08 شهريور 1405 / ۱۶ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 37598
چهارشنبه 25 شهريور 1394 , 11:00
چهارشنبه 25 شهريور 1394 , 11:00


مفهوم جدیدی بهنام عقلانیت انقلابی
سید محمدرضا میرشمسی
پاراچنار؛ مناقشه قبیلهای یا بحران ژئوپلیتیک
علیرضا رجائی
سخنی صریح و محترمانه با آقای قائمپناه
علیرضا ضابطی سیستان
تبریک میلاد رسول خدا (ص) به گونهای دیگر
حسین شریعتمداری
از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
خاویار فروش و خواربار فروش!
موسی مهرآور- در اتاق فرماندار گمیشان به روی ایثارگران بسته است. اینجانب موسی مهرآور آزاده و جانباز شهرستان گمیشان و معتمد معین و عضو شورای مشورتی فرمانداران شهرستان های ترکمن و گمیشان، به تاریخ 21/6/1394 ؛ به اصرار پسرم و برای پیگیری مسئله ای به فرمانداری رفتیم.
آقای فرماندارمحترم ما را آنچنان پشت در اتاقشان نگه داشتند که مجبور به ترک محل شدیم. چون آقای فرماندار جلسه ای مهم و استراتژیک با یکی از کسبه (خاویار فروش) داشتند و من حقیر خواربار فروش را قابل ندانستند که خبر ما را بگیرند!
تنها نتیجه ای که عایدمان شد این بود که شرمنده پسرمان شدیم و فهمیدم که تاریخ مصرف این حقیر... والسلام.
لازم به یادآوری است که: 1- مسئول دفتر و سایر کارکنان فرمانداری شاهد قضیه بودند.
2- عکس ها، حضور بنده در جلسات ادواری فرمانداری ها را نشان می دهند.


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی















