04 شهريور 1405 / ۱۲ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 50905
دوشنبه 22 آذر 1395 , 08:53
دوشنبه 22 آذر 1395 , 08:53


مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی
قالیبافی که ما میشناسیم
حسین شریعتمداری
مجروح جنگ را نباید در صف اثبات جانبازی تنها گذاشت
غلامرضا یاوندعباسی
جرایم سازمانیافته علیه عفت عمومی
رحمان الهی
شهدای خدمت
علیرضا ضابطی سیستان
نبرد تنگه هرمز و آینده انرژی
علیرضا رجائی
خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
غلامرضا صادقیان

ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
پرواز از کرخه نور
درسال 1361 به جبهه اعزام و در منطقه کرخه نور و در پادگان حمیدیه مستقر شد. بعد از شرکت در عملیاتی در همین منطقه بعد از رشادتهایی که از خود نشان داد در کنار چند تن دیگر از همرزمانش به شهادت رسید.
سلیمان نژادعین اول شهریور ماه 1338 در گنبد کاوس متولد شد. پدرش حاج نور محمد نژادعین از افراد مومن محله بهار بود. در سن پنج شش سالگی به مغازه برادر بزرگترش که خواربار فروشی داشت میرفت و در امور مغازه به برادر بزرگتر کمک میکرد. از همان کودکی پر جنب و جوش و پرکار بود. سلیمان در سال 1345 برای تحصیلات ابتدایی در مدرسه فردوسی گنبد ثبت نام و تحصیلات خود را آغاز کرد.
از دوستان این دورانش میتوان به سردار شهید صمد اسودی اشاره کرد. با دوستانش تیم والیبال و فوتبال تشکیل داده بودند و در محله با هم مسابقه میدادند. سلیمان از همان زمان خردسالی فردی کاری و پر استقامت و سختکوش بود و هیچ وقت از کار کردن خسته نمیشد و از زیر کار در نمیرفت.
در ایام تعطیلات تابستانی ضمن کار و کمک به برادر بزرگتر با دوستانش در زمین خاکی محله که معروف بود به زمین (نبرد) به بازی فوتبال میپرداختند. در همین دوران به خاطره علاقهاش به فوتبال و ورزش با دوستانش تیم فوتبال پیکان را راهاندازی کردند و به صورت رسمی سایر تیمهای محلی گنبد را دعوت به مسابقه دادن میکردند و گاهی نیز به همراه تیم خود به مسابقاتی که تیمهای دیگر دعوت میکردند میرفتند.
بعد از مدتی به خدمت اعزام شد و در دوران آموزشی،دوره آموزش چتر بازی را طی کرد و موفق به اخذ گواهینامه چتر بازی شد. سلیمان موفق شده بود چندین مرحله از هواپیما پرش داشته باشد. 6 ماه از دوران خدمت شهید سلیمان بعد از پیروزی انقلاب بود اما قبل از پیروزی انقلاب که به مرخصی آمده بود در تظاهراتها شرکت میکرد.
یک سال خدمت کرد و به آغوش خانواده بازگشت و بعد از مدتی یک مغازه تعمیرگاه برای خودش دایر کرد و مدتی چندمشغول بود که با آغاز جنگ تحمیلی و با توجه به فرمان حضرت امام (ره) به همراه عدهای از دوستان، پایگاه مقاومت شهید مصطفی خمینی مسجد علوی را جهت پاسداری از انقلاب و جذب نیروهای مردمی برای دفاع از کوی برزن و همچنین جمعآوری کمکهای مردمی و انتقال آن به جبهههای حق علیه باطل، راهاندازی کرد.
سلیمان به اتفاق سردار رشید اسلام شهید صمد اسودی فرمانده گردان امام حسین (ع) لشکر25 کربلا بسیاری از نیروهای جذب شده را آموزش مقدماتی میدادند.
به علت آموزشها و زبدهگیای که داشت مدتی نیز مسئول نیروهای مردمی مسجد علوی شد و در این عرصه بسیار فعال بود و مردم و جوانان را دعوت به شرکت در ارتش 20 میلیونی میکرد تا اینکه تصمیم گرفت به جبهههای حق علیه باطل اعزام شود. چون برادر کوچکترش در سربازی بسر میبرد خانواده قبول نمیکردند که او اعزام شود اما سلیمان میگفت: اگه نروم نمیتوانم آرام بگیرم مملکت دارد از دست میرود.
در سال 1361 به جبهه اعزام و در منطقه کرخه نور و در پادگان حمیدیه مستقر شد. بعد از شرکت در عملیاتی در همین منطقه بعد از رشادتهایی که از خود نشان داد در کنار چند تن دیگر از همرزمانش به شهادت رسید.پیکر او همراه دوستان شهیدش همچون مستخدمین،میر فندرسکی و علیرضا مهاجری در یک روز طی یک مراسم با شکوه تشییع و در گلزار شهدای یحیی بن زید گنبد به خاک سپرده شد.

