جمع بسیجیان به‌مناسبت عاشورای حسینی

آن قاعد شهید با لحنی امام‌گونه در جمع فداکارترین اقشار کشور فرمودند، دیداری بسیار مناسب، در وقتی مناسب است. ایام عاشورای حسینی است و شما برادران و خواهران هم از عاشورایی‌ها و حسینی‌ها هستید. بسیج بیست‌میلیونی انقلاب اسلامی، ثابت کرده است که در صراط حسین بن علی (علیه‌السّلام) و صراط عاشورا قدم بر می‌دارد.

آنچه که من امروز عرض خواهم کرد، مربوط به همین قضیهٔ عاشورا است که باوجود آن همه سخنی که دربارهٔ این حادثه گفته‌اند و گفته‌ایم و شنیده‌ایم، باز هم جای سخن و عامل و تدبر و عبرت‌گیری نسبت به این حادثه باقی است. این حادثهٔ عظیم؛ یعنی حادثهٔ عاشورا، از دو جهت قابل تأمل و تدبر است. غالباً یکی از این دو جهت، مورد توجه قرار می‌گیرد. بنده امروز می‌خواهم در این‌جا آن جهت دوم را، بیشتر مورد توجه قرار دهم.

بی‌بصیرت‌ها در جبهه باطل قرار می‌گیرند بدون اینکه خود بدانند

جهت اول، درس‌های عاشورا است. عاشورا پیام‌ها و درس‌هایی دارد. عاشورا درس می‌دهد که برای حفظ دین، باید فداکاری کرد. درس می‌دهد که در راه قرآن، از همه چیز باید گذشت. درس می‌دهد که در میدان نبرد حق و باطل، کوچک و بزرگ، زن و مرد، پیر و جوان، شریف و وضیع و امام و رعیت، با هم در یک صف قرار می‌گیرند. درس می‌دهد که جبههٔ دشمن با همهٔ توانایی‌های ظاهری، بسیار آسیب‌پذیر است. (همچنان که جبههٔ بنی‌امیه، به‌وسیله کاروان اسیران عاشورا، در کوفه آسیب دید، در شام آسیب دید، در مدینه آسیب دید، و بالاخره هم این ماجرا، به فنای جبههٔ سفیانی منتهی شد.) درس می‌دهد که در ماجرای دفاع از دین، از همه چیز بیشتر، برای انسان، بصیرت لازم است. بی‌بصیرت‌ها فریب می‌خورند.

بی‌بصیرت‌ها در جبهه باطل قرار می‌گیرند؛ بدون این‌که خود بدانند. همچنان که در جبههٔ ابن زیاد، کسانی بودند که از فساق و فجار نبودند، ولی از بی‌بصیرت‌ها بودند.

شما اگر از جاده‌ای عبور کردید و اتومبیلی را دیدید که واژگون شده یا تصادف کرده و آسیب دیده؛ مچاله شده و سرنشینانش نابود شده‌اند، می‌ایستید و نگاه می‌کنید، برای این‌که عبرت بگیرید.

معلوم شود که چطور سرعتی، چطور حرکتی و چگونه رانندگی‌ای، به این وضعیت منتهی می‌شود.

این هم نوع دیگری از درس است؛ اما درس از راه عبرت‌گیری است. این را قدری بررسی کنیم.

(فاصله کوتاه بین رحلت نبی اکرم«ص» تا رقم‌خوردن واقعه عاشورا عبرتی درس‌آموز برای جامعه امروز ما)

قاعد شهید امت با ژرف‌نگری در واقعه عاشورا فرمودند:

اولین عبرتی که در قضیهٔ عاشورا ما را به خود متوجه می‌کند، این است که ببینیم چه شد که پنجاه سال بعد از درگذشت پیغمبر (صلوات‌اللَّه و سلامه علیه)، جامعهٔ اسلامی به آن حدی رسید که کسی مثل امام حسین علیه‌السّلام، ناچار شد برای نجات جامعهٔ اسلامی، چنین فداکاری‌ای بکند؟ این فداکاری حسین بن علی (علیه‌السّلام)، یک وقت بعد از هزار سال از صدر اسلام است؛ یک وقت در قلب کشورها و ملت‌های مخالف و معاند با اسلام است؛ این یک حرفی است. اما حسین بن علی (علیه‌السّلام)، در مرکز اسلام، در مدینه و مکه - مرکز وحی نبوی - وضعیتی دید که هر چه نگاه کرد چاره‌ای جز فداکاری نداشت؛ آن هم چنین فداکاری خونین با عظمتی! مگر چه وضعی بود که حسین بن علی (علیه‌السّلام)، احساس کرد که اسلام فقط با فداکاری او زنده خواهد ماند، والّا از دست رفته است؟!

عبرت این‌جاست. روزگاری رهبر و پیغمبر جامعهٔ اسلامی، از همان مکه و مدینه پرچم‌ها را می‌بست، به دست مسلمان‌ها می‌داد و آنها تا اقصی‌نقاط جزیرةالعرب و تا مرزهای شام می‌رفتند؛ امپراتوری روم را تهدید می‌کردند؛ آنها از مقابلشان می‌گریختند و لشکریان اسلام پیروزمندانه برمی‌گشتند؛ که در این خصوص می‌توان به ماجرای «تبوک» اشاره کرد. روزگاری در مسجد و معبر جامعهٔ اسلامی، صوت و تلاوت قرآن بلند بود و پیغمبر با آن لحن و آن نفس، آیات خدا را بر مردم می‌خواند و مردم را موعظه می‌کرد و آنها را در جادهٔ هدایت با سرعت پیش می‌برد.

ولی چه شد که همین جامعه، همین کشور و همین شهرها، کارشان به جایی رسد و آن‌قدر از اسلام دور شدند که کسی مثل یزید بر آنها حکومت می‌کرد؟! وضعی پیش آمد که کسی مثل حسین بن علی (علیه‌السّلام)، دید که چاره‌ای جز این فداکاری عظیم ندارد! این فداکاری، در تاریخ بی‌نظیر است. چه شد که به چنین مرحله‌ای رسیدند؟ این، آن عبرت است. ما باید این را امروز مورد توجه دقیق قرار دهیم.

به نظر من این پیام عاشورا، از درس‌ها و پیام‌های دیگر عاشورا برای ما امروز فوری‌تر است. ما باید بفهمیم چه بلایی بر سر آن جامعه آمد که حسین بن علی (علیه‌السّلام)، آقازادهٔ اول دنیای اسلام و پسر خلیفهٔ مسلمین، پسر علی بن ابی‌طالب (علیه‌الصّلاة و السّلام)، در همان شهری که پدر بزرگوارش بر مسند خلافت می‌نشست، سر بریده‌اش گردانده شد و آب از آب تکان نخورد! از همان شهر آدم‌هایی به کربلا آمدند، او و اصحاب او را با لب‌تشنه به شهادت رسانند و حرم امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) را به اسارت گرفتند!

(دورشدن از ذکر خدا و دنیاطلبی دو عامل اصلی رقم‌خوردن واقعه عاشورا، ماهم ممکن است به این درد دچار شویم)

امام شهید ما با بیان اینکه دوری از ذکر خدا و دنیاطلبی از علل مهم واقعه عاشورا است، فرمودند: حرف در این زمینه، زیاد است. من یک آیه از قرآن را در پاسخ به این سؤال مطرح می‌کنم. قرآن جواب ما را داده است. قرآن، آن درد را به مسلمین معرفی می‌کند. آن آیه این است که می‌فرماید: «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصّلاة و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا ۱(.» دو عامل، عامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی است: یکی دورشدن از ذکر خدا که مظهر آن نماز است. فراموش‌کردن خدا و معنویت؛ حساب معنویت را از زندگی جداکردن و توجه و ذکر و دعا و توسل و طلب از خدای متعال و توکل به خدا و محاسبات خدایی را از زندگی کنارگذاشتن. دوم «و اتبعوا الشهوات»؛ دنبال شهوت‌رانی‌ها رفتن؛ دنبال هوس‌ها رفتن و در یک جمله، دنیاطلبی. به فکر جمع‌آوری ثروت، جمع‌آوری مال و التذاذ به شهوات دنیا افتادن. اینها را اصل دانستن و آرمان‌ها را فراموش‌کردن. این، درد اساسی و بزرگ است. ما هم ممکن است به این درد دچار شویم.

(فراموش‌کردن حالت آرمان‌خواهی، ترجیح مصالح شخصی بر مصالح عمومی، چسبیدن به منافع نقد و یا خسته شدن خواص، از علل مهم دیگر به‌وجودآمدن واقعه عاشوراست)

آقای شهید ایران در بخش دیگری از این سخنرانی مهم و تاریخی که در جمع مخلص‌ترین و فداکارترین نیروهای کشور بیان گردید، فرمودند:

اگر در جامعه اسلامی، آن حالت آرمان‌خواهی از بین برود یا ضعیف شود؛ هر کس به فکر این باشد که کلاهش را از معرکه در ببرد و از دیگران در دنیا عقب نیفتد؛ این‌که «دیگری جمع کرده است، ما هم برویم جمع کنیم و خلاصه خود و مصالح خود را بر مصالح جامعه ترجیح دهیم»، معلوم است که به این درد دچار خواهیم شد.

نظام اسلامی، با ایمان‌ها، با همت‌های بلند، با مطرح‌شدن آرمان‌ها و با اهمیت‌دادن و زنده نگه‌داشتن آرمان‌ها به وجود می‌آید و حفظ می‌شود و پیش می‌رود.

شعارها را کم‌رنگ کردن، اصول اسلام و انقلاب را مورد بی‌اعتنایی قراردادن و همه چیز را با محاسبات مادی مطرح‌کردن و فهمیدن، جامعه را به آن‌جا خواهد برد که به چنان وضعی برسد.

آنچه روایت شد بخش اول یکی از سخنرانی‌های بسیار مهم و تأثیرگذار امام شهید است.

اکنون ما هستیم و نرم‌افزاری بسیار غنی در حوزه حکمرانی تراز انقلاب اسلامی از قاعد شهید که مدیران و مسئولان کشور می‌بایست این گنج بی‌بدیل از سخنرانی‌ها، اعلام مواضع، هشدارها و توصیه‌ها، سیاست‌های کلی، فرمان‌ها و گل سرسبد همه آنها یعنی بیانیه گام دوم انقلاب به‌یادگارمانده از آن مجاهد نستوه را مرور و با عمل به آنها نقاط قوت را تقویت و با حذف آزمون و خطاهای گذشته، عملکرد خود را در سه حوزه، فرهنگ، اقتصاد و خدمت‌رسانی با حکمرانی موردانتظار امام شهید انقلاب که در زی طلبگی، سخنرانی‌ها، سیاست‌های ابلاغی و پیام‌ها متبلور است، تراز نموده، و به مردم مبعوث شده در میدان خدمت‌رسانی بی‌منت ارائه نمایند. ادامه دارد.....

|| به‌کوشش رضا علامه‌زاده(کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل)

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi