یکشنبه 07 آذر 1400 , 10:10




گفتوگو با رئیس بنیاد شهید دربارهی مسائل و مشکلات مختلف ایثارگران
بنیاد شهید و امور ایثارگران باید نقش الگویی داشته باشد؛ در سلامت اداری، در پاکدستی، در انضباط، در شفافیت. پس نظامی الگویی باید داشته باشیم. از اینرو در حال تغییر ماهیت هستیم و بهدنبال تبدیل سازمان اقتصادی بنیاد، از یک سازمان بنگاهدار به یک سازمان سهامدار و شتابدهنده هستیم...
فاش نیوز - جانبازان، ایثارگران و خانواده شهدا، طی سالهای اخیر به لحاظ معیشتی و درمانی و همچنین اشتغال با چالشها و مشکلاتی مواجهند و انتظار دارند بهتدریج این مطالبات توسط مسئولان حل و فصل گردد. از طرفی با اینکه قوانین زیادی در حوزههای مختلف رفاهی، اقتصادی و درمانی برای این جامعه هدف تصویب شده اما متأسفانه یا برخی از آنها اجرا نشده یا نیاز به تصویب قوانین جدید در این حوزه وجود دارد. قانون جامع ایثارگران، قانون اصلی در جهت بهبود معیشت، اشتغال، درمان و تسهیلات رفاهی جانبازان، ایثارگران و خانواده شهدا است؛ اما مشکلات مختلفی که وجود دارد، نشان از نقص این قانون نیز دارد.
امیرحسین قاضیزاده هاشمی، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران مدتی است که سکانداری این جمعیت را عهدهدار شده و چشم امید جامعه هدف این بنیاد به نگاه جدید و سیاستهای کارآمد در این حوزه است. با ایشان درباره مشکلات و راهکارهای اصولی برای پیشبرد امور در این بنیاد به گفتوگو نشسته ایم:
از بیستم شهریور که حکم شما صادرشده نزدیک دو ماه است که ریاست بنیاد شهید و امور ایثارگران را برعهده گرفتهاید. بهعنوان سؤال اول روزی که بنیاد را تحویل گرفتید در چه شرایطی قرار داشت؟ لطفاً در خصوص نحوه احراز شهادت و جانبازی هم توضیحاتی بدهید.
- نمیخواهم شرح ماوقع را بگویم یا گذشتگان را نقد کنم. قبول هم دارم که طی سالهای گذشته، بنیاد شهید و امور ایثارگران که نهادی انقلابی است، فرازوفرودهای زیادی داشته و البته زحمات زیادی نیز در آن صورت گرفته است. اما در پاسخ به سؤال دوم باید بگویم احراز شهدا به استناد ماده یک قانون جامع خدماترسانی به ایثارگران از طریق آییننامه «تعیین و احراز مصادیق عملی شهید، در حکم شهید و سایر مصادیق ایثارگری» صورت میگیرد. بهعبارت دیگر بنیاد شهید و امور ایثارگران خود متولی اولیه برای احراز شهادت یک فرد نیست؛ بلکه طبق مفاد ماده ۸ آییننامه مذکور، بنیاد مرجع پذیرش و تطبیق مصادیق شهید و در حکم شهید، با مفاد این آییننامه، بر اساس اعلام کمیسیونهای تشخیص و کمیسیونهای احراز و تجدیدنظر در قوانین استخدامی نیروهای مسلح و وزارت اطلاعات میباشد.
لذا احراز اولیه به عهده نیروهای مسلح، وزارت اطلاعات و سایر دستگاههای ذیربط بوده و پذیرش و تطبیق نهایی با بنیاد است. بهعنوان مثال شهدای ترور را وزارت اطلاعات معرفی میکند یا مدافعان سلامت را وزارت بهداشت به ما میشناساند، درعینحال یکی از مشکلات بههمریختگی قانونی و وجود تناقضاتی در قانون است که از قبل وجود داشته و میطلبد که بیشتر در این زمینه کار کنیم.
البته در طول این 40 سال متأسفانه بسیاری از قوانین موجود که تصویبشده، ناکارآمد و بیاثر بودند و در وضعیت ایثارگران، تأثیر نداشته؛ به نظر شما چرا این اتفاق افتاده و چه باید کرد؟
- دلیل این است که قوانین شاخه به شاخه و تدریجی نوشتهشده و قوانین موازی هم زیاد هستند. قوانین حوزه ایثارگری به دو شکل باید اجرایی شوند، قوانین خدمات مستقیم و قوانین خدمات غیرمستقیم که سایر سازمانها را مسئول میکند. در بخش قوانین خدمات غیرمستقیم ما نقش واسطه و رابط داریم. بهعنوان نمونه در خصوص خدمات مربوط به اعطای زمین، وزارت مسکن و شهرسازی تأمینکننده زمین است ولی بنیاد باید به افراد پاسخ ارائه دهد؛ یا تأمینکننده پاداش پایان خدمت ایثارگران سازمان برنامهوبودجه است که مبالغ را تأمین میکند و ما فقط پرداختها را انجام میدهیم. در زمینه پرداخت شهریه ایثارگران به دانشگاه غیرانتفاعی هم بنیاد فقط مسیر پرداخت را مشخص میکند.
در حوزه اشتغال و تبدیل وضعیت ایثارگران هم مشکلاتی وجود دارد که قطعاً یکی از عوامل اصلی آن نقص قوانین یا اجرا نشدن آنهاست. گره کار کجاست؟ با توجه به شرایط کنونی آیا میتوان در این زمینه گرهگشایی کرد؟
- تعریف فرد شاغل از نگاه دستگاههای مختلف و مردم و جامعه هدف بنیاد شهید و امور ایثارگران متفاوت است. قبل از هر چیز باید تعریف درستی از اشتغال داشته باشیم. برای مثال آیا دانشجویان و خانمهای خانهدار را باید شاغل حساب کنیم یا خیر. حتی سن بیکاری یا شروع به کار هم در این تعاریف مهم است، اینکه سن آغاز برای شاغل شدن را 18 سالگی بدانیم یا یک محدوده سنی دیگر هم از مواردی است که در تعریف اشتغال و به تبع آن، رسیدن به آمار شاغلان و بیکاران جامعه هدف تأثیرگذار است.
بر اساس قانون دولت مکلف است تا پایان برنامه ششم توسعه نسبت به استخدام فرزندان شهدا و فرزندان جانبازان 70 درصد اقدام کند. البته برای اجرای این موضوع از همکاران خودمان در استانها خواستهایم در هر استان برنامه مناسبی تدوین و اجرا شود. در زمینه اشتغال، این وظیفه دولت است و قانون دولت را مکلف به این امر کرده که شغل ایجاد کند. سازمان امور اداری استخدامی مسئول این امر است و ما درگاه مدیریت این خدمت هستیم. درواقع بنیاد در این زمینه نقش معاضدتی دارد، یعنی باید پیگیری کند که ایثارگر به حقوق خود برسد. اما متأسفانه ما ابزار قانونی لازم را نداریم. به بیان دیگر، توانایی برخورد مقتدرانه با دستگاههای متخلف را نداریم. در خصوص بحث تبدیل وضعیت شاغلان هم همین مشکل وجود دارد؛ برخی دستگاهها اجرا نمیکنند و در پاسخ به این مطالبه میگویند که این قانون شامل قراردادهای شرکتی نمیشود؛ درحالیکه نظریه حقوقی چیز دیگری است. قطعاً برخی مطالبات بهحق وجود دارد ولی یا قانون در آن خصوص نداریم، یا نقص در قوانین وجود دارد. از سوی دیگر بنیاد هم مثل خیلی از نهادهای دیگر دچار نظام بوروکراسی شده است.
چندی قبل اعلام کردید اعتبارات بنیاد با تکالیف و وظایف قانونی و هزینهها فاصله زیادی دارد. در کل اعتبارات چه مقدار باید افزایش پیدا کند تا مشکلات این روزهای جامعه هدف، کمی مرتفع شود؟ از سویی، به نظر میرسد با گذشت زمان تعداد افراد تحت پوشش شما کاهش پیدا میکنند؛ پس چرا همچنان خدماترسانی به نحو مطلوب انجام نمیشود؟
- خدمت به جامعه ایثارگری بسیار گسترده است و قوانین زیادی در این رابطه وجود دارد. اگر بخواهیم همه قوانین در خصوص جامعه ایثارگری را اجرایی کنیم، به منابع مالی نیاز داریم و حتی اگر برخی فعالیتها کنار گذاشته شود، منابع فعلی برای اجرای قوانین مرتبط کافی نیست.
چند دوره است که به خاطر کمبود منابع مالی، بخشهای فرهنگی و عمرانی بنیاد کوچک شده است. درحالی که سهچهارم وظایف ما فرهنگی است اما برای برنامههای اولیه این حوزه هم کسری بودجه داریم. عدم تطبیق بین کمیت و کیفیت نیروی انسانی هم وجود دارد. بنیاد 9 هزار نفر پرسنل حوزه اداری دارد که این تعداد در حال کاهش هم هستند. در خصوص این تصور که افراد تحت پوشش به مرور زمان کاهش پیدا میکنند، بههیچعنوان اینطور نیست؛ بلکه جامعه هدف بهطور متوسط سالی یک درصد هم رشد دارد. رزمندگان مجروح فاقد مدارک بالینی تازه معرفیشده برای دریافت درصد جانبازی، شهدای سلامت و شهدای مدافع حرم از جمله ایثارگران هستند که به جامعه هدف افزوده شدهاند. بین منابع مالی و بودجهای بنیاد و هزینههای قانونی آن تطبیقی وجود ندارد. بررسی ما نشان داده اگر بخواهیم همه وظایف را بهدرستی انجام دهیم، در حالت حداقلی تنها 40 درصد منابع مالی را در اختیار داریم. این درحالی است که اگر بخواهیم به وضعیت مطلوبی برسیم تنها 25 درصد منابع مالی را در اختیارداریم.
در حال حاضر کمک معیشت افراد تحت پوشش چقدر است؟
- مبلغ کمک معیشت جامعه هدف کم است و قطعاً این رقم کفاف زندگی را نمیدهد و نمیتوان خانواده را با آن اداره کرد. در مورد خدمات درمان هم بهدلیل محدودیت منابع مالی، مجبور هستیم که خدمات درمان را طبقهبندی کنیم. خدمات دندانپزشکی بسیار محدود است و فقط به جانبازان ناحیه فک و دهان پرداخت میشود. جانبازان اعصاب و روان بهدلیل مصرف داروهای فراوان، مشکلات دندانی زیادی دارند و نیاز مبرم به خدمات دندانپزشکی دارند؛ اما متأسفانه بودجه مناسبی برای افزودن خدمات دندانپزشکی این عزیزان وجود ندارد. اگر مبلغ قرارداد بیمه دی را بتوانیم افزایش دهیم، میتوانیم چنین خدماتی را هم اضافه کنیم. بهنظر من نیاز است که ما از یک نهاد خدماتی به سمت نهادی حقوقی – معاضدتی و بعد به راهبردی تبدیل شویم. البته این کاری یکساله و دوساله نیست؛ بلکه به یک دهه تا دو دهه زمان نیاز داریم.
در خصوص قانون جامع ایثارگران، در بحث اشتغال، مسکن، درمان و تسهیلات رفاهی در کجاها مشکلات وجود دارد و قانون بهطور درست اجرا نمیشود؟ شاید اگر این قانون بهدرستی اجرا میشد، حجم مشکلات تا این اندازه زیاد نبود.