در ایام تعطیلات تابستانی ضمن کار و کمک به برادر بزرگتر با دوستانش در زمین خاکی محله که معروف بود به زمین (نبرد) به بازی فوتبال میپرداختند. در همین دوران به خاطره علاقهاش به فوتبال و ورزش با دوستانش تیم فوتبال پیکان را راهاندازی کردند و به صورت رسمی سایر تیمهای محلی گنبد را دعوت به مسابقه دادن میکردند و گاهی نیز به همراه تیم خود به مسابقاتی که تیمهای دیگر دعوت میکردند میرفتند.
بعد از مدتی به خدمت اعزام شد و در دوران آموزشی،دوره آموزش چتر بازی را طی کرد و موفق به اخذ گواهینامه چتر بازی شد. سلیمان موفق شده بود چندین مرحله از هواپیما پرش داشته باشد. 6 ماه از دوران خدمت شهید سلیمان بعد از پیروزی انقلاب بود اما قبل از پیروزی انقلاب که به مرخصی آمده بود در تظاهراتها شرکت میکرد.
یک سال خدمت کرد و به آغوش خانواده بازگشت و بعد از مدتی یک مغازه تعمیرگاه برای خودش دایر کرد و مدتی چندمشغول بود که با آغاز جنگ تحمیلی و با توجه به فرمان حضرت امام (ره) به همراه عدهای از دوستان، پایگاه مقاومت شهید مصطفی خمینی مسجد علوی را جهت پاسداری از انقلاب و جذب نیروهای مردمی برای دفاع از کوی برزن و همچنین جمعآوری کمکهای مردمی و انتقال آن به جبهههای حق علیه باطل، راهاندازی کرد.
سلیمان به اتفاق سردار رشید اسلام شهید صمد اسودی فرمانده گردان امام حسین (ع) لشکر25 کربلا بسیاری از نیروهای جذب شده را آموزش مقدماتی میدادند.
به علت آموزشها و زبدهگیای که داشت مدتی نیز مسئول نیروهای مردمی مسجد علوی شد و در این عرصه بسیار فعال بود و مردم و جوانان را دعوت به شرکت در ارتش 20 میلیونی میکرد تا اینکه تصمیم گرفت به جبهههای حق علیه باطل اعزام شود. چون برادر کوچکترش در سربازی بسر میبرد خانواده قبول نمیکردند که او اعزام شود اما سلیمان میگفت: اگه نروم نمیتوانم آرام بگیرم مملکت دارد از دست میرود.
در سال 1361 به جبهه اعزام و در منطقه کرخه نور و در پادگان حمیدیه مستقر شد. بعد از شرکت در عملیاتی در همین منطقه بعد از رشادتهایی که از خود نشان داد در کنار چند تن دیگر از همرزمانش به شهادت رسید.پیکر او همراه دوستان شهیدش همچون مستخدمین،میر فندرسکی و علیرضا مهاجری در یک روز طی یک مراسم با شکوه تشییع و در گلزار شهدای یحیی بن زید گنبد به خاک سپرده شد.
منبع: ایسنا


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















