08 شهريور 1405 / ۱۶ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 90917
سه شنبه 31 خرداد 1401 , 10:30
سه شنبه 31 خرداد 1401 , 10:30


مفهوم جدیدی بهنام عقلانیت انقلابی
سید محمدرضا میرشمسی
پاراچنار؛ مناقشه قبیلهای یا بحران ژئوپلیتیک
علیرضا رجائی
سخنی صریح و محترمانه با آقای قائمپناه
علیرضا ضابطی سیستان
تبریک میلاد رسول خدا (ص) به گونهای دیگر
حسین شریعتمداری
از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
«سلام فرمانده» در دست صبا افتاد
۱- مطلع یکی از غزلیات حافظ است:
گر زلف پریشانت در دست صبا افتد
هرجا که دلی باشد در دام بلا افتد
ما کشتی صبر خود در بحر غم افکندیم
تا آخر از این طوفان هر تخته کجا افتد
این رباعی هم از شیخ اشراق، شهابالدین سهروردی است:
گر عشق نبودی و غم عشق نبودی
چندین سخن نغز که گفتی؟ که شنودی؟
ور باد نبودی که سر زلف ربودی
رخساره معشوق به عاشق، که نمودی؟
... و این رباعی نیز از سرودههای ابوسعید ابوالخیر است:
راه تو بههر روش که پویند خوشست
وصل تو بههر جهت که جویند خوشست
روی تو بههر دیده که بینند نکوست
نام تو بههر زبان که گویند خوشست
۲- او را غایب نامیدهاند، چون «ظاهر» نیست، نه اینکه «حاضر» نباشد. «غیبت» به معنای «حاضر نبودن»، تهمت ناروایی است که به او زدهاند و آنان که بر این پندارند، راه به خطا میپیمایند، آمدنش که در انتظار آنیم به معنای «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانش که هر صبح و شام او را میخوانند، ظهورش را از خدا میطلبند نه حضورش را. وقتی ظاهر میشود، همه انگشت حیرت به دندان میگزند و با تعجب میگویند که او را پیش از این هم دیدهاند. و راست میگویند، چرا که او در میان ماست، زیرا امام ماست و هیچ امامی نیست که در میان امت خود نباشد...
از قول حضرتش(ع) است که؛ «اِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ وَ لَوْلا ذلِکَ لَنَزَلَ بِکُمُ اللأّْو اءُ وَاصْطَلَمَکُمُ الاَعْداءُ...؛ از یاری رساندن به شما کوتاهی نکرده، فراموشتان نمیکنیم، و اگر چنین نبود، سختیها و ناگواریها بر شما نازل میشد و دشمنان، نابودتان میکردند».
۳- این روزها سرود « سلام فرمانده » با سرعتی فراتر از تصور و با شتابی معجزهگون، نه فقط سراسر ایران اسلامی را فرا گرفته، بلکه مرزهای جغرافیایی را نیز پشت سر گذاشته و هرجا مسلمانی هست و در هر منطقهای که مسلماننشین است، دلها را به تسخیر درآورده و لبها را از ژرفای قلبها به زمزمه واداشته است. سلام فرمانده را نمیتوان در حد واندازه یک سرود معمولی به ارزیابی نشست. این سرود با لطافت آهنگین و صلابت آهنین خود به سرود ملی و پرچم فراگیر امت اسلام تبدیل شده است. متن زیبا و روحنواز آن، نماد اسلام ناب محمدی(ص) است و مرزهای اسلام ناب را از آنچه به بدعت و تحریف بر آن افزودهاند تفکیک میکند. خطابی از ژرفای دل به مراد غایب -ارواحنا له الفداء- است که «سلام فرمانده، ای قبله هر قافله! ای قافلهسالار من...»
۴- «سلام فرمانده» برگه هویت انقلاب اسلامی و شناسنامه ملتهای مسلمان است. «عشق جانم امام زمانم ... دنیا بدون تو معنایی نداره ... بیا جون من بیا، بیا یارت میشم ... هوادارت میشم ... گرفتارت میشم ... سیدعلی دهه نودیهاشو فراخوانده ... عهد میبندم روزی لازمت بشم، عهد میبندم حاج قاسمت بشم ... عهد میبندم که میمونم پای کار ایننظام ... نبین قدم کوچیکه پاش بیفته من برات قیام میکنم ... غصه سربازو نخور، آقا سربازات هزار و چهارصدیاند و...».
زنان، مردان، پیران و جوانان و بیشتر از همه نوجوانان و کودکان کم سن و سال با سری پرشور و قلبی سرشار از عشق به مراد غایبمان حضرت بقیهًْالله الاعظم (ارواحنا له الفداء) سرود سلام فرمانده را همخوانی میکنند. در این همخوانی همه اقشار مردم با سلیقههای اجتماعی متفاوت حضور دارند. نوبت به سلام نظامی که میرسد، قطرههای اشک در چشمها حلقه میزند. چشمهای آن کودکان ۶ یا ۷ ساله چرا اشکبار است؟!... انگار سند « نبین قدم کوچیکه پاش بیفته من برات قیام میکنم» را به اشک چشم تضمین میکنند و...
۵- امام راحلمان - رضوانالله تعالی علیه- به دگرگونی در نامعادله حاکم بر دنیای سلطه اشاره میفرمود و حضرتآقا، بارها از «پیچ تاریخ» خبر دادهاند. چه میدانیم؟ شاید سرود «سلام فرمانده» همان زمزمه ملکوتی است که راهیان راه امام و ملتزمان رکاب رهبر انقلاب در عبور از پیچ تاریخ بر لب دارند. زمزمهای که از دلها برخاسته و بر دلها نشسته است.
حسین شریعتمداری


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی















