24 تير 1405 / ۲۹ محرم ۱۴۴۸
شناسه خبر : 35212
دوشنبه 25 خرداد 1394 , 11:01
دوشنبه 25 خرداد 1394 , 11:01


شما هم تفاهمنامه را آتش بزنید!
هاشم اسدی
"به وقت ایران"؛ صراحتِ تحسینبرانگیز
حمیرا حسینی یگانه
فهرستی آماده اقدام از صدر تا ذیل جنایتکاران
سعدالله زارعی
بابالمندب را ببندید و نتیجه را ببینید!
حسین شریعتمداری
چیزی جز زیبایی ندیدیم
مهدی جبرائیلی تبریزی
وقتی سیاست لباس ورزش میپوشد
سیدرضا موسوی فاضل
منبر وارونهنما
سیدمهدی حسینی
خونخواهی امام شهید و ۱۳۵ روز بیچارگی شیطان
محمد ایمانی
برادرانه با حضرت عزرائیل علیهالسلام!
حسین شریعتمداری
وقتی حقیقت، حجابهای معاصرت را میدرد
محمدرضا الهی
راهبرد رهبر شهید ایران قوی توحیدی بود
مهدی فضائلی

چهار تصویر از چهار شهر و چهار معنا
محسن مهدیان
سروده ای سوزناک از زبان امام شهید
افشین علا
دلتنگیهایی دخترانه بدرقه راه پدر امت
صنوبر محمدی
تابوت تو بود اما من جسم خودم دیدم!
سیدمحمدرضا میرشمسی

غواصان گردان ابوذر
وقتی با بچه های غواص گردان ابوذر لشکر المهدی (عج) به موانعی که دشمن در سواحل اروند گذاشته بود رسیدیم ، با هر زحمتی که بود یه معبر بین خورشیدی ها و سیم خاردارها باز کردیم.
کم کم وارد نیزار ها شده بودیم که در همین موقع بچه های گردان فجر که سمت چپ ما بودند با عراقی ها درگیر شدند.
عراقیها تمام ساحل را زیر آتش گرفتند.
همه جا مثل روز روشن شده بود. جلو معبر ما یک سنگر کمین بود که تیربارش شروع به تیراندازی کرد!
در همین لحظه یه تیر به پهلوی هادی خورد و در حالی که زیر لب ذکر یازهرا (س) و یا مهدی (عج) می گفت افتاد روی گل و لای و نیزار ها!
هنوز موضع ما لو نرفته بود.
من هادی را کشیدم کنار دسته نیزاری و دلداری دادم.
او همچنان درد میکشد و ذکر یا زهرا (س) می گفت.
هر جوری که بود باید تیربار رو خاموش می کردم. دو تا نارنجک گرفتم توی دستم و سینه خیز به طرف سنگر تیربار رفتم.
چند متری جلوتر نرفته بودم که دیدم صدای ناله هادی داره بلندتر میشه.
ممکن بود موضعمون لو بره; دوباره برگشتم و رفتم کنار هادی.
خون خیلی زیادی ازاو رفته بود. درد زیادی می کشید ...
یواش در گوشش گفتم: هادی جان یه کم تحمل کن ، اگه موضعمون لو بره معبر هم لو میره.
اینو گفتم و برگشتم به طرف سنگر تیربار دشمن.
با یه نارنجک تیربار خاموش کردم و سریع برگشتم طرف هادی.
به هادی که رسیدم دیدم سرش رو توی باتلاق ها فرو کرده بود تا صداش در نیاد و موضع بچه ها لو نره و با همان وضع به شهادت رسیده بود.
به یاد شهید هادی نعمتی


خاطرهای دلنشین با آقای شهید در جاده طلائیه
سیدرضا موسوی فاضل
فوتبال را که باختند، سهمیه گوشت را قطع کردند
حسین عبدالستار اسلامی
ما برای آنکه ....
رضا امیریان فارسانی
حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
















درود درود درود
فردای قیامت شفا خواه ما هم باشید
رزمنده جانباز و برادر شهید حاج ب م ص