دوشنبه 20 مهر 1405 , 11:00




برگرفته از مباحث هجدهمین جلسه شرح نامه ۵۳ نهجالبلاغه
حکمرانی در آینه عهدنامه مالک اشتر
فاش نیوز - برگرفته از مباحث هجدهمین جلسه شرح نامه ۵۳ نهجالبلاغه توسط صدیقه شاکری، دبیر کارگروه بانوان و خانواده جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی
در ادبیات مدیریت مدرن و علم اداره، نظریهها و ساختارهای متعددی پیرامون بهرهوری سازمانی، ارتباطات میانفردی و شرح وظایف مدیران تدوین شده است؛ بااینحال، تفاوت ماهوی نظام اداری در یک جامعه دینی با دیگر ساختارها، در تعریف «قدرت» و «مسئولیت» نهفته است. در تفکر علوی، میز خدمت نه طعمهای برای بهرهکشی، بلکه امانتی الهی بر گردن مسئول است.
جامعترین، عمیقترین و زندهترین سندی که خطوط بنیادین این نگرش را ترسیم میکند، عهدنامه تاریخی امیرالمؤمنین علی (ع) به مالکاشتر (نامه ۵۳ نهجالبلاغه) است؛ متنی که فراتر از یک توصیه اخلاقی صرف، یک «منشور درخشان حکومتی» و نظامنامه اجرایی برای هر حاکم و کارگزاری است که دغدغه کارآمدی توأم با سلامت معنوی دارد.
۱. بنبست شکنی در مدیریت؛ وظایف مستقیم و غیر قابل تفویض حاکم
یکی از بزنگاههای خطیر در آسیبشناسی اداری امروز، «فرار از مسئولیت» یا «پنهانشدن پشت بروکراسی» است. کارگزاران در بسیاری از موارد تصمیمگیریهای سخت و بحرانی را به لایههای پایینتر پاس میدهند یا امور را میان کمیسیونها و کارگروهها سرگردان میکنند.
امیرالمؤمنین (ع) در فرازی برجسته از عهدنامه، مرزبندی دقیقی در این باب ارائه داده و مالکاشتر را مخاطب قرار میدهند که بخشی از امور را نباید واگذار کرد. مدیر تراز اسلامی موظف است در دونقطه رأساً و بیواسطه وارد میدان شود: نخست، در اموری که کارگزاران و معاونان از فهم ابعاد آن، گرهگشایی یا حل آن ناتوان ماندهاند؛ و دوم، در پیگیری مسائلی که با جان و مال و احقاق حق آحاد جامعه گرهخورده است.
این رویکرد خط بطلانی است بر شیوه «مدیریت از پشت درهای بسته» و نشان میدهد که مسئولین ذیل نظام ولایت باید شخصاً نبض جریان امور را در دست داشته باشد و در گلوگاههای حساس سازمانی، به نجات کاروان تصمیمگیری بشتابد.
۲. اصل انضباط زمانی و نفی تعلل: «کار هر روز را همان روز انجام بده»
آفت دیگری که اعتماد عمومی به ساختار حکمرانی را فرسوده میکند، اطاله فرایندها، بوروکراسی فرساینده و پدیده نامبارک «امروزوفردا کردن» پاسخ به اربابرجوع است.
فرمان مولیالموحدین (ع) دراینخصوص صریح، قاطع و تکاندهنده است: «وَ أَمْضِ لِکُلِّ یَوْمٍ عَمَلَهُ، فَإِنَّ لِکُلِّ یَوْمٍ مَا فِیهِ»؛ کار هر روز را در همان روز به پایان برسان، چراکه هر روز، وظیفه و بار کاری خاص خود را همراه دارد. انباشت کارهای انجامنشده، علاوه بر اینکه ذهن و روان مدیر را دچار آشفتگی و اضطراب مزمن میکند، چرخه خدمترسانی را فلج کرده و مردم را در دستیابی به حقوق اولیه خود مأیوس میسازد. سرعت در تصمیم، جدیت در اقدام و حساسیت نسبت به زمان، ستون فقرات انضباط اداری در مکتب علوی است.
۳. هندسه زیست روزانه؛ توازن سهگانه میان «مناجات، معاش و استراحت»
انسانی که در درون خودسامان و آرامش نیافته باشد، هرگز نمیتواند محیط پیرامون خویش را به تعادل و عدالت برساند. حضرت امیر (ع) در سیره فردی و نامههای تربیتی خویش، نسخه شفافی برای تقسیم اوقات شبانهروز ارائه میدهند که شامل سه ساحت حیاتی است:
ساعتی برای رازونیاز، عبادت و پالایش روح با پروردگار؛
ساعتی برای معاش، رتقوفتق امور مردم و فعالیتهای اجرایی؛
ساعتی برای استراحت، تجدید قوا و خلوت با حلالهای پاکیزه زندگی.
در نگرش علوی، کار بیش از حد و خارج از چارچوب که منجر به فرسودگی جسمی و غفلت از خلوت باخدا شود، یک فضیلت نیست، بلکه نقصی در مدیریت خویشتن است. کارگزاری که سهم سحرگاه و نماز و انابه را فدای هیاهوی روزمره کند، بهمرور دچار قساوت قلب، خطای محاسباتی و غفلت از حقالناس میشود؛ چراکه تقوا تنها در ساحت عالی خود و خلوت انس با معبود پالایش مییابد.
۴. اعتدال در عبادات اجتماعی و پیوند با گشایش امور
در کنار ضرورتِ خلوتهای طولانی در نمازهای فردی، حضرت، مالکاشتر را به «مراعات حال توده مردم» در مناسک جمعی فرامیخوانند. امام به مالک متذکر میشوند که در اقامه نماز جماعت، از طولانی کردن بیش از حد که موجب مشقت ضعفا، بیماران و افراد دارای گرفتاری اداری شود، پرهیز کند. این نگاه ژرف، اوج عقلانیت اجتماعی دین را نشان میدهد که حتی مناسک عبادی نیز نباید مایه گریز مردم و گسست آنان از نظام ایمانی شود.
علاوه بر این، برای رهایی از بنبستهای سنگینکاری و گرههای کور مدیریتی، توسل به ادعیه و نمازهای مأثور همچون دستورالعمل نماز امام جواد (ع) بهعنوان پشتوانهای معنوی معرفی شده است؛ یادآوری این حقیقت که فراتر از اسباب ظاهری، مسببالاسباب پروردگار است و توفیق مدیران در گرو عنایات اهلبیت (ع) شکل میگیرد.
مرور بندهای منشور حکومتی علوی برای امروزِ نظام ما «ضرورت بقا و کارآمدی» است. بازتولید ساختاری که در آن موجب میشود مدیر در خط مقدم پاسخگویی باشد، کار مردم را لحظهای به تعویق نیندازد و روح خود را با سجدههای شبانه جلا دهد و در روز با چهرهای گشاده در خدمت امت مبعوث و عدالتخواه باشد، تنها پادزهر برای عبور از موانع دیوانسالاری و تحقق حکمرانی عادلانه بر اساس منشور گام دوم انقلاب اسلامی خواهد بود.
|| صدیقه شاکری

















