سه شنبه 28 مهر 1405 , 13:00




سلطنت سبز مقیاس غلط تبادلات جهانی؛
دلارزدایی رمز پیروزی اقتصاد ملی
فاش نیوز - آنچه امروز در اقتصاد ایران بهعنوان یک چالش اساسی موردنظر است وجود دلار است چرا که نوسان این برگ سبز شوم در مایحتاج عمومی مردمی و کالاها تأثیرگذار است.
در اینجا سؤالی مطرح میگردد:
چرا افرادی که در کشور ایران زندگی میکنند و قایق زندگی آنها روی موج آرام بازار در حرکت است وقتی شبهنگام به خواب میروند و صبح هنگام بیدار میشوند و اخبار را روی گوشیهای خویش رصد میکنند باید یک شوک روانی را متحمل شوند و این قایق با امواج سنگین مواجه شود؟
آیا این مدیریت اقتصادی مطلوب کشور ایران است و عدم ثبات موج روانی جامعه خاص بازاریان تنها راه برونرفت از بنبست اقتصادی کشور است؟
با عنایت به بیانات قوی و استدلالی رهبر شهید انقلاب چرا این امکان وجود ندارد که دلار از تبادلات اقتصادی کشور حذف شود و این کابوس شوم برای همیشه پایان یابد...؟
اگر گفته شود دلار عامل فلاکت اقتصاد ایران است بیان غلطی نیست.
نظر به وضعیت اقتصاد نابسامان کشور و نرخ دلار و نوسانات آن در بازار و میزان نقدینگی در نزد مردم دلار معضل اساسی شوکهای پیدرپی بازار است و کاهش قدرت خرید در میان مردم است. (معیشت مطلوب مردم در گرو دلارزدایی است)
خارجشدن دلار در این میان کمک دولت را میطلبد و در راستای این امر خطیر که اقتصاد کشور درگیر آن است حرکتی جهادی از سوی دولت محترم و مجلس خدمتگزار را میطلبد.
اما دلارزدایی چیست؟
دلارزدایی فرایندی است که طی آن کشورها به دنبال روشهای جایگزین برای انجام تراکنشهای تجاری و مالی بینالمللی میگردند و از تکیه خود به دلار آمریکا بهعنوان ارز ذخیره بینالمللی میکاهند.
دو عامل کلیدی در دلارزدایی شامل متنوعکردن ذخایر ارز و تشویق به استفاده از ارزهای دیگر در معاملات بینالمللی میشوند.
دلار آمریکا برای دههها بر اقتصاد جهان سلطه داشته و به شکلی گسترده بهعنوان ارز اصلی برای کالاهایی مانند نفت استفاده شده است. بانکهای مرکزی نیز این ارز ذخیرهای را برای تسویه تریدهای بینالمللی نگهداری کردهاند. دراینبین، اقداماتی مانند دلارزدایی واکنشی به نگرانی در مورد خطرها و ضعفهای ناشی از سلطه مطلق دلار است.
کشورهایی که بیشتر به دنبال دلارزدایی هستند، تلاش دارند آسیبپذیری خود را در برابر اختلالات احتمالی ناشی از تغییرات در ارزش دلار کاهش دهند. آنها به دنبال تعدیل تأثیر سیاستهای پولی آمریکا یا تحریمهای اقتصادی این کشور هستند. این کشورها با تنوعبخشیدن به ذخایر ارزی خود و بررسی گزینههای دیگر مانند ارزهای منطقهای یا ارزهای مجازی، میخواهند ثبات و استقلال سیستمهای مالی خود را افزایش دهند.
در ترسیم ایجاد یک مسیر هموار با پژوهشهای صورتگرفته باید از یک زاویه نگاه راهبردی این امر خطیر را بررسی نماییم.
اگر بخواهیم یک نقشه راه برای «خروج دلار از چرخه اقتصادی» ترسیم کنیم، معمولاً این مسیر شامل چندلایه اصلی است که عبارتاند از:
۱) زیرساختهای پولی و بانکی (جایگزینی سوئیفت)
یکی از ابزارهای اصلی سلطه دلار، شبکه پیامرسانی مالی SWIFT است. برای خروج از آن، کشورها باید:
- شبکههای جایگزین:
تقویت اتصال سیستمهای پیامرسانی داخلی (مثل سپام در ایران) با سیستمهای کشورهایی مثل روسیه (SPFS) یا چین (CIPS).
- پیمانهای پولی دوجانبه (Currency Swaps):
توافق برای انجام تجارت با ارزهای ملی (ریال - روبل، ریال - یوان) بدون نیاز به تبدیل به دلار.
این کار باعث کاهش تقاضای کاذب برای دلار در بازارهای داخلی میشود.
۲) تغییر در الگوی تجارت خارجی
دلارزدایی تنها یک موضوع پولی نیست، بلکه یک موضوع تجاری است:
- حذف واسطهها: فروش مستقیم کالا (نفت، محصولات پتروشیمی و...) در قبال ارزهای محلی یا تهاتر کالا با کالا (Barter).
- استفاده از ظرفیتهای منطقهای: تمرکز بر سازمانهایی مثل «پیمان شانگهای» و «بریکس» (BRICS) برای ایجاد یک نظام پرداخت مشترک که دلار در آن نقش اصلی را ندارد.
۳) مدیریت نقدینگی و تورم (چالش درونی)
اینجاست که نقش یک اندیشکده مثل «آیین تدبیر» پررنگ میشود. بزرگترین چالش دلارزدایی، ثبات داخلی است.
- اگر دلار از مبادلات حذف شود، باید برای ریال ارزش و تقاضای جایگزین ایجاد کرد. اگر ریال در داخل کشور لنگرگاه تورمی باشد، حذف دلار میتواند ناپایداریهای شدیدی ایجاد کند.
- بنابراین، راهبرد «پشتیبانی از ارز ملی با داراییهای واقعی» (مثل طلا، انرژی یا سبد صادراتی) یک بحث جدی در حکمرانی اقتصادی است.
۴) لایه راهبردی و امنیتی
از دیدگاه امنیتی که به آن علاقه داری، دلارزدایی در واقع «خنثیسازی تحریم» است.
این یک نبرد در منطقه خاکستری (Gray Zone) است؛ یعنی جایی که نه جنگ تمامعیار است و نه صلح کامل.
هدف این است که اهرم فشار آمریکا در ایجاد تورم و بیثباتی از طریق نرخ ارز، کند شود.
در امر خطیر حکمرانی دلارزدایی سؤالاتی در اذهان وجود دارد:
الف) چرا تلاشهای گذشته برای دلارزدایی در برخی بخشها کند پیش رفته است؟
ب)تدوین یک مدل که در آن صادرکنندگانِ خصوصی (نهفقط دولتی) تشویق شوند که در خارج از سیستم دلاری کار کنند.
ج)چطور میتوان این موضوع را برای افکار عمومی و فعالان اقتصادی به یک «مزیت راهبردی» تبدیل کرد، نه یک «محدودیت»؟
پاسخ به سؤالات مطروحه میتواند بخشی از موانع این طریق را حل نماید.
آوای مقاومت عاشق مبارزه با اسرائیل
اگر بخواهیم این طرح را بهعنوان یک پروژه «عملیاتی و استراتژیک» تعریف کنیم، باید از دلارزدایی بهعنوان «ایجاد امنیتِ مبادلات مالی» یاد کنیم. یعنی بهجای اینکه بگوییم «دلار را حذف کنیم»، بگوییم «شبکه مالیِ جایگزین برای صیانت از تجارت» شود.
اما این طرح را در ۳ لایه عملیاتی و میدانی، مورد ارزیابی قرار میدهیم:
۱) لایه عملیاتی (در میدانِ تجارت): ایجاد «اتاقهای تسویه تهاتری دیجیتال»
مشکل اصلی در میدان، عدم اعتمادبخش خصوصی به نبودِ دلار است.
برای حل این مشکل، طرح باید «ریسکِ طرفِ قرارداد» را حذف کند:
- تشکیل اتاقهای تهاتر منطقهای (Clearing Houses):
بهجای اینکه دولت مستقیماً وارد شود، باید بستر قانونی و زیرساختیِ «اتاقهای تسویه» را با کشورهای شریک (مثل عراق، ترکیه، چین، روسیه) ایجاد کرد.
- روش میدانی:
صادرکننده کالا را به خریدار میدهد، اما بهجای دلار، «اعتبار» (Credit) دریافت میکند.
این اعتبار در یک سامانه مشترک قابلنقد شدن در کشور مقصد است (مثلاً برای خرید مواد اولیه یا ماشینآلات از همان کشور).
- پلتفرم بلاکچین برای تجارت خرد: دلارزدایی فقط برای نفت نیست؛ برای تجار خرد هم هست.
ایجاد یک بستر بلاکچین غیرمتمرکز (تحت نظارت بانک مرکزی) که امکان پرداختهای «ارز ملی به ارز ملی» را برای فعالان اقتصادی فراهم کند، تا نیاز به دلار فیزیکی در بازارچههای مرزی صفر شود.
۲) لایه نهادی (در حکمرانی):
«سبد ارزیِ مبنا» بهجای «نرخ دلار»
این یک تغییر استراتژیک است که دولت باید بپذیرد.
- اصلاح واحد حسابداری تجارت:
در حال حاضر تمام محاسبات گمرکی و تجاری ما بر پایه دلار است.
پیشنهاد عملیاتی این است که در تمامی قراردادهای دولتی و نیمهدولتی، «سبد ارزهای آسیایی» بهعنوان واحد حسابداری رسمی جایگزین دلار شود.
- خزانه ارزیِ دارایی محور:
بهجای ذخیرهکردن اسکناسِ ارزهای خارجی، دولت باید بخشی از مازاد تجاری خود را به «داراییهای فیزیکیِ استراتژیک» (مثل طلا یا مواد اولیه استراتژیک) تبدیل کند تا در صورت بروز بحران در نظامهای مالی بینالمللی، «ذخایر ارزی» به معنای واقعی کلمه حفظ شود.
۳) لایه استراتژیک (در منطقه خاکستری):
«دیپلماسیِ پولیِ تهاجمی»
از دیدگاه «آیین تدبیر»، اینجا جایی است که ما از حالت دفاعی خارج میشویم:
- پیمانهای پولیِ دوجانبه در پروژههای زیرساختی:
پیشنهاد این است که تمامی پروژههای زیرساختی بزرگ (مثل کریدور شمال - جنوب) باید الزاماً با ارزهای ملیِ دو طرف قرارداد پیش برود.
این کار باعث میشود دلار از چرخه بزرگترین پروژههای اقتصادی کشور خارج شود.
- پوشش ریسک تجار:
دولت باید بهجای صرفِ «دستور»، «بیمه ریسکِ نوسان ارز» ارائه دهد. یعنی اگر تاجری حاضر شد با «روبل» یا «یوان» تجارت کند، دولت متعهد شود نوساناتِ احتمالیِ ارزش آن ارز را پوشش دهد. این کار عملاً بخش خصوصی را به سمت دلارزدایی سوق میدهد (ایجاد مشوق بهجای تنبیه).
|| امیر فتحی

