- به اعتقاد من در همه مواردی که اشاره کردید، اشکالاتی وجود دارد و در همه موارد باید بیشتر کار شود. ما مجری قانون هستیم و نظرات اصلاحی داریم. البته قوانین از دوره قبل بازخوانی شده و بسته تنقیح قانون را به دولت ارسال کردهایم؛ منتظریم تا به مجلس فرستاده شود. برای اینکه تکلیف جامعه هدف روشن شود، باید قانون روشنی داشته باشیم. بهعنوان مثال قانون باید مشخص کند که یک فرزند شهید زیر 7 سال چه نیازهایی دارد و در سنین جوانی تا سالمندی، نیازهای او را پیشبینی کرده و برنامهریزی درست داشته باشد.
اجازه دهید اشارهای هم به دیگر بخشها کنم؛ مثلاً با این همه مشکلات اقتصادی که در بنیاد وجود دارد، آیا برنامهای برای تغییر ساختار اقتصادی جهت بهبود شرایط ندارید؟
- اتفاقاً بهطورجدی روی این مسئله در حال کار کردن هستیم. مجموعه اقتصادی ما به چند گروه اصلی تقسیم میشود؛ یک گروه مانند شرکت متد یا مجموعه ایثار و سازمان سیاحتی زیارتی به جامعه هدف ارائه خدمت میدهند. طبیعتاً وقتی یک سازمانی کارش خدمات رسان به جامعه هدف است، زیان ده خواهد شد؛ چون دنبال سودآوری نیست.
بخش دیگری از نهادهای اقتصادی که تحت عنوان سازمان اقتصادی کوثر از آنها نام برده میشود، عمدتاً در بخش کشاورزی سرمایهگذاری کردهاند. همانطور که مشخص است، بخش کشاورزی جزو بخشهای سودده کشور نیست و معمولاً با تراز خیلی کمی عمل میکنند. کل منافعی که معمولاً سالانه از این سازمان در بودجه کلان به بنیاد میرسد رقمی محدود است. البته گروهی را مستقر کردهایم تا برنامه جامع نوشته و مدل کار اقتصادی بنیاد تغییر پیدا کند. من همیشه گفتهام همانطور که بنگاهداری برای دولت کار اشتباهی است و تبعات منفی بهدنبال دارد، شأن بنیاد هم باید شأن سهامداری باشد؛ آن هم سهمهای مطمئنی که هزینههای بخش ارائه خدمات ما را تأمین کند. ما نهادی هستیم که بخش اقتصادی آن باید در خدمت بنیاد باشد. بهعنوان مثال وقتی به ویلچر نیاز داریم، وقتی میخواهیم کار اقتصادی کنیم، خود باید ویلچر بسازیم نه اینکه کار غیرمرتبط انجام دهیم. چنانچه میخواهیم کار اقتصادی کنیم، باید در زمینه هوش مصنوعی فعال شویم که نیاز جامعه هدف را در حوزههای مختلف تأمین میکند. از سویی دیگر ازآنجایی که ما یک نهاد انقلابی هستیم، بنیاد شهید و امور ایثارگران باید نقش الگویی داشته باشد؛ در سلامت اداری، در پاکدستی، در انضباط، در شفافیت. پس نظامی الگویی باید داشته باشیم. از اینرو در حال تغییر ماهیت هستیم و بهدنبال تبدیل سازمان اقتصادی بنیاد، از یک سازمان بنگاهدار به یک سازمان سهامدار و شتابدهنده هستیم.
یکی از مشکلات بنیاد، در بخش خدمات درمانی است و از آنجایی که جانبازان با کهولت سن به خدمات بهتر و بیشتری نیازمند هستند، چه برنامه جدیدی در دستور کار دارید؟
- چندی پیش بازدیدی از شرکتهای دانشبنیان که در حوزه مورد نیاز ما کارکرده بودند داشتیم و شاهد پیشرفتهای خوبی بودیم. این حوزه میتواند در خصوص پروتزهای جانبازان که برخی از آنها تکنولوژی صد سال پیش را دارند، بسیار کمک کننده باشد. در حال حاضر پاهای فعال، پاهای روباتیک و کربنی آمده و ماهیت زندگی فردی را که نقص عضو شده تغییر میدهد. به کسی که قطع دست است تا حد زیادی توانایی استفاده از دست را میدهد و بخش زیادی از کارکردهای عضوی که ازدسترفته را به فرد بازمیگرداند. با مکانیسمهای هوش مصنوعی، دید سهبعدی به افراد نابینا میتوان داد. باید در این حوزهها کار شود. واردات برای ما خیلی گران تمام میشود؛ درحالی که میتوان با استفاده از شرکتهای دانشبنیان با تولید داخل خیلی به صرفهتر به همان فناوریها دست یافت.
ساختار ِسنی جامعه هدف ما سالمند است. میتوان گفت جامعه هدف بنیاد شهید و امور ایثارگران به لحاظ سنی، مشابه وضعیت سنی مردم کشور در 30 سال آینده است؛ یعنی اگر متوسط سنی کشور 32 سال باشد، متوسط سن جامعه هدف ما 58 تا 60 سال است؛ چون جامعه هدف ما سالمند شده، در حوزه تکنولوژیهای سالمندی و توانبخشی باید ورود جدی داشته باشیم. در حال حاضر مجموعه کار جهاد خودکفایی آغاز شده، پژوهشکدههایی که تعطیل هستند، باید دوباره فعال شده و به شرکتهای دانشبنیان متصل شوند تا کارها با شتاب بیشتری انجام شود. من صریح و شفاف هستم و معتقدم تأمین هزینههای زندگی و معیشت ایثارگران واجب است؛ چون این افراد در حفظ امنیت ملی کشور نقش داشتند و دولت و مجلس باید بودجه مناسب را تأمین کنند.
مسئله اشتغال فرزندان شاهد و ایثارگر از جمله مطالباتی است که مطرح میشود و شمار زیادی از این افراد بیکار هستند که در زمینه اشتغال مشکلدارند. آیا برنامهای برای کاهش نرخ بیکاری دارید؟
- در بحث اشتغال قوانینی در بحث استخدام داریم که باید دنبال شود. البته استخدامهای دولتی کاهش پیداکرده. طبیعتاً سهمیه استخدام ایثارگران که بخشی از استخدامها را تشکیل میدهند کاهش پیدا میکند. وقتی در یک شهر، یک دستگاه دولتی تنها یک نفر استخدام میکند، سهمیه 25 درصد ایثارگران تبدیل به هیچ میشود؛ یعنی وقتی میگوییم 25 درصد، یک جاهایی واقعاً هیچ است. در هر حال در خصوص فرزندان شهدا و جانبازان 70 درصد به بالا آزمون اولیه گرفته شده؛ در حال پیگیری آزمون دوم هستیم که به نوعی آزمون تکمیل ظرفیت است و به افرادی اختصاص دارد که بهعنوان مثال رشته اشتباهی انتخاب کردهاند. در کل 17 هزار سهمیه داشتیم که تعداد 7 هزار نفر محقق شده است و بقیه در تکمیل ظرفیت مشخص میشوند. در زمینه تبدیل وضعیتها هم پیگیر هستیم و بهزودی گامهای خوبی در این خصوص برداشته خواهد شد. بجز این موارد، به دنبال سهمیه توانمندسازی اشتغال، تحت عنوان اشتغالهای جمعی و مشارکتی به شرط تملیک هستیم.
تاکنون وام کارآفرینی داده میشد که امکان انحراف داشت. در حال حاضر سهمیه وام اشتغال 100 میلیون تومان است. با این رقم امکان ایجاد شغل پایدار وجود ندارد؛ یعنی در حقیقت این پول صرف کاری غیر از اشتغالزایی شده و فقط بدهکاری ایجاد میکند. به جای این کار میخواهیم به مؤسسات، نهادها یا شخصیتهایی که در بخش عمومی و خصوصی فعال هستند، خدمات منتوری یا همان مشاورهای بدهیم. این مؤسسات و نهادها با مکانیسمهای اجتماعیسازی و تشکیل بنگاههای کوچک و در اختیار قرار دادن ابزار و آموزشهای مورد نیاز، میتوانند نیروهای کارآمد را پرورش داده و از منبع درآمد خود اقساط وام دریافتی را پرداخت کنند. ستاد اجرایی فرمان امام این کار را شروع کرده و گفتوگوها را انجام داده و در مناطق روستایی نیز کار را شروع کرده است. تفاهمنامهای هم بین بنیاد و ستاد اجرایی امام به امضا رسیده و امیدواریم با برداشتن این گامهای جدید، از نرخ بیکاری فرزندان خانوادههای شاهد و ایثارگر کاسته شود. امروز نرخ بیکاری بالا است و در سامانه شغلی حدود 280 هزار نفر متقاضی شغل هستند. البته از این تعداد، برخی ممکن است دارای شغل باشند، یا از شغل خود رضایت نداشته باشند، یا اینکه شغلی نیمهوقت داشته باشند، یا درآمدشان کم باشد.
بهعنوان سؤال آخر، واکسیناسیون افراد تحت پوشش بنیاد شهید و امور ایثارگران به کجا رسیده و آیا تزریق واکسن آنفلوانزا هم داشتید؟
- کل جامعه هدف 3 میلیون و 500 هزار نفر است و شامل جانبازان، آزادگان، همسران و خانوادههای آنها میشود. دو دوز واکسن کرونا را دریافت کردهاند. برای مرحله سوم هم نامهنگاریها انجامشده است. تمامی ایثارگران بالای 60 سال، جانبازان 50 تا 70 درصد، جانبازان شیمیایی شدید و متوسط و تمام ایثارگران صعبالعلاج مشمول دریافت دوز سوم واکسن کرونا هستند. البته هیچکدام از گروههای جامعه هدف که دوز دوم را تزریق کرده اند، محدودیتی برای نوع واکسن دوز سوم نخواهند داشت و به انتخاب خود میتوانند دوز سوم را از بین واکسنهای موجود تزریق کنند. آنطور که معاونت بهداشت ما اعلام کرده است، افرادی که پیش از این واکسنهای سینوفارم، برکت و بهارات زدهاند، میتوانند بعد از گذشت 4 ماه از تزریق دومین دوز واکسن و افرادی که واکسنهای اسپوتنیک و آسترازنکا را دریافت کردهاند پس از گذشت 6 ماه میتوانند نسبت به دریافت سومین دوز واکسن کرونا اقدام کنند. درباره واکسن آنفلوانزا هم بر اساس گزارش معاونت بهداشت بنیاد شهید و امور ایثارگران، تاکنون جانبازان 50 درصد به بالا و والدین آنها هم واکسن آنفلوانزا را تزریق کردهاند.
به نقل از روزنامه ایران
ان هم اگربودجه داشت خدای نخاسته پرداخت میشه خب حالا معیشت حدود30 درصداجراح میشه چون بودجه نیست بیمه تکمیلی دی شوخیه برای اینکه 40درصدهم گفتم اجراح نمیشه همین بیمه دی ایثارگران راسکته میده واصل کاری پاداش پایان خدمت ایثارگران بعداز 40 سال هنوز مسئولین محترم میگن زوداست بیشترجانبازان بالای 65سال سنشون است حالا شما قضاوت کنیدخیلی ازمشکلات را نگفتم والسلام
با سلام و ادب
احتراماً باستحضار می رساند اینجانب امامقلی غیبی پور فرزند غلامحسین به شماره کد ملی ۵۵۵۸۷۸۵۳۸۱ میباشم که در سال ۱۳۶۸در منطقه عملیاتی اروند کنار با عنایت به اینکه در منطقه مذکور در حال پاکسازی منطقه جهت مین های کاشته شده بودیم در حین گذز بناگاه مین کاشته شده دشمن در فاصله ۵متری منفجر می شود که بنده دچار موج انفجار از نواحی هر دو گوش و سر می شوم که بلافاصله نعش بر زمین افتادم و به بیمارستان شهید بقایی اهواز اعزام گردیدم و مدت سه روز تحت درمان و مداوا قرار گرفتم که کلیه مستندات بیمارستانی دال بر آسیب هر دو گوش و سر موجود میباشد.نظر به اینکه در آن سالها جوان بودم و با قوانین جاری بنیاد شهید و امور ایثارگران آشنایی نداشتم مجروحیت را پیگیری نکردم .تا اینکه با راهنمایی همرزمان به اینجانب اطلاع داده شد که مجروحین جنگ تحمیلی ناشی از بقایای ادوات جنگی تحت پوشش بنیاد شهید و امور ایثارگران قرار میگیرد.