07 شهريور 1405 / ۱۵ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 59552
شنبه 19 خرداد 1397 , 15:22
شنبه 19 خرداد 1397 , 15:22


مفهوم جدیدی بهنام عقلانیت انقلابی
سید محمدرضا میرشمسی
پاراچنار؛ مناقشه قبیلهای یا بحران ژئوپلیتیک
علیرضا رجائی
سخنی صریح و محترمانه با آقای قائمپناه
علیرضا ضابطی سیستان
تبریک میلاد رسول خدا (ص) به گونهای دیگر
حسین شریعتمداری
از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
خانه با پول پیش ۵ تومن میخواهم!
محمد عیسی شیرشکن- جانباز ۴۵درصد هستم. زیر پوشش بنیاد شهید کرمانشاه الان مدت بیست سال است در کرج سکونت دارم. در فردیس کرج چون در بنیاد فردیس به عنوان جانباز مهمان هستم.
از مستاجری که دیگر خسته شدم حقوقی که از بنیاد می گیرم آن را برای اجاره و بقیه هم می دهم وامی که گرفته ام برای جهیزیه دخترم با پانصد هزار باید زندگی کنم. لاقل این آخر پیری کاری برایمان انجام دهید که کم جابجا شوم.
چقدر دنبال خانه بگردم؟ چون پول پیش من پنج میلیون است یعنی سرمایه من همین پنج میلیون است. خداوند کمکتان کند که برای بیچاره ها خدمت کنید.
کد خبرنگار: 20
00
پاسخ
برادر گرامی من همسرشهیدی هستم هفده سال مستاجرم دیگه خسته شدم رفتم یه روستای دور خونه داغون گرفتم برای اجاره .فقط هرکی بیادببینه وضع واوضای منو تعجب میکنه.ازخجالت نگفتم همسرشهیدهستم چون باورنمیکنن ماها وضعمون اینحوری باشه.باپیش پونصدتومن واجاره دویست .حالا حساب کن کجا وچجوری میخام زندگی کنم هیچی هن ندارم ولی شب وروزم شده گریه.تنهاامیدم خدایی هست که فقط دیرنکنه.
نظری بگذارید


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی















