15 شهريور 1405 / ۲۳ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 126680
چهارشنبه 04 شهريور 1405 , 11:29
چهارشنبه 04 شهريور 1405 , 11:29


منشور خودمختاری راهبردی ایران
علیرصا رجائی
این آب به کدام آسیاب میریزد؟!
حسین شریعتمداری
متولد آفریقا و ساکن آمریکا اما دلباخته کربلا
سیدمحمد مشکوهًْالممالک
سلاح واقعی اقتدار میآورد، نه جوهر روی کاغذ
حمیدرضا مرادی
مراسم عروسی، زیرساخت بود یا پایگاه موشکی؟!
محمدرضا الهی
توپ را به زمین دشمنان شلیک کنیم!
محمد عباسیلو
فرصتهای ایستادن با شرق
غلامرضا صادقیان
چالش مدیریتی در مسئله عفاف و حجاب
سید محمدرضا میرشمسی
عروسی خوبان، خباثت شیطان!
علیرضا ضابطی سیستان
ایران هرچه قویتر چگونه ساخته میشود؟
داود منظور

رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
نامه عاشقانه در جیب شهید هوافضا +عکس
فاش نیوز - محمدمحسن محمدی، کارشناس فنی نیروی هوافضای سپاه، روز ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید؛ در حالی که نامه عاشقانهای از همسرش در جیب لباس پاسداریاش بود.

خبرگزاری فارس : متولد ۲۴ فروردین سال ۱۳۷۳ شهر قم بود. اگرچه ریشه خانوادگیشان به شهرستان نور در استان مازندران بازمیگردد، اما به دلیل مقید بودن پدر و مادر به تربیت فرزندان مؤمن، در سال۱۳۷۰ به قم مهاجرت کردند. محمدمحسن بچه باهوش و درسخوانی بود و تمام مقاطع تحصیلیاش را با بهترین نمرات گذراند. بعد هم در دانشگاه در رشته مهندسی برق الکترونیک درس خواند؛ تا اینکه وارد هوافضای سپاه شد.

وقتی محمدمحسن شهید شد، در جیب لباسش نامه عاشقانهای بود. نامهای که پشت و روی صفحاتش را چسب زده بود تا سالم بماند.

همسر شهید محمدی درباره این نامه میگوید: «وقتی ازدواج کردیم، همسرم آموزش پاسداری را میگذراند. با توجه به اینکه آقامحمد نمیتوانست در پادگان گوشی داشته باشد، من هم چند تا نامه نوشتم که هر وقت یاد من میافتد، آن نامه را بخواند. یکی از نامهها همیشه همراه آقامحمد بود. وقتی شهید شد، این نامه در جیب لباس پاسداریاش بود. چسبکاری نامه را هم خودش انجام داده که هیچ وقت پاره نشود.»


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















