20 شهريور 1405 / ۲۸ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 38867
یکشنبه 10 آبان 1394 , 13:20
یکشنبه 10 آبان 1394 , 13:20


جنگ ارادهها و محاسبات ناکارآمد دشمن
مسعود اکبری
تعلل تا به کی؟
سیدمهدی حسینی
مواظب روایتسازیهای غلط دشمن باشیم
حسن رشوند
خیانت مُدام و لاف دفاع از مردم؟!
محمد ایمانی
قدرت برای صلح، اقتدار برای بازدارندگی
علیرضا ضابطی سیستان
حدیبیه؛ حقیقتی که به نام سازش تحریف شد
حسن خلیل خلیلی
سلطنت برای ما، بمباران اتمی برای مردم ایران
محمدرضا الهی
بازی با واژگان در غیاب پاسخگویی
حمیدرضا مرادی
آیا بریتانیا هدف بعدی پوتین خواهد بود؟
علیرضا تقوینیا
راهکارهای دلارزدایی از اقتصاد کشور
حمیدرضا جیهانی

ما هنوز ایستادهایم؛ در خط مقدم، با ولایت
علیرضا ضابطی سیستان
عصر دلتنگی
ابوالقاسم محمدزاده
رئیس مکتب ما و رئیس مذهب
محمد قولی میاب (کوثر)
تلنگری برای دلهایی که مهر را فراموش کردهاند
علیرضا ضابطی سیستان
همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی

مادری که هنوز شهادت فرزندش را باور ندارد!
روایتی از مادرشهید عباسرستگار ،مادری که چشمانش از فراق فرزند و گریه بر او تاریک شده و بینایی اش را از دست داده است
.
اشکهایش حتی پوست چروک پلک هایش را هم قرمز و نازک کرده است.اشک چشم مادر درفراق فرزندکه خشک شدنی نیست،او فرزندش دلبندش را۳۴سال پیش گم کرده است،نه دل رفتن دارد نه روی ماندن.خیلی تنهاست،پدرشهیدطاقت بیشتر ماندن نداشت وخیلی زود او راتنهاگذاشته است.اما مادرهمچنان چشم به راه است.
شهیدعباس رستگار سربازشجاع وخوش اخلاقی که بالبخندملیح وخنده های نمکین خودخاطراتش هنوزبردل وجان همسنگرانش باقی است.عباس جزء یکی از رزمندگانی بود که دراین شلوغی جنگ وستیزگم شدوهنوز بعد از۳۴سال هیچ نشان و اثری از او یافت نشده است.
.
در دی ماه سال۶۰تعدادزیادی ازنیروهای رزمنده روستاهای لامردومهراسیر و شهید میشوند،اماچون خبری ازعباس نمیشودبرادربزرگش علی راهی جبهه میگرددتااورا پیدا کند،اگرچه علی نیزهمچون برادر دلبسته جنگ وجهادمیشوداماپس ازگذشت۶ماه جستجو،بادیدن تصاویروپیکرشهدادرشهرهای مختلف وسرکشی به مناطق عملیاتی نا امید ودست خالی به روستابرمیگردد،ریش سفیدان وبزرگان خاندان تصمیم میگیرند بپذیرند که اوشهیدشده است وبرایش مجلس ختم بگیرند.
.
شهادت شهیدعباس رستگار ازطرف خانواده اعلام میگردد،لوح یادبودی برایش ساختهو درگلزارشهدا نصب میگردد،اماهمسرشهید و دو کودک سه و یک ساله اش،پدرومادرعباس نمیتواننداین واقعیت را به راحتی قبول کنند،بهمین خاطر درفروردین سال۶۲در جستجوی عباس به اسیرانی که دربند عراق بودندنامه میزنند که به دربسته خورده اندوآنهانیزاطلاعی ازعباس ندارند،تنهاکسی که میتواندبودو نبوداو را تائیدکند،احمداسدی است که اونیزدر همانروزبه شهادت رسیده است.
.
چاره ای جز پذیرش وضعیت موجود برای خانواده نمانده لذا با مسئله کنار آمده و خود را
خانواده شهید تلقی کردند.امروز۳۴سال از آن زمان میگذردوهنوزمادرمیگوید:راز زنده
ماندنم در انتظارفرزندم است،آنقدر زنده میمانم تااو راببینم.
.
مادری که نبود فرزند را بیش از ۱ماه تجربه نکرده و زمانی که در سربازی خدمت میکرد،طاقت دوری اش را نداشت و آنقدر در جلوی درب حیاط مینشست و با دلتنگی برایش
گریه میکرد امروز بدون اینکه اثری از شهادت پسرش آمده باشد نمیتوانست قبول کند که او شهید شده و دیگر بازنخواهد گشت.
.
تولد:۱۳۴۰/۱/۱روستای فاریب،شهرستان مهر
شهادت:۱۳۶۰/۱۰/۱۴



جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
امروز وقت بازنشر این خاطره تکراریست...
وحید یامینپور
ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی















