19 مهر 1405 / ۲۸ ربيع الثاني ۱۴۴۸
شناسه خبر : 93611
دوشنبه 11 مهر 1401 , 12:04
دوشنبه 11 مهر 1401 , 12:04


دستمال کاغذی برجام!
غلامرضا صادقیان
چقدر از خودمان را در اینترنت جا گذاشتهایم؟
داود گودرزی
راهکار جبران عقبماندگی تاریخی
سید محمدرضا میرشمسی
وقتی تاریخ، عدالت و صلح هم ابزار توجیه جنگ میشوند!
محمدرضا الهی
ایران؛ «هارتلندِ» جهان؛ فرصت سازی و فرصت سوزی
محمد تقی امینی
مارکوی فراموشکار
سیدمهدی حسینی
لزوم حمایت آموزشی از اتباع
علیرضا رجائی
این مسیر خودِ بنبست است!
دکتر امانالله دهقان فرد
شوک راهبردی در تنگه هرمز
حمیدرضا مرادی
ما کِی از خودمان فاصله گرفتیم
رضا کریمی


کمترین وظیفه ما
ابوالقاسم محمدزاده
یکی از افسرها جلو آمد و در حالیکه حیرت و تعجب در کلام و رفتارش موج میزد، معترضانه گفت:
- من اصلا متوجه نمیشم. شما میگید به قلب دشمن بزنیم. از دشمن تلفات و اسیر بگیریم و سالم برگردیم.نمیشه!
سرهنگ آبشناسان خنده ملایمی کرد و دستی به صورتش که حالا تهریشی اونو پوشونده بود کشید و گفت:
- این کار من است. کار یک نیروی مخصوص اینه که عملیات نفوذی انجام بده و به دشمن، داخل خاک خودش ضربه بزنه و برگرده. این کمترین وظیفه منه.
اون روز 10 کیلومتر پیشروی کرده بودیم و جناب سرهنگ حسن آبشناسان بیهیچ ترس و واهمهای پیشاپیش ما حرکت میکرد. سه خودروی مهم دشمن رو منهدم کردیم و با تعدادی اسیر سالم به مقرمان برگشتیم..
موضوع: سرتیپ شهید حسن آبشناسان
منبع: kayhan.ir


دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید
جعفر طهماسبی
جاسوسان؛ حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش
سردار «رفیعی آتانی»
آرامش یک دلشکسته با آغاز یک دلبستگی!
سیدهمهدیه موسوی