با ملاحظه به راهنمایی افراد آگاه مدارک پزشکی مستدل بر مجروحیت را با مراجعه به بیمارستان بقایی دریافت نمودم و صورتجلسه سانحه نیز به تأیید فرمانده گردان رسیده و مدارک را به ایثارگران سپاه قمر بنی هاشم جهت بررسی تحویل نمودم که متأسفانه اعلام میدارند شما بعد از پذیرش قطعنامه مجروح شده اید.در حالیکه بقایای اداوات جنگی توسط نیروهای مسلح در خط مقدم جهت پاکسازی گردید مطابق قوانین جاری نمیتواند صحت مجروحیت اینجانب را مورد تأیید قرار ندهد.از محضر آن عالیترین مقام عالی بنیاد که صیانت از حقوق ایثارگران را بعهده دارید استدعا می شود مراتب تأیید مجروحیت حقیر را به دستگاه ذیصلاح اعلام فرمایید. با تقدیم احترام
امامقلی غیبی پور
ریاست محترم بنیاد شهید و نمایندگان محترم مجلس
لطفا نسبت به خانواده شهدای مجرد که هیچ کدام از اعضای خانوادهشون از سهمیه استخدامی استفاده نکردند توجه کنید ای کاش در اعضای یک شهید مجرد حداقل یکی از برادر یا خواهراش استخدام میشد به خدا انصاف نیست که شهدای مجرد حتی یکی از اعضای خانواده اش استخدام نیست چون شهدای مجرد فرزندی نداشتند و پدر و مادرشون هم به رحمت خدا رفته اند تنها بازماندگانشون فقط خواهر و برادرشون هستند آنها هم حتی یکیشون استخدام نیستند/ باتشکر
چرا دولت بااینکه همه اینارومیدونه هرروزآمارمیاره ولی رسیدگی نمیکنن ماکه اونموقع جان دردست گرفتیم بخاطرهمین مملکتمون رفتیم جنگیدیم لطفا به دادمردم برسید تاهمه مثل اون آقا خودکشی نکردن باتشکر
باسلام
احتراما باستحضار میرساند.اینجانب قاسم سنچولی بسیجی جانباز 20درصد جنگ تحمیلی بشماره کدملی 2030460923 متولد 1343 درتاریخ 17/11/98 درکمیسیون پزشکی بنیاد شهید استان سیستان وبلوچستان برای موارد متعدد مجروحیت ازجمله موضوع شیمیایی وسایر عوارض مربوطه بهمراه کلیه مدارک پزشکی شرکت نمودم.بطوری که درزمان برگزاری کمیسیون دکتر متخصص موضوع شیمیایی ازوضعیت بسیار بد اچ آر سی تی واسپیرومتری ام اظهار نگرانی وناراحتی نمود وعنوان نمود که توان تنفسی شما ازنصف یک ریه عادی هم کمتراست.این موضوع بهمراه تاییدیه شیمیایی ام که از طریق کمیسیون عالی سپاه که توسط بهترین متخصصین وامکانات بیمارستان حضرت بقیه الله الاعظم(عج) تهران به استناد مدارک موجود اچ آرسی تی واسپیرومتری وانجام چهار بار عمل قلب وسایر عوارض مثل چشم پوست و... طی یک روند طولانی ومتعدد دوساله بررسی شده بود اطمینان پیداکردم که جانباز شیمیایی وعوارض مبتلا به آن شناخته شوم.