08 شهريور 1405 / ۱۶ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 51086
شنبه 04 دي 1395 , 09:21
شنبه 04 دي 1395 , 09:21


مفهوم جدیدی بهنام عقلانیت انقلابی
سید محمدرضا میرشمسی
پاراچنار؛ مناقشه قبیلهای یا بحران ژئوپلیتیک
علیرضا رجائی
سخنی صریح و محترمانه با آقای قائمپناه
علیرضا ضابطی سیستان
تبریک میلاد رسول خدا (ص) به گونهای دیگر
حسین شریعتمداری
از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
جشن تولد فرزند شهیدمدافع حرم
حلمای شهید میثم نجفی یک ساله شد. جشن تولد یک سالگی او متفاوتتر از کودکانی که والدینشان این روزها با زرق و برق مادی، جشن شاهانهای برایشان ترتیب میدهند، با حضور یک پدر به رنگ مدافعان حرم برگزار شد.
حلما یعنی صبور؛ از صفات حضرت زینب(س) است. این اسم را خودش انتخاب کرد. مثل همه خانههایی که در آن بحث انتخاب اسم برای مسافر کوچک خانه که در راه است، وجود دارد. داخل این خانه هم نظرات مختلفی برای انتخاب اسم یکی یکدانه بابا وجود داشت. مادر حلما میگوید این اسم را خود میثم گذاشت. 17 روز بعد از شهادت میثم نجفی به دنیا آمد.
پدری که مشتاق دیدن دخترش بود و با دیدن لباس نوزادی که برای او خریداری میشد، دلش غنج میرفت، خیلی زود از او دل کند و رفت. حتی صبر نکرد تا چیده شدن اتاق نوزاد را ببیند و به یاد بسپارد که همه مهیای آمدن دختر کوچک او هستند. صبر نکرد چون عشقش به حضرت زینب(س) بیشتر از این حرفها بود. چون ظلم به حرم اهل بیت(ع) و مردم مظلوم سوریه توسط تروریستهای تکفیری غیرتش را به جوش آورده بود و در این شرایط تعلل کردن را جایز نمیدانست.
در سوریه بود که تلفنی به مادر پا به ماه حلما گفت: «سپردمتان به حضرت زینب(س) و از خانم خواستهام به شما سر بزند.» مادر میثم میگوید: «بعد از شهادت میثم خیلی دلم میخواست فرزندش شبیه او بشود تا هر وقت میبینمش خیلی زود یاد پسرم بیفتم.» حالا حلما درست شبیه پدر شده است. شباهت او با پدر آنقدر زیاد است که همه را شگفتزده کند. حلما حالا یک ساله است. جشن تولد یک سالگی او متفاوتتر از کودکانی که والدینشان این روزها با زرق و برق مادی، جشن شاهانهای برایشان ترتیب میدهند، با حضور یک پدر به رنگ مدافعان حرم برگزار شد.
منبع: تسنیم


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی















