شناسه خبر : 128304
یکشنبه 03 آبان 1405 , 14:14
اشتراک گذاری در :

روایت همسر شهید لاریجانی از زندگی خانوادگی، اخلاق و آخرین دیدار با همسرش

مبارزه با تحجر به معنای قشری‌گری و قضاوت زود و مقابله با تجدد به معنای مصطلح امروز غرب‌گرایی و بی‌رنگ کردن دین، از ویژگی‌های شخصیتی ایشان است...

 فاش نیوز - همسر شهید دکتر علی لاریجانی در گفت‌وگویی، از ابعاد شخصیتی، اخلاقی و خانوادگی همسرش و پیوند فکری و معنوی او با شهید آیت‌الله مرتضی مطهری روایت کرده است.

                                                                                    علی لاریجانی و همسرش
حجت‌الاسلام محمدرضا لاریجانی به نقل از پدرش، شهید دکتر علی لاریجانی چنین می‌گوید: «آبروی هرکس متاعی است که خدا می‌دهد. باید وظیفهٔ خود را انجام دهیم. اگر خودمان دنبال آبرو برویم، به همان اندازه به آبرو می‌رسیم، اما اگر آن را به خدا واگذار کنیم، خدا جبران می‌کند.» و این جملات تنها بهانهٔ من شد برای نشر این گفت‌وگو. ایمان دارم تنها جایی که انسان می‌تواند قیامت به پا کند در عرصهٔ کلام است و امیدوارم در پایان این گفت‌وگو بترسیم از بازی‌کردن با آبروی مؤمن؛ از آن روزی که حرفی یا تهمتی می‌زنیم، پرده‌ای می‌دریم و فراموش می‌کنیم آبروی آدم‌ها ملک شخصی ما نیست. چه بسیار زبان‌هایی که قیامت به‌پا کردند، بی‌آنکه بدانند شاید در آن قیامت، خودشان باید پاسخ‌گوی همان کلمه‌ها باشند.

پس از یک زمستان و بهار سخت، سخت‌تر از تصور و طاقت، در میانهٔ تابستان هزار و چهارصد و پنج برای نشان‌دادن جلوه‌ای از معنای «زندگی ادامه دارد» به‌رسم حرفه‌ام روانهٔ محل قرار شدم. منزل شهید دکتر علی لاریجانی (به قول سید مهدی شجاعی: بعضی از آدم‌ها آن‌قدر زنده‌اند که قلم دلش نمی‌آید پیش از اسمشان عنوان مرحوم یا حتی شهید بگذارد. دکتر لاریجانی یکی از این نوادر بود) استقبال گرم و روی گشادهٔ سرکار خانم مطهری؛ فرزند گران‌قدر شهید والامقام مرتضی مطهری بنده را از اعماق تاریک و نمور ذهنم، از فرسنگ‌ها زیر زمین به سطح روشن زندگی کشاند و رگه‌هایی از نور به جانم خورد.
کاش بودید و نوای نجواهای هزار پژواک دکتر و بانو را نه با مدد خیال که با گوش جان در آن خانهٔ نورانی می‌شنیدید. چکیده‌ای از آنچه در کنار سرکار خانم مطهری (لاریجانی) و ساره خانم لاریجانی آموختم و از منش و گفتارشان به یادگار گرفتم، برایتان به رشتهٔ تحریر درآورده‌ام؛ به امید آنکه این چند سطر، ذره‌ای از آنچه من در این محضر کسب کردم را به شما نیز منتقل کند.
صحبتمان که تمام شد، در آن منزل عطرآگین به بوی خوشِ عود، کنار مُهر و انگشتریِ شهیدان لاریجانی، نماز مغرب و عشا را خواندم. همسر شهید را به التماس دعایی سپردم و راهی منزل شدم. در مسیر برگشت احساس می‌کردم قلبم دیگر آن تپندهٔ خستهٔ درون وجودم نیست. روشنایی سبز و چشم‌اندازهای وصل جای اضطراب و دل‌شوره را در ته درهٔ بی آفتاب روحم گرفته بود. والله و به جده‌ام زهرا سلام‌الله‌علیها یقین دارم این آرامش از برکت روح بی‌مثال شهداست. ما را روزی مباد آن دَم که بی یاد شهدا باشیم... برای آرامش دل و صبرِ خانوادهٔ شهیدان لاریجانی صلواتی عنایت بفرمایید.

 پدر بزرگوار شما، شهید آیت‌الله مطهری، از شخصیت‌های برجسته و اثرگذار انقلاب اسلامی بودند. باتوجه‌به شناختی که از هر دو بزرگوار دارید، مایلیم بدانیم میان ایشان و شهید دکتر علی لاریجانی، از نظر شخصیت، اندیشه، اخلاق، شیوه مدیریت یا نگاه به مسائل انقلاب، چه وجوه اشتراک‌هایی وجود داشت؟

 بسمه‌تعالی
ابتدا سلام و درود خود را بر همهٔ شهدا از صدر اسلام تاکنون، بالاخص شهدای جنگ ۱۲روزه، شهدای ماه مبارک رمضان، شهدای عزیز میناب، آیت‌الله شهید استاد مطهری، قائد بزرگوار و رهبر شهیدمان و همسر محبوب و مظلوم شهیدم و فرزند دلبندم شهید مرتضی تقدیم می‌کنم.
القلب یهدی الی القلب، مصداق ارتباط قلبی و معنوی پدر و همسرم بود. این پیوند روحی فراتر از یک نسبت سببی بود. آقای دکتر شیفته و شیدای شهید مطهری بودند به‌گونه‌ای که ایشان را می‌توان تجسم عملی افکار استاد مطهری دانست. همان‌طور که در کلیپ‌های پخش شده مشاهده کرده‌اید وقتی از ایشان (شهید لاریجانی) سؤال می‌شود: «دوست دارید با چه کسی از نجف تا کربلا پیاده‌روی کنید؟» می‌گویند: «شهید مطهری، چون هر لحظه در کنار ایشان یک درجه به معرفت شما اضافه می‌شود.»
ایشان (شهید علی لاریجانی) اهل تهجد معتدل، عمیق و عقلانی بود. مبارزه با تحجر به معنای قشری‌گری و قضاوت زود و مقابله با تجدد به معنای مصطلح امروز غرب‌گرایی و بی‌رنگ کردن دین از ویژگی‌های شخصیتی ایشان است. اهل تتبعات علمی، انصاف علمی و سیاسی پایبند به شریعت بود. بهره‌مند از عقل دین، ادب، حیا، حسن خلق، سخاوت، جمیع فضایل اخلاقی و در حقیقت ذو ابعاد بود. در مواجهه با گروه‌های مختلف سیاسی و علمی تعاملات سازنده و خیرخواهانه‌ای داشت و معتقد بود باید از ظرفیت‌های مثبت آنها استفاده کرد ولو از لحاظ مشی سیاسی تفکری مخالف با ایشان داشت. بسیار متأثر از شخصیت و اندیشهٔ شهید مطهری در این باب بود که برای رسیدن به هدف مقدس نباید از وسیلهٔ نامقدس استفاده کرد.

 همهٔ ما شهید دکتر لاریجانی را در قامت یک سیاست‌مدار می‌شناسیم؛ اما دوست داریم بدانیم ایشان در زندگی شخصی و در خانواده چگونه بودند؟ چه ویژگی‌هایی در منش ایشان وجود داشت که شاید مردم در سخنرانی‌ها یا مصاحبه‌های رسمی ندیدند؟
همان‌گونه که اشاره کردم ایشان مجسمه‌ای از مکارم اخلاق بود با تمام مشغله‌های کاری و علمی از کمک، همیاری و همکاری در منزل از هیچ امری دریغ نداشت. لطف خود را می‌رساند و قدردانی از حقیر را در حضور خانواده بارهاوبارها حتی به اغراق که من لایقش نبودم، ابراز می‌داشت. صرفاً برای حفظ محیط و تربیت اعضای خانواده، شب‌بیداری فرزندان در دوران طفولیت را عهده‌دار می‌شد و من نیز تلاش می‌کردم ایشان را در مقام و جایگاه پدری‌شان در مرتبهٔ بالایی در خانواده حفظ کنم؛ لذا فرزندان همواره امور علمی و دینی را عملاً از ایشان می‌آموختند. یادم نمی‌آید تذکری برای فرایض دینی به فرزندان داده باشد. درحالی‌که عملاً و با رفتار خود به روح بچه‌ها معنویت را تزریق می‌کرد. مثل نماز اول وقت، نظم، تمیز و معطر بودن و مسائلی ازاین‌قبیل...

 در مواجهه با چالش‌های زندگی، ایشان چگونه تعادل بین سخت‌گیری‌های علمی، کاری و عطوفت خانگی را برقرار می‌کردند؟
خاطرم هست که همیشه زمزمه می‌کرد: «با دلی خونین لبی خندان بیاور همچو جام»
دکتر به دلیل بهره‌مندی از نگاه توحیدی، هرگز در مقابل مشکلات زانو نمی‌زد. روحیهٔ ایشان متزلزل نمی‌شد؛ بلکه به حضرت حق ارجاع می‌داد.
شهید نگاه روبه‌جلو داشت. هیچ‌گاه عقب‌گرد از ایشان نمی‌دیدم. برای تفکر کوه‌پیمایی‌های طولانی به همراه توسل و توکل برای شکستن ثقل چالش‌ها به کار می‌برد و شعر حافظ را می‌خواند:
کار خود گر به خدا بازگذاری حافظ ای‌بسا عیش که با بخت خداداده کنی

 عادت‌های کوچک یا رفتارهای ظریفی که ایشان در خانه داشتند و به نظر شما بازتابی از شخصیت عمیق ایشان بود، کدام است؟
صوم، سحر و سکوت... و اشاره به اشعار حافظ داشتند.
همچون این بیت: اگر لذت ترک لذت بدانی، دگر لذت نفس لذت نخوانی
این نکته هم برای جوانان بگویم که حتماً حائز اهمیت است؛ دکتر عادت داشت شب‌ها که به منزل می‌آمد بعد از عبادت و شام، طبق عادت راه می‌رفت و با من درد و دل می‌کرد. هیچ‌وقت، با جرئت می‌گویم هیچ‌وقت فرزندانمان شاهد تنش میان ما نبودند. اگر ناراحتی هم از من داشت بر روی کاغذی می‌نوشت و صبح بالای سرم می‌گذاشت و هر دو پنهان از چشم بچه‌ها با هم حل‌وفصل می‌کردیم.

 مهم‌ترین اصل اخلاقی که هیچ‌گاه از آن اصطلاحاً کوتاه نمی‌آمدند چه بود؟
فضائل اخلاقی در ایشان هماهنگ رشد کرده بود و ملتزم به همهٔ اصول انسانی بود من‌جمله می‌گفت: «مراقب باشید آبروی کسی را نریزید حرمت آبروی مؤمن از حرمت‌خانهٔ کعبه بالاتر است و حفظ آن واجب و ریختن آن حرام است.»

 نگاه دکتر شهید لاریجانی به مسئولیت، خدمت و کار چه بود؟
مسئولیت‌پذیری در امور زندگی، شخصی، کشوری و دینی را یک سرمایهٔ معنوی و یک ثروت معنوی و یک امکان فوق‌العاده که در اختیار ماست تلقی می‌کرد و می‌گفت ما در مقابل این سرمایه مسئولیم. وظیفهٔ ما، شناخت نیازهای مردم، حفظ و بهره‌برداری امکانات جامعه به نفع زندگی مردم است. ایشان حفظ مسئولیت و جایگاه‌های حقوقی و حاکمیتی را یک دِین و امانت الهی می‌دانست و معتقد بود عدالت اجتماعی و توسعهٔ ملی باید مبتنی بر یک نظریهٔ فلسفی اسلامی باشد.

 اولین ویژگی‌ای که باعث شد به ایشان اعتماد و علاقه پیدا کنید را بفرمایید؟
گویی که به من القا شد که می‌توانم از تکیه‌گاهی استوار با امتیازات و پتانسیل بالا در همه زمینه‌های دینی، اخلاقی و اجتماعی در مسیر زندگی بهره‌مند شوم. خداوند را شاکرم که همسری جامع‌الاطراف به من عنایت فرمود.

 در زندگی خانوادگی وقتی با اختلاف‌نظر یا انتقاد روبه‌رو می‌شدند، معمولاً چگونه واکنش نشان می‌دادند؟
شهید علی لاریجانی مصداق یدرءونَ بِالْحَسَنَهِ السّیئة بود. به همهٔ ناملایمات صورتی زیبا می‌بخشید. گاهی به شوخی می‌گفتند: «هر چه هست از قامت ناصاف بی‌اندام من است و به زیباترین وجه ممکن رفع رجوع می‌کرد.»

 آیا خاطرهٔ خاصی از بزرگواری، تواضع یا گذشت ایشان (که قطعاً بسیار بوده است) می‌توانید برای ما بازگو کنید؟
زندگی ما سرشار و مالامال از بزرگواری، وسعت روح و مثبت‌نگری ایشان بود. وقتی حضرت آقا پیشنهاد ریاست صداوسیما را به آقای دکتر دادند من به لحاظ مسائل شرعی این نهاد که با دین مردم سروکار دارد، از پذیرش این سمت در پیشگاه الهی واهمه و هراس داشتم و مخالفت کردم و خواهش کردم به حضرت آقا بفرمایند که از انجام این مسئولیت معذور است.
ایشان با تمام همتی که برای خدمتگزاری در این عرصه داشت به‌خاطر حفظ مودت خانواده، خدمت آقا رسید و عرض کرد که می‌ترسم پذیرش این سِمَت به زندگی خانوادگی من لطمه بزند. (به‌نوعی مخالفت اینجانب را خدمت رهبری بیان کردند) آقا فرمودند به ایشان بفرمایید: دفاذا عَزَمت فتوکل علی الله...
راستش همان شب‌خواب دیدم در بیابانی هستیم لم‌یزرع و آقای دکتر بنده و چهار فرزندمان را در بیابان گذاشت و گفت اینجا صداوسیماست. باید بمانم و آن را آباد کنم و از ما دور شد. در عالم خواب بسیار هراس پیدا کردم ناگهان دیدم پدرم با لباس منزل دو گلدان در دست آمدند و گفتند: «نگران نباش من آمده‌ام اینها را در این زمین بکارم. قبل از من هم علامه طباطبایی تشریف آوردند.»
از خواب که بیدار شدم دلم آرام و رضا به پذیرفتن آن مسئولین سنگین شد.
اگر امروز بخواهید ایشان را به نسل جوان معرفی کنید، چه تصویری از شهید ارائه می‌دهید؟
دکتر شهید، اعتماد و اتکا به ذات اقدس احدیت در حد اعلا درجه در وجودشان متجلی بود و این مهم بااخلاق که سرمایه‌ای است بی‌هزینه، حقیقتاً از موجودی الهی ساخته بود.
 آیا در تصمیم‌های مهم زندگی، نظر سرکار را جویا می‌شدند؟
 آیهٔ وَ شَاوِرْهُمْ فِی الأمر سرلوحهٔ کتاب زندگی خانوادهٔ ما بود. دکتر حتی با فرزندان، خصوصاً شهید مرتضی تشریک‌مساعی و درک متقابل بسیار خوبی داشت. در زندگی مسائل سیاسی را هم مطرح می‌کرد و از ما نظر می‌خواست. هر چند که من، میان خودم و درگاه الهی از نظر دادن اکراه و خوف داشتم. نگران بودم نکند نظرات من گوشهٔ کوچکی از ذهن ایشان را درگیر و بر سرنوشت ملت اثر بگذارد.
 شیرین‌ترین خاطره‌ای که از روزهای زندگی مشترک با شهید لاریجانی دارید چیست؟
 یکی از شیرین‌ترین خاطراتم روزی است که کتاب متافیزیک و علوم دقیقه در فلسفه کانت ایشان به چاپ رسید. آقای دکتر آمدند و صفحه اول کتاب را باز کردند و گفتند بخوان. دیدم به حقیر تقدیم کرده‌اند درحالی‌که اطلاع نداشتم: 
 «تقدیم به همسر صبور و فداکارم؛ او که همیشه مشوق من در کارهای علمی بود و پایمردی و استواری روح را که میراث معنوی پدر بزرگوارشان بود در زندگی به کار گرفت.»
 و خاطرهٔ شیرین دیگر که بسیار فرح‌بخش و مسرت‌بخش بود دفاع نمره ۲۰، فرزندم شهید مرتضی در رسالهٔ دکترای مکانیک دانشگاه شریف بود.
 آیا رسم یا عادت خاصی در زندگی مشترک داشتید که هنوز برای شما خاطره‌انگیز باشد؟
 شنیدن نوای دلنشین زیارت عاشورا و مداحی‌های شهید مرتضی. صدای آقا مرتضی بسیار قشنگ بود. از کودکی مداحی می‌کرد. حتی در محیط دانشگاه نیز مناسبت‌های مختلف زیارت عاشورا می‌خواند و همچنین مداحی می‌کرد.
 چه جمله یا توصیه‌ای از دکتر همیشه در ذهن شما مانده است؟
 خدا و خدا...
 هر گنج سعادت که خداداد به حافظ
 از یمن دعای شب و ورد سحری بود
 دکتر اصرار داشت به این که سحرها با خداوند خلوت کنید.
 پس از سال‌ها زندگی در کنار ایشان، فکر می‌کنید مهم‌ترین درس زندگی که از دکتر آموختید چیست؟