که متاسفانه بعداز گذشت چندروز پس از برگزاری کمیسیون فوق مراتب بصورت پیامک مبنی براینکه درصد جانبازی شما همان 20 درصد تعیین گردیده وهیچ تغییری در درصد جانبازی شما ایجاد نشده اطلاع رسانی شد. مع الوصف چرا باتوجه به گستردگی عوارض وضایعات شیمیایی واثرات طولانی مدت آن حتی انتقال به نسل بعدبطوریکه دوتن ازفرزندانم دچاربیماری صرع ودوقطبی هستندونظر پزشک عضو کمیسیون اعزامی بنیاد وکمیسیون پزشکی بدوی وعالی سپاه مرکز وکمیسیون ماده 134 سپاه استان وهمچنین تایید احراز توسط کمیسیون احراز بنیاد شهید استان مجروحیت شیمیایی ام مورد تایید قرارنگرفته وهیچ درصدی به آن اختصاص داده نشده است؟ آیا معیار تشخیص شیمیایی بودن درکشور متفاوت است؟ ضمنا برای افرادیکه ازقبل جانباز نبودند بشرط تاییدیگان اعزام کننده طبق تبصره الف ماده 87 قانون برنامه ششم کشور بنیادموظف شده درابتدابه این افرادپنج درصدجانبازی اعطانمایدکه درادامه قابل افزایش هست ولی به جانبازانی که ازسایرمواردبغیرازشیمیایی درصددارندبه هیچ وجه به آنان درصدجانبازی حداقل همین پنج درصدراهم نمیدهند.خواهشمندم دستور فرمایید موضوع بنحو مقتضی به اداره کل کمیسیون پزشکی بنیادشهید مرکزوسایر مسئولین بنیاد شهید ویادرصورت لزوم برای حل مشکل قانونی بمنظوراجرای عدالت منعکس وپیگیری گردد.
آدرس: زاهدان
چرا راه آهن کسانی که در شرکتهای پروژه زیر سازی راه آهن و مشمول تبدیل وضعیت استخدام ایثارگران هستند را استخدام نمیکنه؟ مگه زیر سازی خط راه آهن مال راه آهن نیست قطار که از آسمون پرواز نمیکنه من دارم برا زیر سازی خط راه آهن زحمت میکشم جون میدم بی انصافی هست فقط چندتا شرکت را لیست کردند و استخدام میکنند
سالها دوندگی برای تعیین درصد هنگامی به نتیجه رسید که اقای دکتر ساقی توانست مدارک پزشکی را به مدیران بنیاد برساند و بلافاصله اقدام قانونی کلید خورد و توانستم به برخی از حقوق قانونی برسم. اگر زحمات آقای دکتر ساقی نبود شرایطی که طی چند سال گذشته تجربه کردم امکانپذیر و قابل تحمل نبود از جمله شرایط ادامه تحصیل حین اشتغال فراهم شد و خوشحالم که اکنون در مرحله پایان نامه ارشد قرار دارم و به ارزوی دیرین خود که ادامه تحصیل بود بوسیله تسهیلات جانبازان رسیدم و بزودی مقطع دکتری را شروع میکنم.
اگر شرایط تحقق نیافته بود همچنان در خم یک کوچه بودیم و تا امروز مشکلات زندگی نابودمان کرده بود. گرچه هنوز دو مجروحیت اعصاب و روان و کمرم تعیین درصد نشدند زیرا دبیر کمیسیون پزشکی گفت دو مجروحیت که طبق قانون دارای تایید میباشند پس از انتقال پرونده در صورت جلسه شورا ثبت نشده لذا برای جلوگیری از حذف دو مجروحیت اساسی به هریک دو درصد دادند اما بنیاد برای ثبت دو مجروحیت و تعیین درصد کامل توپ فوتبال کردند هر یک مشکل را به گردن دیگری انداختند و از سال 94 بلاتکلیف ماندم. درصد از 25 تا 49 تفائتی ندارد اما بدلیل استخدام با 45 درصد و اکنون که به 25 درصد کاهش یافته نمیدانم در شرایط کاری موثر است یا خیر علی ایحال چنانچه دو مجروحیت تعیین دصد شوند یقین دارم بالای 50 درصد خواهد شد.

















