یکشنبه 26 مهر 1405 , 12:00




نگین سرخ مقاومت در جغرافیای بیداری
فاش نیوز - چرا ملتی که ده سال زیر آتش بود، امروز آتشبس را هم نمیپذیرد؟ راز استقامت انصارالله در چیست؛ وقتی دشمن از «یک ماه توقف» سخن میگوید، اما صنعاء همچنان ایستاده است؟
یمن را نمیتوان دیگر با واژههایی مانند «کشور فقیر»، «ملت محاصرهشده» یا «بازیگر حاشیهای» تعریف کرد. یمن امروز به یکی از مهمترین معادلات امنیتی منطقه تبدیل شده است؛ کشوری که بیش از یک دهه جنگ، محاصره، بمباران و فشار اقتصادی را تحمل کرده، اما نهتنها فرونپاشیده، بلکه به بازیگری تبدیل شده که محاسبات دشمنان خود را به چالش کشیده است.
اما در میان همه تحولات اخیر، یک موضوع بیش از همه قابلتأمل است؛ نپذیرفتن آتشبس یکماهه. ممکن است در نگاه نخست، پذیرش آتشبس برای کشوری که سالها زیر فشار جنگ بوده، منطقیترین انتخاب به نظر برسد. اما دقیقاً همینجا باید مکث کرد.
چرا انصارالله حاضر نشد صرفاً برای یک ماه سلاحها را زمین بگذارد؟ پاسخ را باید در تجربه یک دهه گذشته جستوجو کرد. وقتی آتشبس، پایان جنگ نیست
برای یمن، آتشبس دیگر الزاماً مترادف با صلح نیست.
تجربه سالهای گذشته به آنان آموخته است که هر توقف نظامی، اگر با تضمین سیاسی، رفع محاصره، توقف تجاوز و سازوکار روشن برای حل ریشهای بحران همراه نباشد، میتواند صرفاً فرصتی برای بازآرایی طرف مقابل باشد.
از این منظر، نپذیرفتن آتشبس یکماهه را میتوان یک تصمیم محاسبهشده راهبردی دانست؛ پیامی به دشمن که، «جنگ را شما آغاز کردید؛ زمان پایان آن را نیز نمیتوانید یکجانبه تعیین کنید.» این نقطه، تفاوت مهمی در معادله قدرت ایجاد میکند.
چرا دشمن از یمن مأیوس شده است؟
دشمن با یک ارتش کلاسیک مواجه نیست که بتواند با بمباران چند مرکز فرماندهی، ساختار آن را از بین ببرد.
یکی از مهمترین برگهای برنده مقاومت یمن، همان چیزی است که میتوان آن را «غوطهور بودن مقاومت در مردم و مردم در مقاومت» نامید.
فرمانده از جامعه جدا نیست؛ نیرو از مردم جدا نیست و مقاومت صرفاً یک تشکیلات نظامی نیست؛ بلکه با بخشی از هویت اجتماعی، دینی و سیاسی جامعه یمن پیوند خورده است.
بنابراین دشمن با حذف یک فرمانده یا تخریب یک مرکز، الزاماً با پایان مقاومت مواجه نمیشود.
ساختار میتواند آسیب ببیند؛ اما اراده اجتماعی همچنان باقی میماند.
جنگی که قابلپیشبینی نیست
برگ برنده دیگر یمن، غیرقابلپیشبینی بودن است. دشمن قدرتمند زمانی میتواند از برتری فناوری خود استفاده کند که بتواند رفتار طرف مقابل را پیشبینی کند.
اما یمن این معادله را برهم زده است. نه زمان واکنش آن کاملاً قابلپیشبینی است، نه میدان درگیری همیشه ثابت میماند و نه دشمن میتواند مطمئن باشد که فشار بیشتر الزاماً به عقبنشینی منجر خواهد شد. این یعنی تبدیل قدرت نظامی محدودتر به قدرت بازدارندگی نامتقارن.
ده سال محاصره؛ چرا نتیجه معکوس شد؟
محاسبه اولیه دشمن احتمالاً این بود که فشار اقتصادی و نظامی، جامعه یمن را از مقاومت خسته خواهد کرد. اما نتیجه در بسیاری از حوزهها معکوس شد. نسلی که سالها جنگ را تجربه کرده، مقاومت را نه در کتاب، بلکه در زندگی روزمره خود دیده است. این همانجایی است که جنگ از یک «عملیات نظامی» به یک نبرد ارادهها تبدیل میشود. در نبرد ارادهها، گاهی آن طرفی که امکانات بیشتری دارد، الزاماً پیروز نیست؛ بلکه طرفی پیروز میشود که بتواند تحمل، انسجام و انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر ایجاد کند.
یمن و معادله ظهور
در فرهنگ روایی شیعه، یمن و «یمانی» جایگاه ویژهای در روایات مربوط به نشانههای ظهور دارد. همین مسئله باعث شده تحولات یمن برای بسیاری از منتظران و پژوهشگران مهدویت اهمیت مضاعف پیدا کند. البته باید میان اصل روایت و تطبیق مصداق بر حوادث روز تفاوت گذاشت و از تطبیقهای عجولانه پرهیز کرد.
اما یک واقعیت سیاسی را نمیتوان انکار کرد؛ یمن دیگر کشوری نیست که بتوان آن را از معادلات منطقه حذف کرد. از بابالمندب تا دریای سرخ، از امنیت عربستان تا تجارت جهانی، رفتار یمن میتواند بر محاسبات بازیگران بزرگ اثر بگذارد.
نتیجه؛ چرا یمن آتشبس را نپذیرفت؟ شاید پاسخ را بتوان در یک جمله خلاصه کرد: «چون یمن دیگر برای متوقف کردن جنگ، به هر قیمتی حاضر به متوقف کردن مقاومت نیست.»
از نگاه صنعاء، آتشبس بدون تضمین میتواند تنها یک وقفه باشد، نه پایان جنگ؛ و همینجاست که اهمیت تصمیم اخیر بیشتر آشکار میشود. ملتی که ده سال بمباران شده، اگر امروز بتواند به دشمن بگوید «شرایط پایان جنگ را شما تعیین نمیکنید»، یعنی معادله قدرت تغییر کرده است. یمن شاید از نظر اقتصادی یکی از فقیرترین کشورهای جهان باشد؛ اما در عرصه اراده سیاسی و مقاومت به بازیگری تبدیل شده که نمیتوان آن را با معیارهای معمول محاسبه کرد. و این شاید بزرگترین شکست محاسباتی دشمن باشد.
آنها تصور کردند محاصره، یمن را تسلیم میکند؛ اما یمن، محاصره را به مدرسه مقاومت تبدیل کرد.
تصور کردند بمباران، مردم را از مقاومت جدا میکند؛ اما مردم و مقاومت در یکدیگر تنیده شدند.
تصور کردند با فشار، صنعاء آتشبس را خواهد پذیرفت؛ اما امروز خودِ نپذیرفتن آتشبس، به بخشی از پیام قدرت یمن تبدیل شده است.
یمن امروز فقط یک جبهه مقاومت نیست؛ یک «معادله» است.
|| سیدرضا موسوی فاضل

















