شناسه خبر : 127998
شنبه 25 مهر 1405 , 10:41
اشتراک گذاری در :

مدال سوم مردی که سحر ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ شهید شد

فاش نیوز - سردار شهید محمدآقا جعفری می‌گفت: «من دو مدال افتخار دارم؛ اول اینکه عضو سپاهم و دوم اینکه جزو خانواده هوا و فضا هستم.» او مدال افتخار دیگری داشت که شهادتش همراه با همسرش رقم خورد.

خبرگزاری فارس؛ امان از شهادت‌های خانوادگی؛ شهادت پدر و مادری که ستون خانواده‌اند و بچه‌ها بعد از آنها باید جای خالیشان را برای هم جبران کنند. آن هم چه پدر و مادری که همیشه، حتی در کیلومترها فاصله، دل‌هایشان پیش هم بود و برای دیدن همدیگر لحظه‌شماری می‌کردند.
سردار شهید «محمدآقا جعفری» بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ به همراه همسرش «فاطمه اکبری» در منزل مسکونی‌شان در تهران مورد هدف حمله تروریستی رژیم صهیونیستی قرار گرفتند و باهم شهید شدند.
دختر شهید جعفری درباره روزهای کودکی‌ و نوجوانی‌اش و جای خالی بابا در خانه می‌گوید: «از پنج سالگی یادم هست بابا کنارمان نبود یا کم در خانه بود. در تولدها و مراسم‌ها جای خالی‌اش حس می‌شد. اما مادرم این جای خالی را جبران می‌کرد.
طی سال‌هایی که پدرمان کنارمان نبود، مادرم همیشه با همان ظرافت‌های همسرداری و فرزندداری، آن روزها را مدیریت می‌کرد. در مأموریت‌های برون‌مرزی پدرم که طولانی‌ می‌شد، ما مضطرب و نگران می‌شدیم. مادرم برای اینکه حال و هوای خانه را عوض کند، می‌گفت بیایید کیک و شیرینی و حتی رولت درست کنیم. یا باهم غذاهای خانگی درست می‌کردیم.»این کیک‌ و شیرینی درست کردن‌ها هم فضای خانه را مفرح می‌کرد، هم اینکه بچه‌ها یاد می‌گرفتند چطور به جای غصه خوردن و زانوی غم بغل کردن، می‌توان با کارهای هنری و با حال خوب زندگی کرد. در این میان مادر وقتی غذایی هم درست می‌کرد، ثواب تهیه غذا را به امام حسن عسکری(ع) هدیه می‌داد که هم برکتش زیاد شود و هم خوشمزه شود.
دختر شهید جعفری بیان می‌کند: «شیرینی‌پزی‌های ما همیشه با یاد بابا بود. وقتی بابا از مأموریت‌های طولانی به خانه برمی‌گشت، مادرم دست به کار می‌شد تا هنر جدیدش را به بابا نشان بدهد. یادم هست یکبارکه بابا مأموریت بود، با مادرم شیرینی رولت درست کردیم. خوب هم شده بود. آماده بودیم وقتی بابا به خانه برگشت، هنرنمایی کنیم. یک شب که بابا خانه بود، رولت درست کردیم و به بابا نگفتیم که شیرینی خانگی هست. بعد از خوردن شیرینی، مادرم به پدرم گفت: به نظرت کار قنادی جدید چطور بود؟ پدرم گفت: چه شیرینی خوبی بود؛ خامه‌اش هم کم بود. همگی زیرچشمی مامان و بابا را نگاه کردیم. بابا از خنده و نگاههای ما فهمید موضوعی هست. بعد رو به مامان کرد و گفت: فاطمه خانم! باز هم خودت درست کردی و من رو سرکار گذاشتی؟ بعد با شوخی گفت: حرفه‌ای درست کرده بودی البته متوجه شده بودم، کار خودته!»
در طول سال‌هایی که سردار جعفری مشغول جهاد بود، به همسرش می‌گفت: «هر اجری که از جهادم دارم، مدیون تو هستم و اجر تو از من بیشتر است.» این بانوی شهیده نه تنها هیچ وقت به نبود همسرش در خانه اعتراض نمی‌کرد، بلکه همراهش بود. کارهای ثبت‌نام بچه‌ها مدرسه را به تنهایی انجام می‌داد. به تکالیف‌شان رسیدگی می‌کرد. اگر بیمار می‌شدند، همراهشان بود. یکبار هم گوش پسرش در مدرسه آسیب دیده بود، این بانو بدون اینکه به سردار جعفری خبر بدهد، او را به بیمارستان برد و کارهای مداوا را انجام داد. او حتی در تماس‌های تلفنی با همسرش این گرفتاری و مشکلات را به او منتقل نمی‌کرد تا مبادا این فرمانده، رنجیده‌خاطر شود یا حواسش از کار در جبهه مقاومت پرت شود.
دختر شهید جعفری و شهیده اکبری می‌گوید:‌ «وقتی پدرم از مأموریت می‌آمد، مادرم از خوشحالی اشک در چشمانش جمع می‌شد. وقتی هم که می‌خواست مجدداً به مأموریت برود، لباس‌هایش را مرتب می‌کرد، در جیبش آجیل می‌ریخت و عطر به لباسش می‌زد. مادرم، پدرم را با دلی محکم و خیالی راحت از خانواده، راهی مأموریت‌هایش می‌کرد. وقتی هم برمی‌گشت، تمام لحظه‌ها در کنار هم شاد بودیم. پدرم یک وقت‌هایی در جمع خانوادگی می‌گفت: برای شهادتم دعا کنید. یادم هست مادر در جواب می‌گفت: بعد از ۱۲۰ سالگی ان شاءالله. وابستگی عاطفی زیادی به همدیگر داشتند. توی حرف‌های مادر و دختری‌مان می‌گفت: از همان جوانی هم دلم نمی‌خواست پدرت شهید شود. وابستگی کار دستشان داد و باهم به شهادت رسیدند».

وقتی شهید جعفری با خانواده دور هم می‌نشستند، او از خاطرات جوانی‌اش می‌گفت که دلش می‌خواست پزشک می‌شد؛ چون پزشک‌ها هیچ وقت بازنشستگی ندارند و تا آخر عمر جان مردم را نجات می‌دهند. وقتی بچه‌ها می‌پرسند که چرا پزشک نشده؟ با لبخند پاسخ می‌داد: «حسن آقا تهرانی مقدم مسیرم رو عوض کرد! بهم گفت: بیا تو این راه جعفری! اینجا بیشتر می‌تونی به مردم کمک کنی.»

سردار جعفری می‌گفت: «من دو مدال افتخار دارم؛ اول اینکه عضو سپاهم و دوم اینکه جزو خانواده هوا و فضا هستم.» او مدال افتخار دیگری داشت که شهادتش همراه با همسرش بود.

اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi