15 شهريور 1405 / ۲۳ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 126685
چهارشنبه 04 شهريور 1405 , 11:47
چهارشنبه 04 شهريور 1405 , 11:47


منشور خودمختاری راهبردی ایران
علیرصا رجائی
این آب به کدام آسیاب میریزد؟!
حسین شریعتمداری
متولد آفریقا و ساکن آمریکا اما دلباخته کربلا
سیدمحمد مشکوهًْالممالک
سلاح واقعی اقتدار میآورد، نه جوهر روی کاغذ
حمیدرضا مرادی
مراسم عروسی، زیرساخت بود یا پایگاه موشکی؟!
محمدرضا الهی
توپ را به زمین دشمنان شلیک کنیم!
محمد عباسیلو
فرصتهای ایستادن با شرق
غلامرضا صادقیان
چالش مدیریتی در مسئله عفاف و حجاب
سید محمدرضا میرشمسی
عروسی خوبان، خباثت شیطان!
علیرضا ضابطی سیستان
ایران هرچه قویتر چگونه ساخته میشود؟
داود منظور

رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
مردی که تا آخرین لحظه پای امنیت مردم ایستاد
فاش نیوز - شهید عدنان آرمان، پاسدار ۳۶ ساله و از نیروهای ناحیه مقاومت بسیج سپاه بستک، در جریان جنگ تحمیلی رمضان در شهر بستک به شهادت رسید؛ مردی از روستای شیخ حضور که لباس خدمت را نه برای نام و نشان، بلکه برای آرامش و امنیت مردم بر تن کرده بود و سرانجام جان خود را در همین راه تقدیم کرد.

خبرگزاری فارس از بندرعباس، گاهی تمام روایت یک انسان را میتوان در یک کلمه خلاصه کرد؛ «خدمت». برای عدنان آرمان، این کلمه فقط یک شعار نبود؛ بخشی از زندگی او بود. مردی ۳۶ ساله از روستای شیخ حضور بستک که سالهای جوانیاش را در مسیر خدمت به مردم و پاسداری از امنیت سرزمینش گذراند.او از نیروهای ناحیه مقاومت بسیج سپاه بستک بود؛ از همان مردانی که شاید نامشان کمتر بر سر زبانها باشد، اما حضورشان در روزهای سخت، معنای امنیت را برای مردم ملموس میکند.
آخرین مأموریت؛ در شهر خودش
سرنوشت برای عدنان آرمان چنین رقم خورد که محل شهادتش همان دیاری باشد که برای امنیتش خدمت میکرد؛ شهر بستک.در اولین روزهای جنگ تحمیلی رمضان (جنگ ۴۰ روزه با آمریکا و اسراییل جنایت کار)، عدنان و چند تن دیگر از همرزمانش در جریان حمله هوایی رژیم متجاوز صهیونیستی آمریکایی در بستک به درجه رفیع شهادت رسید.عدنان رفت، اما برای خانوادهاش، مردم روستای شیخ حضور، همرزمانش و اهالی بستک، خاطره مردی باقی ماند که تنها ۳۶ سال و ۶ ماه و ۱۰ روز از زندگیاش گذشته بود؛ عمری کوتاه، اما با پایانی بزرگ. پایانی در مسیر محاهدت برای ایران سربلند و مقتدر.
یک قاب، یک نگاه و هزار حرف ناگفته
حالا از عدنان آرمان، تصویری مانده و نگاهی که شاید برای خانواده و دوستانش هزاران خاطره را زنده کند. اما شهید زنده است و در هر لحظه زندگی ما و تاکید پایان تاریخ جاودانه است.پشت همین چهره آرام، خانهای است که دیگر صدای قدمهای او را نمیشنود؛ خانوادهای که جای خالیاش را هر روز بیشتر احساس خواهد کرد و همرزمانی که باید مسیر را بدون او اما با نام و باد و یاری او ادامه دهند.
شهادت، پایان قصه چنین مردانی نیست. از روزی که میروند، نامشان به بخشی از حافظه یک شهر و یک سرزمین تبدیل میشود. به بخشی از سند شرافت یک ملت.شهید عدنان آرمان رفت، اما نامش در بستک و روستای شیخ حضور ماندگار شد؛ نام مردی که برای امنیت مردمش ایستاد و سرانجام جانش را در همین مسیر تقدیم کرد.روحش شاد، یادش گرامی و راهش پررهرو باد.


جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















