04 شهريور 1405 / ۱۲ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 49959
یکشنبه 18 مهر 1395 , 15:43
یکشنبه 18 مهر 1395 , 15:43


مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی
جرایم سازمانیافته علیه عفت عمومی
رحمان الهی
شهدای خدمت
علیرضا ضابطی سیستان
نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
سرودۀ جانباز محمود ژولیده در وصف حضرت علی اکبر(ع)
جانباز گرانقدر حاج محمود ژولیده، از شاعران نامآشنای ادبیات آیینی، همزمان با آغاز ماه عزای حسینی اقدام به انتشار تعدادی از سرودههای خود در قالب «روضه دهه اول» کرده است.
به گزارش فاش نیوز، حاج محمود ژولیده، از جانبازان دفاع مقدس و شاعران نامآشنای ادبیات آیینی، همزمان با آغاز ماه عزای حسینی اقدام به انتشار تعدادی از سرودههای خود در قالب «روضه دهه اول» کرده است.
زبان فارسی همواره محملی برای گفتن از آیین بوده است که البته سهم قابل توجهی از این موضوع به اظهار ارادت شاعران به ساحت ائمه اطهار(ع) به ویژه امام حسین(ع) اختصاص دارد. این رویه در سالهای اخیر روند رو به رشدی داشته است به طوری که به عنوان یکی از جریانهای اصلی ادبیات انقلاب اسلامی محسوب میشود.
هر ساله همزمان با آغاز ماه خون، ماه محرم، هر یک از هنرمندان به بیان مصیبت اهل بیت علیهم السلام در این واقعه با زبان هنر میپردازند که سهم قابل توجهی از این رویه به شاعران اختصاص دارد؛ شاعرانی که خود یکی از ارکان اجرای مناسک این ایاماند.
حاج محمود ژولیده از جمله شاعران آیینی است که نامش با هیئت و اشک برای ائمه اطهار(ع) گره خورده است. او نیز یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدس است. وی همزمان با آغاز ماه محرم و فرارسیدن موسم عزای حسینی، اقدام به انتشار تعدادی از سرودههای جدید خود در قالب «روضه دهه اول» کرده است.
سروده ذیل در وصف حضرت علی اکبر(ع) گفته شده که همزمان با شب هشتم محرم منتشر میشود:
ای علی جان چه شده؛ قامت تو تا خورده
نازنینم چقدَر بر بدنت پا خورده
روی جسمت چقدَر تیر و سنان میبینم
این همه زخمِ گِران بر دل بابا خورده
تا جوابم ندهی، دشمنِ من میخندد
به تو شمشیر، به من تیرِ تماشا خورده
چه دگرگون شده این چهره پیغمبریات
چشم زخمی است که بر یوسف لیلا خورده
ارباً اربای همه لشکرِ خود را دیدم
چه بلائیست که بر این قدِ رعنا خورده
زرِهَت با بدنِ پاره گِره خورده بهم
همه ارکان تنت نیز به یغما خورده
آه، آیا بدنی خُردتر از این میشد؟
دندههایت چقدَر ای پسرم جا خورده
عمهات آمده تا زنده بمانم اما
با فراق تو دگر، رفتنم امضا خورده
جگرم سوخت علی جان، دل من ریخت بهم
این جگرخواریِ داغت، جگرم را خورده
همچو مادر، پسرم سینه شکسته شدهای
باز انگار لگد پهلوی زهرا خورده
بردنِ نعش تو تا خیمه که تنها نشود
قوَتم رفت ز زانو،کمرم تا خورده

کد خبرنگار: 24


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















