19 مهر 1405 / ۲۸ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 47587
دوشنبه 28 تير 1395 , 08:56
دوشنبه 28 تير 1395 , 08:56


دستمال کاغذی برجام!
غلامرضا صادقیان
چقدر از خودمان را در اینترنت جا گذاشتهایم؟
داود گودرزی
راهکار جبران عقبماندگی تاریخی
سید محمدرضا میرشمسی
وقتی تاریخ، عدالت و صلح هم ابزار توجیه جنگ میشوند!
محمدرضا الهی
ایران؛ «هارتلندِ» جهان؛ فرصت سازی و فرصت سوزی
محمد تقی امینی
مارکوی فراموشکار
سیدمهدی حسینی
لزوم حمایت آموزشی از اتباع
علیرضا رجائی
این مسیر خودِ بنبست است!
دکتر امانالله دهقان فرد
شوک راهبردی در تنگه هرمز
حمیدرضا مرادی
ما کِی از خودمان فاصله گرفتیم
رضا کریمی


دل نوشته سردار شهید ابوالحسنی
سردار شهید فریدون ابوالحسنی چهارم فروردین ماه 1340، در شهرستان بروجن استان چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد.
پدرش نعمت الله، فروشنده بود و مادرش عفت خانم نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته بازرگانی درس خواند و دیپلم گرفت سپس به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت.
سیزدهم آذرماه 1364، با سمت فرمانده واحد توپخانه تیپ 44قمر بنی هاشم (ع) در شلمچه بر اثر انفجار خمپاره، به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
سردار شهید در یکی از یادداشتهای خود چنین می نویسد:
... ازآن شب ها چه بگویم از شب عملیات بدرکه قابل توصیف نیست. شب، شب ایثار و گذشت است، شب پیشیگرفتن بچهها برای روی مین رفتن و جان باختن، دیگر کسی نمیدانست به چه صورت از این دنیا عروج میکند. آیا من واقعاً به مقام والای شهادت نایل میشوم؟ آیا هدف من از جبهه آمدن و جنگیدن برای رضای خدا بوده یا خدای ناکرده برای چشم و هم چشمیها، برای خودنماییها، این ها کلماتی بود که در جلو چشمانم رژه میرفتند. خدایا به این دلهای پاک و به این انسانهای وارسته قَسَمَت میدهم هرچه که لایق من است نصیبم فرما...
پدرش نعمت الله، فروشنده بود و مادرش عفت خانم نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته بازرگانی درس خواند و دیپلم گرفت سپس به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت.
سیزدهم آذرماه 1364، با سمت فرمانده واحد توپخانه تیپ 44قمر بنی هاشم (ع) در شلمچه بر اثر انفجار خمپاره، به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
سردار شهید در یکی از یادداشتهای خود چنین می نویسد:
... ازآن شب ها چه بگویم از شب عملیات بدرکه قابل توصیف نیست. شب، شب ایثار و گذشت است، شب پیشیگرفتن بچهها برای روی مین رفتن و جان باختن، دیگر کسی نمیدانست به چه صورت از این دنیا عروج میکند. آیا من واقعاً به مقام والای شهادت نایل میشوم؟ آیا هدف من از جبهه آمدن و جنگیدن برای رضای خدا بوده یا خدای ناکرده برای چشم و هم چشمیها، برای خودنماییها، این ها کلماتی بود که در جلو چشمانم رژه میرفتند. خدایا به این دلهای پاک و به این انسانهای وارسته قَسَمَت میدهم هرچه که لایق من است نصیبم فرما...
منبع: دفاع پرس


دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید
جعفر طهماسبی
جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی















