یکشنبه 19 مهر 1405 , 09:00




گنگی تئوریهای غربی در فهم خیابانهای ایران
فاش نیوز - جامعهشناسی مدرن که زادگاهش جهان پسارنسانس، سکولار و سرمایهزده غرب است، همواره تلاش کرده پدیده «خیابان» و رفتار جمعی انسانها در زیست شهر را با مفاهیم تقلیلگرایانه و دوگانههای مادی توضیح دهد. از این منظر، زمانی که خیابانهای ایران به صحنه حضور ممتد، پیوسته و تمدنساز میلیونها انسان تبدیل میشود، جامعهشناسان کلاسیک و تحلیلگران اتاقهای فکر غرب، با لکنت تحلیلی مواجه میشوند، چرا که این حضور نه با معیارهای انقلابهای رنگین همخوانی دارد، نه با منطق شورشهای تهیدستان و نه با الگوی کارناوالهای پسامدرن. آنچه در بستر انقلاب اسلامی و در بزنگاههای تاریخی و سرنوشتساز این سرزمین در پهنه خیابان رخ میدهد، بازتولید یک کلان نظریه جدید در جامعهشناسی سیاسی و فلسفه فضاست؛ پدیدهای که خیابان را از یک عنصر کالبدی خنثی یا عرصه منازعه قدرت، به کنشگر معنابخش، پیوند زننده و بازدارنده تبدیل میکند. برای فهم این پدیده شگرف، ناگزیر باید نسبت میان انسان، فضا و حاکمیت را در ۲ گستره فکری شرق و غرب، با منطق بومی و الهی انقلاب اسلامی بازخوانی کرد.
در نظریه شهری لیبرالیسم، خیابان شأنی جز تسهیل گردش سرمایه ندارد...
فضا در این دیدگاه، فاقد روح جمعی، عاری از امر قدسی و بیگانه با پیوندهای ایمانی است...
در نقطه مقابل، جامعهشناسی انتقادی و سنت مارکسیستی، خیابان را از زاویه تضاد طبقاتی و نزاع بیپایان با هسته قدرت مینگرد...
در خوانش چپ، هر خیابانی دست در دست قدرت بگذارد یا مؤید نظم حاکم باشد، به «آگاهی کاذب» و «خیانت به طبقه» متهم میشود. ازاینرو، جامعهشناسی متأثر از چپ، از درک خیابانی که حامل سازندگی سیاسی و وحدت ارگانیک با ساختار ولایی باشد، ذاتاً عاجز است.
انقلاب اسلامی ایران با طرح اندیشهای نوین بر پایه پیوند امت و امامت، هر دو پارادایم فوق را پشت سر گذاشت و تعریف بیسابقهای از فضای عمومی ارائه کرد.
در منظومه معرفتی انقلاب اسلامی، خیابان:
۱- محراب سیاست متعالی است...
در نگاه اسلامی، خیابان امتداد سجاده، محراب و صحن حسینیه است. هنگامی که مردم مؤمن گام در خیابان میگذارند، کنش آنان واجد نیت الهی، تقرب و جهاد فیسبیلالله میشود. تکبیرها، سرودها، راهپیماییهای پیوسته و شعائر مذهبی، کالبد شهر را از محیطی سکولار به پهنهای قدسی تبدیل میکند.
۲- نفیکننده دوگانه ملت - دولت (مردم و حاکمیت) است:
خیابان در جمهوری اسلامی، محل بازتولید مشروعیت جوشیده از ایمان و عرصه بیعت مجدد امت با راهبرد ولایت است. خیابان دیگر در برابر دولت نیست، بلکه در کنار ارکان حاکمیتی و بالاتر از آن، روحبخش و جهتدهنده به رفتار کارگزاران نظام است.
۳- تولیدکننده همبستگی علیه گسست اجتماعی است. این خیابان، آفریننده ملت منسجم است.
۴- عنصر استراتژیک قدرت در عصر جنگ ترکیبی است
این حضور دکترین بازدارندگی اجتماعی را فعال میکند. محاسبات ژئوپلیتیک غرب متکی بر شمارش موشکها، پدافندها و ناوهای جنگی است؛ اما ایران اسلامی، ضلع سومی به هندسه قدرت افزود که برای پنتاگون و ناتو تعریفنشده است: عمق راهبردی درونمرزی متکی بر حضور خیابانی:
آن پدیدهای که پایههای تصمیمگیری تهاجمی دشمن را فلج میکند، خیابانهایی است که به تسخیر اراده و غیرت ایمانی درآمدهاند.
۵- خنثیکننده کودتاهای شناختی است.
حقیقت خیابان، باطلالسحر سناریوهای تجزیهطلبانه و براندازانه است.
۶- تبدیلکننده سرمایه عاطفی به قدرت راهبردی است
خیابان این انرژی را مهار و به یک خروجی استراتژیک هدایت میکند.
۷- تجلی ساز جامعه ایمانی در مواجهه با تهدیدات اگزیستانسیالیستی است
جامعهشناسان آینده اگر بخواهند پدیده بقا و درخشش جمهوری اسلامی در یکی از پرتلاطمترین دورانهای غرب آسیا را کالبدشکافی کنند، ناچار خواهند بود پژوهشهای خود را از تحلیل صرف پشتمیزنشینی یا اسناد دیپلماتیک فراتر ببرند. آنها باید خشت، خشت خیابانهای این سرزمین را مطالعه کنند؛ خیابانهایی که در آنها قطرهها جمع شدند، دریا ساختند و هندسه قدرت جهانی را وادار به تعظیم در برابر اراده یک ملت مستقل کردند.
وظیفه اهلقلم، اندیشمندان و راویان حقیقت در این مقطع، شکستن انحصار الگوهای ترجمهای و فرمولهکردن این تجربه بیهمتاست.
|| برگرفته از فضای مجازی

















