09 شهريور 1405 / ۱۷ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 35220
دوشنبه 25 خرداد 1394 , 13:24
دوشنبه 25 خرداد 1394 , 13:24


مفهوم جدیدی بهنام عقلانیت انقلابی
سید محمدرضا میرشمسی
پاراچنار؛ مناقشه قبیلهای یا بحران ژئوپلیتیک
علیرضا رجائی
سخنی صریح و محترمانه با آقای قائمپناه
علیرضا ضابطی سیستان
تبریک میلاد رسول خدا (ص) به گونهای دیگر
حسین شریعتمداری
از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
گزارش مصور از تشییع پیکر هادی کجباف در اهواز
فاش نیوز - هر جا که باشی خاک وطن چیز دیگریست !!
و این روزها ما خوزستانی ها هر چند روز یکبار مراسم استقبال از عزیزان دور از وطن خود را بر پا می کنیم..
این بار وجود مطهر شهید مدافع حرم حاج هادی کجباف باعث شد که ما دوباره در حسینیه ثارلله اهواز دور هم جمع شویم ...
وه چه دیداری بود !؟ چه بگویم از حالمان در لحظه دیدار...
از شبنم اشک گونه هامان تر بود
تشییع جنازه گلی پرپر بود
از منبر دست ها که بالا می رفت
در صحن حسینیه دل محشر بود ...
لازم به ذکر است پیکر شهید برای انجام مراسم تشییع و وداع به شهرستان باوی و سپس برای تشییع و تدفین در صبح روز سه شنبه در شوشتر به این شهرستان منتقل می شود.
تصاویر از جعفری
** (برای مشاهده تصاویر در سایز اصلی روی آن کلیک کنید )
کد خبرنگار: 17


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
















تبعیض درباره شهدا معنا ندارد. ظاهرا شما وبعضی از دوستان همه چیز را جناحی میبینید و تحلیل می کنید. اگر به شهیدی درمرکز لیشتر پرداخته می شود به این خاطراست که کسانی به خودشان زحمت می دهند و گزارش تهیه می کنند و برایمان ارسال می کنند. اگرشما هم این زحمت را متحمل شوید - هرجا که هستید- ما با کمال میل درخدمت هستیم. البته این نکته را هم نباید ازنظردورداشت که اینجا به دلیل نزدیکی راه امکان ارسال خبرنگار را داریم و درشهرستان ها دوستان خودشان باید کمکمان کنند. فقط ایراد گرفتن مشکلی را حل نمی کند. ما امکاناتمان محدود است و چشم به همکاری دوستان داریم. بد به دلتان راه ندهید.
داداشم .. سلام . من از اینکه این برادر از دست شما که بی تقصیرید دل تنگ شده خیلی خوشحال شدم چون اینجور حال و روز منو بهتر درک می کنید . داداشی عمریه من و ما تاوان کم کاری دیگران را می دهیم ولی بازم همه از ما توقعات فوق طاقتمان را دارند . مثل انتظارات زیادی که از شما هست ولی در واقع نابه جاست .با این حال ما که با یاری خدا همه موانع را پشت سر گذاشتیم و سربلند به اندازه لیاقت جانبازیمان در راه دین تا اینجا رسیده ایم ..این سالهای اخیر از درون در حال له شدن بودم ... یه دعایی داشتم سر سجاده .. با خدا ..
کو مرادی مرشدی یا خضر دانایی که من
همچو موسی مدتی در محضرش خدمت کنم ..
از همت و تلاشم هرچه بگویم باز هم کم گفته ام ... من هیچ ترسی ندارم که مثل دلهایی که دورند از خدا من به دل مردگی ها عادت کنم !
چونکه تا به حال خدا بدون آنکه لیاقت داشته باشم از سر لطف و کرمش دل ما را در راه خودش هدایت کرده .. خدا خواست ما به شما رسیدیم ..حالا که خدمت شما هستیم انتظار دارم که شما بیشتر از پیش ما را درک کنید .. بعضی وقتها به خودم می گم وقتی این خدا تمام آرزوهای بر حقمو بر آورده کرده .. پس خوبه یه چله بگیرم که دعا کنم هرچه زودتر تا خدا هجرت کنم ...باز به خودم نهیب می زنم خو اون وقت چی ؟ اگه خدا ازم پرسید تو کوله بارت چیه چی جواب خدا رو بدم ؟؟
آره داداشی به خاطر همینم هس با وجود همه کم لطفی ها بازم از خدا بابت نفس کشیدن هر روزم تشکر می کنم و در لحظه های خلوتم با خدا ازش می خوام که عاشقترم کنه ... در راه این عشق خاکسترم کنه ! خاکستر عشق ارزشش پیش خدا مثل طلای ۲۲عیاره ..هنوز چند تا جون دارم تا خاکستر شدن ..!
همش تقصیر این سعید آقاست !... والله
اخوی .. حالا اگه از دستت بر میاد در راه اهدافی که دارم این جناب خضر ما رو پیدا کن و بهش بگو ۱۷۵شهید غواص آمدند ...برای دلگرمی امثال ما هم !!خلاصه بهش بگو کم به ما سخت بگیر ...باتشکر