06 شهريور 1405 / ۱۴ ربيع الأول ۱۴۴۸
شناسه خبر : 101750
دوشنبه 19 تير 1402 , 11:10
دوشنبه 19 تير 1402 , 11:10


از تفاهم تا گارانتی؛ زمان طلایی در معماری امنیت هرمز
علیرضا رجائی
حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه
محمدحسین محترم
مرز خود را با غربگرایان و جریان فتنه حفظ کردهام
محمدباقر قالیباف
زیست عفیفانه
سیدمهدی حسینی
وقتی حقیقت هم باید از فیلتر اینترنشنال عبور کند!
محمدرضا الهی
مهمترین دستاورد آقای شهید ایران
مهدی فضائلی
حق من زندگی دیگران نیست!
داود گودرزی
از دغدغه اعزام به تهران تا پیدا کردن دارو...
علیرضا ضابطی سیستان
بِسِنت خالی بست مستندات چه میگویند؟
محمد ایمانی

همه چیز داریم جز آرامش!
داود گودرزی
برای رفیق شهیدم؛ «بشری»
زهرا صدر
ننگ بر دنیای شما که شهادت را خوار میشمارید!
غلامرضا صادقیان
اشک ماتم بر پیکر پدر
فاطیما محمد مرادی
فدای غیرت عباسی عراقیها
احمد بابایی

روایت عشق از قاب مهران؛ جادهای که به کربلا میرسد
حمیدرضا محمد مرادی
رسم مردانگی
فاش نیوز - تابستان بود. حسین قاینی و نیروهای گردانش در ارتفاعات کلهقندی مستقر بودند. من هم یک خط عقبتر و در اورژانس گردان و در مهران مستقر بودم. قرار بود از سوی نیروهای ما عملیاتی صورت بگیرد که متأسفانه عملیات لو رفت و عراق شروع به پاتک کرد. دشمن دارای تجهیزات زیاد و پیشرفته بود و موفق شد وارد خاکریز شود؛ اما در آنجا با ایثارگری بچههای گردان آقای قاینی مواجه شد و نتوانست ارتفاعات کلهقندی را از نیروهای ما بگیرد.
در جریانِ پاتک، حسین قاینی زخمی شده و جهت پانسمان به اورژانس آورده شد. وقتیکه حال برادر قاینی تا حدودی بهتر شد به او گفتم: «بهتر است شما را به عقب اعزام کنیم تا ترکش رو دربیاورند.»
ایشان گفت: «نه، من نمیروم.»
میخواستیم از اورژانس بیرون بیاییم که پیکر تعدادی از شهدای گردان ایشان را آوردند تا به عقب منتقل کنند. برادر قاینی در آن لحظه تکتک شهداء را نگاه کرد تا اینکه به پیکر شهید مهدی صبوری رسید. نصف صورت شهید صبوری در اثر اصابت گلولة توپ از بین رفته بود. با دیدن این صحنه یکدفعه برگشت و رو به من گفت: «این رسم مردانگی نیست که بچههای گردان را تنها بگذارم و پشت جبهه بروم تا خودم را مداوا کنم. من باید بروم و تا دشمن را عقب نرانم دست از مبارزه برنمیدارم.»
خاطرهای از شهید حسین قاینی
راوی: علی رئوفی، همرزم شهید
* مریم عرفانیان
منبع: کیهان


ما در نوجوانی طعم تلخ اسارت را چشیدیم
احمد یوسف زاده
یادی از جانباز نخاعی شهید مهران ذوالفقاری
مرتضی قنبری وفا
دندان اسرا را با قاشق و انبردست میکشیدم
محمدباقر علیئی
یاد اهلبیت، ما را در سختترین لحظات اسارت زنده نگه میداشت
عبدالمحمد شیخابولی
پارسال همراه بابا، امسال به یادش
فاطمه ملکی