 تفویض‌کردن کار به خدا از پردهٔ دل و صمیم قلب
 چه گره‌هایی در زندگی مشترکتان بود که باتکیه‌بر منش و خرد ایشان باز شد و شما را به دیدگاه جدیدی درباره زندگی رساند؟
 در افت‌وخیزهای زندگی دیدگاه‌های ایشان که مبتنی بر خردورزی و عقلانیت و برگرفته از اندیشهٔ شهید مطهری بود همواره گره‌گشای مصادیق زیادی از مشکلات بود.
 حضور در کنار شخصیتی با این جایگاه و تفکر، چه تغییراتی در نگاه شما به زندگی و جهان ایجاد کرد؟
 در وهلهٔ اول ارتفاع‌گرفتن در هنگام سختی‌ها و مشکلات است که بسیار کمک راه من بود. همچنین، از بالا و منظر الهی نظاره‌گر مسائل باشیم. شهید همیشه می‌گفت این‌طور راحت‌تر و تطمئن‌القلوب و با تکیه و حمایت ملموس الهی مشکلات را سپری کنید.
 تصور می‌فرمایید اگر امروز در قید حیات بودند، در مواجهه با چالش‌های کشور چه رویکردی را دنبال می‌کردند؟
 صرف ولایت‌مداری.
 همان‌گونه که در زمان حیات رهبر شهید رحمةالله‌علیه، دکتر اهتمام زیادی به انجام توصیه‌های ایشان داشت و همچنین علاقه و ارادت وافر به حضرت آقا...
 به نظر سرکار یاد و نام ایشان چگونه در جامعه باید زنده بماند؟
 به فرمودهٔ پدر گرامی‌ام شهید مطهری: شهید شمع تاریخ است می‌سوزد و نورافشانی می‌کند. خون شهید در رگ‌های جامعه تنیده می‌شود و جریان پیدا می‌کند و محیی است. شهیدشدن و زنده‌بودن ملازم یکدیگرند و به قولی، چون که صد آید ۹۰ هم پیش ماست.
 فقدان ایشان برای شما بیشتر از هر چیز یادآور چیست؛ یک حسرت، یک افتخار یا یک مسئولیت؟
 جمع را بشاید... آه و تعالی و تکلیف
 و آخرین کلام شما با همسر شهید چه بود؟
 در آخرین دیدار ما که شب ۹ اسفندماه بود، ایشان تلویحاً نزدیک‌شدن شهادت خود را به من متذکر می‌شد و اصرار داشت بر جداکردن شهید مرتضی از خودش. در لفافه به من می‌رساند و می‌گفت که توییت‌های صهیونیست‌ها در مورد من خیلی معنا دارد و مطمئن هستم به‌زودی من را هم شهید می‌کنند. من هر چه کردم نتوانستم آقا مرتضی را راضی کنم که از پدر دور بماند. علاقهٔ عجیبی بین فرزندان ما و پدرشان بود. خصوصاً آقا مرتضی که بسیار به ایشان وابسته بود و حاضر نشد پدر را تنها بگذارد.
 این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست
 روزی رخش بینم و تسلیم وی کنم
 و بالاخره در سحرگاه ۲۷ ماه مبارک رمضان ساعت ۳:۱۰ صبح به‌احتمال قریب‌به‌یقین در حال نماز شب، به دست اشقی‌الاشقیا همسرم علی و فرزندم مرتضی به شهادت رسیدند.
 به قول حضرت حافظ: 
 گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
 آری شود ولیک به خون‌جگر شود...
 از اینکه با بزرگواری، وقت ارزشمند خود را در اختیار ما قرار دادید و ما را مهمان خاطرات و روایت‌های ارزشمندتان کردید، صمیمانه سپاس‌گزاریم.
 از درگاه خداوند متعال، برای روح مطهر شهید آیت‌الله مرتضی مطهری، شهید دکتر علی لاریجانی و شهید دکتر مرتضی لاریجانی، رحمت و رضوان الهی و برای بازماندگان و خانواده‌های معزز ایشان، صبر و آرامش مسئلت داریم.

منبع: زن روز
اینستاگرام
نظری بگذارید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
عکس روز
بدون ویرایش از شما
آخرین اخبار
تبلیغ کانال فاش در ایتابنر بیمه دیفتح‌الفتوحصندوق همیاریخبرنگار افتخاری فاش نیوز شویدمشاوره و مشاوره تغذیه ویژه ایثارگرانسایت جمعیت جانبازان انقلاب اسلامیانتشارات حدیث قلماساسنامه انجمن جانبازان نخاعیlogo-samandehi